Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
نویسندگان
جهان بیرون غار

نقد ادبی شعر دروازه بان...

شنبه, ۱۵ خرداد ۱۳۹۵، ۰۲:۵۱ ب.ظ

شاعر بلند مرتبه "ج.ه" شعری سروده که با هم به بررسی آن میپردازیم. در مطلع شعر آمده است که:

گللللللللللل

دروازه بان بی عرضه ، توپ رفت توی دروازه

باید توجه داشت که شاعر ، دست از اداها و نماهای روشنفکری برداشته و شعر خویش را با ارجاعی شیرین به ورزش محبوب و مردمی دیار خود آغاز کرده است، اینگونه است که هنرمند متعهد و متعالی، دلبستگی خود به جامعه و وقایع روزمره ی آن را نشان می دهد، در همین بیت ، شاعر ناخرسندی خود را از وضع موجود با ظرافت و نبوغ زیاد در ورزش فوتبال در می آمیزد و آن را به شکل یک اعتراض ساده به دروازه بان - که بعدا بیشتر از او خواهیم شنید - نشان می دهد... شروعی باورنکردنی برای شعر متعهد و مردمی!

در ادامه ی شعر، آمده است که...

یه گل به من زد ... کی زد؟

منوچ به من زد... کی زد؟

هافبک به من زد... کی زد؟

با پای چپ زد... کی زد؟

با پای راست زد... کی زد؟

با سر به من زد... کی زد؟

از راه دور زد...وای ... از راه دور زد!

غم نهفته در این ابیات بسیار نهان و در عین حال ملموس است، شاعر می گوید که کسی به او گل زده است، چه کسی؟ گویا شخصی به نام "منوچ"! اما این منوچ کیست، ابهام هوشمندانه ی شاعر درباره ی هویت این شخص در ابیات بعدی، شناخت وی را سخت می کند، شاعر می گوید این بازیکن که گویا هافبک است - یک ارجاع هوشمندانه به طبقه ی میانی و متوسط - همزمان با پای چپ و راست و سر و از راه دور به وی گل زده است! بنابراین ما نمیدانیم این بازیکن چه مشخصاتی دارد، این ابهام به همراه ارجاع به "رده میانی" بودن این شخص، بیانگر آن است که شاعر با هوشمندی خاص خود سعی داشته به ما بگوید که منوچ، فردی سیاسی، قدرت طلب و خطرناک برای جامعه ی شاد ما است و سعی در نابودی و اضمحلال این مملکت دارد، او با درد خاصی می گوید "از راه دور زد" که نشان دهد این شخص آنچنان هم به ما نزدیک نیست و در صدر اخبار حضور ندارد اما از قدرت و نفوذ زیادی برخوردار است. به راستی چه رابطه ای بین منوچ - که گویا این فرد است - و شاعر وجود دارد؟

شاعر در فراز دیگری از شاهکار خود می گوید...

گلر کی بود؟ ... مامان جون!

هافبک کی بود؟ ... ناناش جون!

گوش چپ کی بود؟ ... منوچ جون!!!

گوش راست کی بود؟ ... بهزاد جون!!!

دروازه بان بی عرضه ... توپ رفت توی دروازه!

اینجاست که شاعر اوج آوانگاردیسم و ساختارشکنی پست مدرن خود را به رُخ همگان می کشد، همانگونه که در مطلع شعر آمده بود - و یک بار هم در این فراز به آن اشاره شده - شاعر، دروازه بان را بی عرضه می خواند، که نوعی اعتراض اجتماعی به وضع موجود برداشت شده بود... شاعر در این بخش از شعر خویش، با یک چرخش بزرگ اعلام می کند که دروازه بان - همان بی عرضه - مادر خودش است... وا حیرتا از این میزان ترقی و پیشرفت و خودانتقادی!!! او دراین بخش از شعر به سبک فرزندپروریِ جامعه ی خود اعتراض میکند، جامعه ای که در آن "مادر" همچون دروازه بانی برای گذر کودک معصوم از دروازه های دنیای مدرن است و او را در این عصر اطلاعات، محدود و زندانی می کند؛ اینگونه می شود که فرزندان جامعه از وقایع روز دنیا دور می شوند، به اندازه کافی رشد نمی کنند و همینها باعث می شود که سایه ی ظلم و جور سیاسیون و کاسب کاران و غوغا سالاران بر سر آنها باقی بماند، شاعر خیلی هوشمندانه خواستار آن است که خانواده، به عنوان اولین و مهمترین هسته ی اجتماعی جامعه، نقش فعالتری برای ورود کودکان به جامعه و پرورش آنها به عنون رهایی بخش های آینده داشته باشد.

