Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
نویسندگان
جهان بیرون غار

رساله ای در باب میهمانی

جمعه, ۴ تیر ۱۳۹۵، ۰۱:۴۵ ق.ظ

لطفا وقتی به خونه های آدمهای مذهبی میرید، میدونید... منظورم آدمهای واقعا و شدیدا مذهبیه، لطفا مانتوتون رو در نیارید با تاپ بشینید جلوشون، شما سه ساعت اونجایید، نیستید ببینید بعدش به علت کار شما چه درگیری ها که نمیشه، چه صداهایی بلند میشه، چه اشکها ریخته میشه و چه حرفها رد و بدل میشه!

دو ساعت باد توی تنتون نپیچه ، این بهتر از یه هفته جنگ و دعوا توی خانواده میزبانتونه، نیست؟

  • ۹۵/۰۴/۰۴
  • هولدن کالفیلد

آراء الحکما: جلد  (۴۰)

  • کوثر بانو
  • حرف شما و اغلب کامنت ها یکیه و خب منم به این قضیه اعتقاد دارم
    ولی اگه شرایط جوری باشه که 2 دسته مهمان بیان خونه آدم که عقایدشون مث میهمان و میزبان قصه شماست با این تفاوت که دسته اول لباساشون باز تر از مهمون های شما باشه و هر گروه مهمون از اومدن گروه دیگه بیخبر باشن و میزبان با هر دو گروه راحت باشه حالا باید چی گفت؟
    + 2 بار این اتفاق به صورت کامل اتفاقی خونه یکی از فامیلای نزدیک افتاد!
    پاسخ:
    دیگه اینا رو نمیدونم خدایی!!!
    به نظر من یه جور لج بازیه! یعنی مهمان میدونه که میزبان رو این موضوع حساسه، و خودش هم مذهبی نیست و به نوعی با مذهب و عقاید طرف مقابلش مخالفه واسه همین مخالفتشو تو شکل لج بازی و حرص در بیاری بیان میکنه!!
    دیدم که میگماااا!!!
    پاسخ:
    بنده هم دقیقا همین حس رو دارم :|
  • نیمه سیب سقراطی
  • هر چند ما خانوادگی خط قرمزهای خودمونو داریم ولی همه جور مهمانی داریم ! همه جور ! عقلش برسه خط قرمزای ما رو به عنوان میزبان رعایت کنه که هیج ! رعایت نکنه هم نکرده دیگه ، اتفاق خاصی نمیفته !
    پاسخ:
    خب خیلی مهمه که این چارچوب ها پشتوانه ی مذهبی قوی دارن یا نه، هر چی پشتوانه اش اخلاقی - و نه مذهبی - باشه، میشه خیلیش رو زیر سبیلی رد کرد! :دی
    وقتی مذهبی باشه، نمیشه!

    AGE MANZORET AZ TOP DAGHIGHAN TOPE MITONESTI HATA MOBL VA SANDALI MEHMONO TO HAMOOM ZIRE DOOSH BEZARI.....DOOR AZ SHOKHI MOVAFEGHAM




    پاسخ:
    دقیقا تاپ، در واقع، لباسهای والیبال رو دیدی، اینها که آستین ندارن، عین اون، مدل جذب!
    و صد البته، وجدانا چرا انگلیسی مینویسی اونم با حروف بزرگ؟ :|
    http://s7.picofile.com/file/8257266776/Michael_Maas_Me_Solei_www_vmusic_ir_.mp3.html

    این برای شما :) امیدوارم دوست داشته باشین . با تشکر از پیانوی ملودی شب . این هم توی تاریکی شب آرامشه ...