مصراع بعدی ، نوعی نکته ی انحرافی است، ناناش اهمیت خاصی ندارد، کما اینکه وجود هم ندارد، ناناش جون کیست؟ اهمیتی ندارد، چون این مصراع تنها برای منحرف کردن اذهان از دو مصراع بعدی است، جایی که شاعر همزمان که "منوچ" را با لقب دوستانه ی "جون" صدا میزند، به نا حق بودنش اشاره میکند، او می گوید منوچ جون گوش چپ است، و کدام آشنای ادبیات نمی داند که چپ در دنیای ادبیات نماد راه کج و نا صواب است؟ اینجاست که ظن ما به منوچ تبدیل به یقین می شود. در مصراع بعدشاعر پا را فراتر از این هم گذاشته و مُصلح اجتماعی خود را اینگونه معرفی میکند ... گوش راست ، بهزاد جون است! با نگاهی به تاریخچه فعالیت های سیاسی شاعر، در میابیم که بهزاد تنها و تنها ممکن است این شخص باشد، آزادی بخش، روشنفکر و مترقی!

و اما در بخش انتهایی شعر، می خوانیم که...

مَمَّد بوقی بوق بزن!!!

دو دو دو دودودو ... ایران!

شاعر اینجا از فردی به نام محمد - که او را به مثابه ی صمیمی ترین دوستش صدا می زند - میخواهد که بوق بزند، بوقی که غریو شادی در پی دارد و پس از آن نام مقدس کشور خود را صدا می زند ... ایران!

و کیست که نداند شاعر با نگاهی ریزبینانه از مردم خواسته همانطور که یک بار در تاریخ با انتخاب "محمد" ثابت کرده اند شعور سیاسی بالایی دارند، بار دیگر با گزینش این فرد و سپردن زمام امور به دست وی، هم از دوستی وی بهره مند شوند، هم شادی را به جامعه باز گردانند و هم باعث سر افرازی سرزمین باستانی ما ، ایران شوند!

سخن آخر اینکه، این شعر، بسیار جلوتر از آثار شاملو و هم طراز با "زمستان است" اخوان ثالث و "من بچه جوادیه ام" از عمران صلاحی، سه شعر دوران ساز تاریخ معاصر ایران هستند...

حتما بشنویم:

خوانش شعر دوران ساز و بی بدیل دروازه بان از شاعر گرانقدر جلال همتی

  • ۹۵/۰۳/۱۵
  • هولدن کالفیلد

آراء الحکما: جلد  (۲۶)

من هنوز به متن ترانه نرسیده بودم داشتم بطور کاملا جدی مطلبو میخوندم:))
خدا حفظت کنه:))
پاسخ:
:))))))
جلال همتی خیلی خوبه :‏)‏‏)‏‏)‏‏)‏‏)‏‏)‏ ‏!‏
پستت واقعن عالی بود، شادم کردی، خدا شادت کنه :دی ‏!‏

آهان، یادم اومد از ترم قبل که استاد زبانمون ارشد و دکتراشو از دانشگاه لس آنجلس گرفته بود و همش از ایران مینالید و میگفت اشتباه کردم که از آمریکا اومدم بیرون و مدام از خوبی های لس آنجلس میگفت و کلن دپرس و خسته بود !‏ چند بار میخواستم آهنگ لس آنجلس جلال همتی رو بذارم براش، ترسیدم غمش چند برابر شه :دی ‏!‏
خلاصه که آهنگاش همه شاهکارن :دی ‏!‏
پاسخ:
اما استاد در این شعر خیلی دیگه شاهکار عمل کردن!
منم با رها بانو موافقم...
ناناش نمیتونه یه شخصیت منفعل یا غیرواقعی باشه...تجدید نظر کن:))
پاسخ:
:))
  • دوصفر نود و هشت
  • یعنی الان شخصیت های نامبرده رو مسخره میکردید یا حمایت؟! :))
    چقدر ظریف بود :دی
    پاسخ:
    نه هدف سیاسی پشتش نبود، نوشتم بخونیم بخندیم!
    فقط همین
    :||||||||
    پاسخ:
    :|
    مگی بوقی، بوق بزن! :))
    =)))))))))))))))))
    ولی به نظرم در نقش ناناش تجدید نظر کن :)) پررنگ باشه نقشش:))
    پاسخ:
    :)))))))))))))
    دیگه کاریه که شده!
    :| خدایا منو بخور!