    پاسخ:
    دست شما درد نکنه! گوش میکنم!
    این پستو که خوندم یاد یه خاطره افتادم در تقابل با همین. یکی از فامیلای به شدت مذهبی ما اومده بود تهران درس می خوند و اینا. بعد خب، از سر محبت و این حرفا زیاد دعوتش می کردیم خونمون. بعد من اون موقع یه دختربچه ده، یازده ساله بودم مثلا. هر دفعه میومد اینقده بحث و دعوا راه می نداخت سر اینکه چرا دخترتون حجاب نداره و من معذب می شم، که آخرش منو مجبور کردن حجاب داری(!) کنم.:))
    خیلی ربطی نداشت ولی خب یادش افتادم.:دی
    این حرکت پست هم.. خب.. به نظرم دقیقا سطح شعور رو می رسونه.:دی
    پاسخ:
    خب این دیگه خیلی نوبر بود :))
    چطور میشه بهشون گفت در صورتی که این باور رو داری پوشش هر کسی به خودش مربوط میشه :( از طرفی در حین مهمون داری مطمئن هستی ( دلشوره داری ) یه آشوب عظیمی در انتظارته و این خیلی سخته ! 
    پاسخ:
    نمیدونم
  • مترسک ‌‌
  • یه چیز بی‌ربط؛ درگیر اون یه نفری شدم که بهت منفی داده :|
    دقیقاً چه چیز مخالفت‌داری توی این متن به چشمش اومده؟ :|
    پاسخ:
    :|
    :|
    چی بگم :|
    ببخشید فکر کنم منظورم رو بد گفتم اینکه برند مهمونی و میزبان بی حجاب باشه نه خودشون ، احترام به عقاید باید دوطرفه باشه مثلا وقتی من میرم جایی مهمونی و توقع دارم ماهواره رو به احترامم خاموش کنند خوب وقتی هم اونا میاند من نباید تلویزیون رو بزارم رو شبکه هایی که آخوند یا برنامه مذهبی داره شاید اونام به اندازه من حرص بخورند و ناراحت بشند 
    پاسخ:
    آهان، نه خب، میزبان، میزبانه، یعنی میهمان اگه میدونه میزبان دوست نداره حجاب کنه، میتونه نره! البته معمولا خانمهای میزبان یه چیزکی رو سرشون میندازن که نه سیخ بسوزه نه کباب، اما اگر هم نندازن، توی خونه خودشونن، مذهبی ها یا نرن ، با اگه میرن که دیگه بهشون ربطی نداره! :دی
  • آبان دخت :)
  • :)
    پاسخ:
    :دی
  • آبان دخت :)
  • به نظر من که اصلا سخت نیست! :|
    پاسخ:
    من هم همین فکر رو میکنم!
    من حتی مورد دیدم طرف میگه چرا فلان دوستت چادر سرش نمیکنه!!!

    بگو نیاد خونه ما !!! :|

    +خب راستش خانواده های مذهبی هم باید کمی کوتاه بیان ولی تاپ دیگه نه خدایی :|
    پاسخ:
    کوتاه اومدن تا چه حد؟ مثلا اینکه به قول دوستمون یه پیراهن آستین دار راحت بپوشه؟ خب آره، اینقدر رو باید رعایت کنن خانواده مذهبی. چون بیشتر از این نمیشه!
    در مورد خانواده های مذهبی ای که میگن فلانی چرا چادر سرش نیست یا مانتوییه، دیگه این مشکل خودشونه، نمیخوان دعوت نکنن، ولی حق ندارن دعوت کنن ایراد بگیرن، آدمها تا وقتی "عُرفی" لباس میپوشن هیچ خانواده ای حق نداره بهشون بگه تیپت رو نمیپسندم! نمیخوان دعوت نکنن :|
    خب چه گریه دار
  • بانو ف تک نقطه
  • از اونجایی که ما حتی تو سطح بین المللی هم کلا اون کاری رو میکنیم که عقیده خودمونه
    به همین دلیل در سطح فردی هم همینیم :)


    میشه مثلا چادر نذاشت تو خونه ی میزبان مذهبیت
    ولی قطعا میشه یه آستین سه ربع پوشید :)

    از عقیده فرد میزبانم که صرف نظر کنیم
    خود آدم معذب میشه وقتی یکی مذهبیه و تو آزاد بگردی و هی نگاه سنگینشو تحمل کنی یا اینکه مثلا موقع حرف زدن بهت نگاه نکنه رو :)

    حد وسط همیشه رعایت کردنش امن تره :)


    البته بگذریم از این موضوع که اون عقیده چقد به نظرت مضحک و احمقانه باشه و فکر کنی اگه تو قالبش قرار بگیری خودتو دلقک کردی .. اینم مهمه :)

    پاسخ:
    دقیقا درسته.
    البته در مورد خط آخر، به نظر من وقتی موقتا توی بافتی هستی که دارن از اعتقاد مرسومی پیروی میکنن، با شکستن قالب و قاعده نه تنها دلقک، بلکه بی شعور و احمق هم جلوه میکنی، با فرض صحه گذاشتن بر اینکه قرار گرفتن موقت در یک "قالب مرسوم و معمولِ فرهنگی مذهبی" برای فردی که بهش اعتقاد نداره دلقک شدن باشه، قطعا حضور در جایی که اون قالب به شکل پیش فرض رعایت میشه و شکستن قالبش، دلقک بودن و بی شعور بودن و احمق بودنه، بنابراین باز هم بهتره آدم یه ویژگی منفی رو برای خودش بخره - اونم ویژگی ای که بقیه نمیبینن - تا اینکه بخواد سه تا ویژگی منفی و نا شایست خودش رو شخصا داد بزنه!
    خونه ی هر آدمی حریم امن و خصوصی اون آ دمه با قوانین اون آدم، من به شخصه به خونه ای که قوانینش رو نپسندم و اونقدر برام مهم نباشه که بتونم برای چند ساعت دندون رو جیگر بذارم و تحملش کنم قدم نمیذارم، به اندازه ی کافی قوانین از نظر من ناپسند در جامعه ام وجود داره که ناگزیر از تمکین به اونها هستم، دیگه چرا خودم رو به دلخواه در محیط منزلی قرار بدم که قوانینش رو نمی پسندم؟
    پاسخ:
    آخ دقیقا، واقعا اکثر ما جایی که دوست نداشته باشیم اعم از خونه ی آشنایان و بستگان؛ جمع های دوستانه و دور همی و مراسمی که نپسندیم نمیریم، چرا وقتی میدونیم توی مکان خاصی، محدودیتی وجود داره که برای ما معنی نمیده ولی باید رعایت بشه، میریم اونجا و قاعده اش رو به هم میزنیم؟
  • مترسک ‌‌
  • چشم، میگیم رعایت کنن :|
    پاسخ:
    بگید بکنن!!!
    وبلاگ جالب و زیبایی داری
    به منم سر بزن
    اگه با تبادل لینک موافقی خبرم کن
    :|

    (خطوط نوشتاری همراه با کسره و ضمه و فتحه و شکلک های مربوط به گروه سنی مربوطه :| )

    پاسخ:
    :|
    عجب کاری ...
    چقدر بیشعور ....
    حتی تصورش هم حس بدی میده...
    پاسخ:
    خودش که راحت بود!
    دقیقا همینطوره
    پاسخ:
    ممنان!
  • گمـــــــشده :)
  • تا حالا به این قسمتش فکرنکرده بودم. شاید چون پسر بزرگ نداریم تو خونه. ولی مسلما دو سه سال دیگه که برادرم بزرگتر بشه برام مهم می شه.
    اخ یاد قیافه پدرم افتادم خنده ام گرفت
    :))