    :)) دم جنابعالی گرم!
    پاسخ:
    :))
    نوش!
  • الهه سالاری
  • ههههههه
    خیلی جالب بود
    انتظارشو نداشتم واقعی باشه!!!!
    پاسخ:
    بود دیگه! :))

    عجب نقدی بود دمتون گرم. 
    راستی تو پست قبلی من گفتم از امام علی هستش ، تو کتاب ادبیات نوشته بود :| 
    پاسخ:
    به هر حال نیست دیگه! :دی
    وای محشر بود، عالی نوشتی، اصلا فکرشم نمی کردم جدی باشه:))))
    پاسخ:
    دیدی که بود :))
    من تا آخراش فک میکردم شعر من درآوریه :|
    خب خدا رو شکر مثه اینکه احوالاتتون بهتر شده که پست طنز گذاشتین :) 
    پاسخ:
    من در آوردی؟
    من اصلا در حد این شاهکار هستم؟
    عالی بود :)))
    پاسخ:
    :))
    وآآاااااااااااااااااای هولدن عجب پستی
    نقادانه و ریزبینانه و طنازانه ی فاخرانه
    خیلی با حال بود :))))))))
    پاسخ:
    چقدر قید به کار بردی!!!
    یاد دبیرای ادبیات افتادم که چه جوری شعر تفسیر و تحلیل می‌کردن :))
    اصلاً در به در اون برداشتای سیاسی شدم :))
    پاسخ:
    دیگه ما اینیم دیگه! :دی
  • گمـــــــشده :)
  • ربطش به سیاست منو کشت فقط..
    :))))))
    پاسخ:
    :))
  • نیمه سیب سقراطی
  • الهی بمیرم برا خودم با چه دقت و جدیتی داشتم میخوندمااااا :))
    شعر دوران ساز و بی بدیل :))) منوچ :))) ناناش:)))

    پاسخ:
    :))
    خیلی خوبه یعنی!!!
    یعنی دهنت سرویس هولدن :)))))))))

    پاسخ:
    دیگه به هر حال همینقدر ازم بر میومد!
  • آقاگل ‌‌‌‌
  • من بنده دیگه عرضی ندارم.
    به قول معروف نتیجه گیری دیگه از اون جالبتر :دی
    :)

    پاسخ:
    :دی
    عجب:))))))))
    خیلی خوب بود این.مخصوصا آهنگ فاخری که ضمیمه کردی:دی
    پاسخ:
    اون موسیقی، جان کلام رو میرسونه!
    البته به گمانم توو تاریخ دبیرستان!
    اما خب قشنگ یادمه توی قسمت جدا از متن های اصلی مثل برای مطالعه بیشتر یا بیشتر بدانید اینا نوشته بود توی قسمت زرد رنگ که داشت لویی شانزدهمو فکر کنم میگفتو کلا ماجراهای انقلاب فرانسه و ...
    پاسخ:
    یادم نمیاد! :دی

    فیلتر نشید به دلایلی! صلوات!!!
    در خصوص کامنت پست پایینم همینجا میگم.توی تاریخ دبیرستان دوم یا سوم.
    پاسخ:
    نه بابااااااااااااا
    دور همی داریم شوخی میکنیم دیگه :))
    :))))))))))))))))))))))))))))))))))))

    جمله جمله اش بامزه بود
    آخرشم که شاهکار دوستمون رو گوش دادم این مزه چندین برابر شد!

    آخه این چیه:
    این شعر، بسیار جلوتر از آثار شاملو و هم طراز با "زمستان است" اخوان ثالث و "من بچه جوادیه ام" از عمران صلاحی، سه شعر دوران ساز تاریخ معاصر ایران هستند...

    :))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))
    پاسخ:
    دیگه خلاصه کاری بود که ازم بر میومد :))
    عاالییییی بود یعنی :))))
    هنووز دارم میمیرم از خنده
    چه قد عالی بررسیش کرده بودین
    خیلی خوب بود :))
    پاسخ:
    نوش جون!
     چه نقد سازنده و بجایی خخخخخ
    اهنگش بدجور قر داشت
    پاسخ:
    :))
    واااای عالییییی بود:))))))
    هافبک کی بود؟:)))))
    پاسخ:
    گویا ناناش جون :))
    واااااااااااااااااااای! اصن فکرشم نمی‌کردم پستت جدی باشه، ینی فکر می‌کردم یه چیز مسخره است
    پستت نه هااااااا، شعره رو میگم،
    ینی فکرشم نمی‌کردم یکی این آهنگو خونده باشه واقعا! O-0
    و چه قدر جدّی تحلیلش کردی!!!

    بعد از آهنگ "شما خونه تون مورچه داره"، تندیس دوم رو هم میدم به این شاهکار بی‌بدیل هنری
    پاسخ:
    تازه شخصیت های مهم رو هم توی لینک ها معرفی کردم

    ارسال نظر

    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">