    پاسخ:
    ناراحتی از من نبود، یعنی کسی نگران به گناه!!! افتادن من نبود، با اصول اساسی گردانندگان منزل منافات داشت پوشش وی!!!
    من نفهمیدم!
    یعنی فهمیدما اما نفهمیدم خانواده سر چی دعواشون میشه. چرا این دختر رو راه دادی تو خونه؟ یا مثلا این رفتار از اون دختر تقصیر تو بود؟ یا تو چرا نگاش کردی؟
    پاسخ:
    نه :|
    سر این بحث میشه که "این کیه راه دادی توی خونه خانم" یا مثلا "مگه من نگفتم بگید بهش عین آدم لباس بپوشه" بعد بحث ابعاد پیدا میکنه و بالا میگیره!
    حالا اگه خانواده مذهبی رفتند خونه اونا مهمونی چی ؟ 
    پاسخ:
    خانواده مذهبی جایی که نتونن "با حجاب" بشینن، نمیرن! قاعده اش اینه کسی هم که نمیتونه "بی حجاب" نشینه، خونه ی خانواده های مذهبی نره!
    پس شما خودتون قائلید که خانواده های غیر مذهبی هم محدود و بدون آزادی زندگی میکنن! اصرار بر پوشش، یا اصرار بر عدم وجود پوشش، یه اندازه محدودیت هستن! من فکر میکردم خانواده های آزاد، به خاطر این اسمشون آزاده که معتقدن هر کسی هی جوری میخواد میتونه رفتار کنه!!

    باید بگم تا الان هزاربار شاهد این صحنه بودم.
    آدمایی که گاهی حس میکنم با وجود اینکه میدونن میزبان چقدر حساسه یا حالا یه مهمون غریبه داره و جلوی اون رو دربایستی داره و نمیخواد بقیه جلوش لخت بشن!  اما باز برای میزبانو عقایدش کمترین ارزشی قائل نیستن /نمیدونم گاهی این حس بهم دست میده لج میکنن یا از قصد این کارو میکنن/این صحنه رو حتی توو دست دادنم دیدم، دعوایی که قبل و بعدش یه خانواده کردن سر اینکه فلانی چرا دست دراز میکنه و من واقعا نمیتونم بفهمم اون آدمی که هربار میدونه با چه کسی طرفه اما باز دست دراز میکنه ...
     اگر فقط خونه میزبان به عقایدش احترام میذاشتن که خوب بود، بعضیا هستن حتی به عقاید مهمونشونم احترام نمیذارن، من خودم بارها خونه هایی رفتم که صابخونه اومده و به زور روسری رو از سر کشیده و واقعا آخرش با گریه یا حتی جیغ جیغای خودم از حرص توو ماشینو بعد ندیدن اونا تموم شده ،و من که اطرافم پره از این آدما و این پست رو بسیار خوب درک میکنم باید بگم هنوز نفهمیدم چرا این کارارو میکنن وقتی میدونن کسی نظرش در مقابل نظر اوناست...
    پاسخ:
    حالا من مسئله شخصی ندارم، یعنی اگه خونه ی خودم باشه، طرف هر جوری میخواد بیاد بشینه، ولی وقتی جایی هستم که میبینم خیلی ها باهاش مشکل دارن و روی اصول خیلی ها میره، ناراحت میشم، کلا زندگی هایی که بر پایه ی خط قرمزهای مذهبی تشکیل شدن، برخورد باهاشون حساستر از زندگی هایی هست که بر پایه ی اصول اخلاقی و انسانی - جدای از مذهبی بودن یا نبودنش - شکل میگیرن! باید در برخورد باهاشون مراعات کرد، چون جنبه هایی از زندگی افراد رو در بر میگیره که اخلاق و عرف ممکنه اونها رو کاملا آزاد گذاشته باشن!

  • نیمچه مهندس ...
  • یکم سخته به نظرم رعایت این چیزی که گفتی.این یعنی وقتی شما میری خونه ی اون فرد به احترامش باید شبیه اون و طبق قانون خونه ی اون لباس بپوشی؟؟!
    مقوله ی پیچیده ایه.ولی به نظرم میشه نگاه کرد طرز لباس پوشیدن شما آیا میتونه اثر بدی روی اون خانواده بذاره؟اگه آره آیا اگه از موضع خودت کوتاه بیای تا قانون اونارو رعایت کنی حس بدی به خودت پیدا میکنی و دنیا کن فیکون میشه؟اگه آره که کار خودتو بکن.اگه نه بذار اون خانواده آرامش داشته باشه.
    کلا یه حلقه ی شرطی واسه خودت تو ذهنت بنویس!:))
    پاسخ:
    خانواده مذهبی جایی که نتونن "با حجاب" بشینن، نمیرن! قاعده اش اینه کسی هم که نمیتونه "بی حجاب" نشینه، خونه ی خانواده های مذهبی نره!
  • سرباز جامانده
  • :-/ اجازه بدید من سرمو بکوبم به دیوار. اگه خانواده رو میشناخته که این چ کاریه.اگه نمیشناخته بنظرم بازم بی احترامیه.مهمونی درسته خیلی جای رسمی ای نیست ولی دراین حدم جای راحتی نیست.اپسیلونی رسمی پوشی بد نیست (من اصن ب حجاب و اینچیزا کار ندارم ولی بحث اینه هرچی به فامیل درجه2 و3 و4 و اینچیزا نزدیک میشیم میزان راحتی کمتر میشه و قاعدتا احترام به میزبان معقوله ی مهمیه)
    پاسخ:
    میشناخته، فامیل نردیک هم نبوده، شنیده ها حاکی از اونه که میخواد لج در بیاره :|
  • آقاگل ‌‌‌‌
  • الآن سحری خوردم فهمیدم!
    همینکه دکتر گفتند
    درسته مهمون حبیب خداست اما احترام به قوانین میزبان هم واجب است تقریبا!
    پاسخ:
    مخصوصا وقتی میزبان یه سری محدودیت ها داره توی رفتار!
    هولی عزیز ما با هم دعوا نداریم که جوش میاری :| چته یکم آرومتر و منطقی تر ! گفتگوی تمدن ها سال هاست مطرح شده !
    من نه مشکلی با تو دارم نه با حرف هات نه با نوشته هات ، اگرم از جایی خوشم نیاد مطمئنا نمیرم ! خیالت تخت خواب 
    پاسخ:
    .
    اعضای  میزبان چه گناهی کردن خو
    ای بابا
    پاسخ:
    گناه کبیره :|
    اصلاً قانون اینکه توی هر کشور میری، باید به قانون اونا احترام بزاری.
    خونه هم حریم هر آدمیه، باید به قوانینه اون حریم، احترام گذاشت. 
    حتی به نظرم در برخورد با هر آدمی هم باید به قوانین معقولش احترام گذاشت.
    پاسخ:
    موافقم!
    عه فهمیدی ؟ خیلی سعی کردم غیرمستقیم بگم :|
    دیگه یه تیکه ای رو هوا پروندیم خورد به شما :| 
    پاسخ:
    میتونی نخونی اینجا رو اگه ناراضی ای، میتونی دیگه نیای.
    بحثهای نخ نما نکن، توی دو پست پیش از این همه این مباحث رو بستیم رفت!
    از این به بعد دوست داشتی بیا، نخواستی نیا، نخواستی هم حرف نزن! خوشحالم میشم از این که تکلیفت رو روشن کردی!
  • آقاگل ‌‌‌‌
  • من از اساس نفهمیدم چی شد!
    نا واضح بود.

    پاسخ:
    جدا؟ :|
  • بهار پاتریکیان D:
  • درسته ..
    و بد ترین عکس العمل رو پدرِ خانواده داره قالباً :|
    والاع !
    پاسخ:
    و عکس العمل داغون پدر خانواده ، یه دومینوی معیوب رو راه میندازه :|
    جدا از اعتقاداتی که هرکسی داره بنظرم هرجا میری درستش اینه که حرمت صاحبخونه نگه داشته بشه.. این به این معنا نیست که واسه رفتن به خونه ی کسی شکل اونا بشی.. فقط تا یه حدودی رعایت کردنش لازمه بنظرم! 
    البته که توی این مثال پوشیدن یه لباس مناسب و درآوردن مانتو هم عواقب بعدی واسه خانواده ی میزبان نداره هم اینکه باد تو تن آدم میپیچه :))
    پاسخ:
    واقعا همینطوره، جز تایید چی میتونم بگم من الان خب!
  • ساکن طبقه 40
  • حرفتون حق. منم دیدم که این قضیه یا قضایای مشابه (مثل شوخی یک نامحرم با یکی از افراد همین خانواده ها) چقدر دردسر میسازه. ولی از اونطرفشم به نظرم این یه عیبه برای خانواده هایی که ذکر کردین؛

    روزی دو زاهد از کنار نهر آبی می گذشتند که دختری را دیدند گریان، که نمی توانست از نهر بگذرد. یکی شان دختر را بغل کرد و به آنطرف نهر برد و به مسیر خود ادامه دادند. ساعتی بعد دیگری گفت: چرا دختر را بغل کردی ؟ مگر نمی دانستی این کار اشکال دارد؟
    زاهد اول جواب داد: دختر را من بغل کردم و همان لحظه فراموشش کردم، اما تو هنوز بعد از ساعتی در فکر آن دختری. حالا کار کدام ما غلط بوده است ؟!!
    پاسخ:
    حالا این که یه عیبه براشون یا نه رو من کاری ندارم، لزوما هم قرار نیست چون خوششون نمیاد حتما توی فکر دختره باشن، خوششون نمیاد! و صد البته میزبانن و باید حدودشون رعایت شه! با ذکر این نکته که من شخصا با این قضیه مشکلی ندارم، باز هم معتقدم باید رعایت کنن، به سردردی که الان دارم نمیرزه وجدانا :|
    اگه همشون مذهبی اند چرا بعدش باید درگیری بشه و گریه؟!
    پاسخ:
    جدا اینقدر پیچیده نوشتم؟
    چه خنده دار
    پاسخ:
    جدا کامنت مضحکی نوشتی!
    به نظرم احترام گذاشتن به عقاید بقیه به جای خودخواهی و گفتن "من همینم" میتونه کار درست تر و قشنگ تری باشه . 
    البته نظر شخصیمه .
    پاسخ:
    الان با منی؟ :))

    فکر می کنم خیلی هم لازم نیست شدیدا مذهبی باشه تا این حرکت و کار غیر متعارف باشه
    در هر صورت دختر دایی یا خواهر خودمم که به حجاب اعتقاد ندارن همیشه این چیز ها رو رعایت می کنند
    پاسخ:
    من اصلا به عرف نبودن یا بودنش کاری ندارم، یعنی مسئله شخصی ندارم خودم با این قضیه!
    ولی خب، دارم عواقبش رو میبینم، واقعا نمیرزه ... واقعا نا جوانمردانه است
    به به اعتراف میکنم که عالی فکر میکنید و مینویسید 
    درود بر شرفت و ایضا شرف بر درودت :)
    پاسخ:
    عالی که نیست قطعا، ولی ممنون!
  • آبان دخت :)
  • درسته!
    وقتی یکی میره خونه ی خانواده ای که فرهنگشون فرق می کنه باید احترامشونو نگه داره!

    مثلا یه چیزی تو مایه های والیبال ایران و آمریکا...آمریکایی هایی که تو نمازجمعه و... براشون مرگ می فرستن،به احترام ایرانی های روزه دار تا اذان آب نخوردن و این واقعا تحسین داره.

    #بیاید_انسان_باشیم

    جمله بالا رو کلی گفتم هم به خودم...هم به بقیه :) 
    پاسخ:
    آره خب، فکر هم نمیکنم سخت باشه خیلی!

    ارسال نظر

    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">