Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
نوشته های اخیر
نویسندگان
جهان بیرون غار

رویکرد تقلیل گرایی

سه شنبه, ۱۱ خرداد ۱۳۹۵، ۰۱:۲۲ ب.ظ

آرزوها و برنامه هام برای زندگیم تا جایی تقلیل پیدا کرده که برنامه دارم بدون توجه به موقعیت فرهنگی، اجتماعی، شغلی و تحصیلیم، بدون توجه به میزان تلاشم - زیاد و کم - بدون توجه به در نظر گرفتن هر آیتم امیدوار کننده یا نا امید کننده ای، صرفاً شبی رو بدون فکر و خیال بخوابم و فردا صبحش رو بدون اعصاب خوردی ، استرس ، نگرانی و امثالهم شروع کنم!

پ.ن 1: صبر کنید! این نفسی که شما گرفتید که به شکل انفجاری تایپ کنید "همه مشکلات و نگرانی و استری و فلان دارن..." یا "من خودم خدای نگرانی هستم" یا امثالهم، یه مشت چرندیات محضه، شما مطلقا نمیدونید من از چی حرف میزنم یا به چی فکر میکنم، با گفتن چرندیات خودتون رو در چشم شنونده و دیگر خوانندگان کوچیک نکیند!

با تشکر از حضور سبزتون!

و صد البته پ.ن 2: واضحه که من توی وب خودم ، هر چی بخوام مینویسم!

  • ۹۵/۰۳/۱۱
  • هولدن کالفیلد

آراء الحکما: جلد  (۲۰)

  • سپیده برون
  • منم به یه همچین شبی احتیاج دارم. اما انقدر وقت ندارم و عقبم که میترسم یه شب بشه دوشب، سه شب و..  دیگه نتونم برگردم به مسیر :(
    پاسخ:
    کدوم مسیر؟
    ای بابا انتظار هر چیزی رو داشتم جز اون جواب :|
    پاسخ:
    :))
    چیز مهمی نیست.نگران نباشید:)
    پاسخ:
    نمیری ها :|
    ارزو؟
    برنامه؟
    هه ...
    پاسخ:
    هه :|
  • نفس نقره ای
  • عنوان یه جوری بود که اومده بودم مقاله بخونم :|
    پاسخ:
    آره، تقلیل گرایی یکی از رویکردهای بزرگ انتهای قرن نوزدهم و نیمه اول قرن بیستم توی حیطه های تفکره
    طرف هولدن باشه روانشناسم باشه بعد بهش راهکار بدی!!!
    اصن مگه میشه؟!!

    سرت سلامت و دلت آروم...
    پاسخ:
    ممنان!
    الحق که هولدن کالفیدی :)
    اما فارغ از شوخی یک راه برای این که شب ها فکرهای آزاردهنده سراغ آدم نیاد اینه که شب وقت خواب اعداد زوج رو به صورت معکوس از شماره 200 به پایین تو ذهنش به صورت برجسته و رنگی مجسم کنه! هرعدد یک رنگ خاص
    شاید اوایل این کار خیلی سخت باشه اما به مرور این روش علاوه بر اینکه باعث افزایش تمرکز میشه یک لذتی بهتون میده که محاله ترکش کنید :)
    پاسخ:
    جانِ هولدن، من روانشناسم :|
    آقا من نسبت به پ.ن۱ اعتراض دارم:| 
    من دقیقققا میحواستم همین حرفها رو بزنم ،ایشششش://
    پاسخ:
    :|
  • شن های ساحل
  • یعنی واقعا فکر میکردی زندگی بجز اینایی که گفتی؟
    زندگی همین استرس نگرانی مشکلات اعصاب خردی و هزار تا کوفت و زهرمار دیگه ولی انسانم همین هر چقدر خرد میشه بازم بلند میشه به تلاش ادامه میده اگه اینجوری نبود که منقرض میشدیم
    پاسخ:
    فکر میکردم اشاره کنم نصیحت نکنید کسی نصیحت نمیکنه!!!
    توی همچین وضعیتی بهترین سیستم همین سیستم «هر چه پیش آید، خوش آید»ـه :|
    پاسخ:
    آخه لا مصب دری وری پیش می آید!
    یعنی خوشم میاد هنوز هیچی نگفتیم، میزنی ما رو تو پست قبل از کامنت دادن :)))

    میگم یک چیزی -_- بینِ این مشکلات و نگرانی و استرس و فلان، ایا داری به نوشتن اون پستِ درخواستی ای که گفته بودم (که درباره ی شغل و رشته ات بود،) هم فکر میکنی؟ -_-
    وقتِ بدی بود برای مطرح کردنش؟
    بود؟
    نبود؟ 
    برم تو افق محو شوم با این وقت شناسیم؟ :|:/
    پاسخ:
    :|
    :| :|
  • آقاگل ‌‌‌‌
  • خب والا مایی که مهندسی خوندیم و چیزی از روان شناسی نمیدونیم حرفی هم برا گفتن نداریبم در برابر شمایی که علوم انسانی بودید و دستی بر آتش دارید.
    پس بهتره سکوت کنیم و بشینیم کناره.
    پاسخ:
    چاکریم!
  • گمـــــــشده :)
  • حرفی ندارم. خودت باهاش کنار میای.

    پاسخ:
    همینطوره!
    خب نمیدونم از چی حرف میرنی و مطمینم به اون درجه ای که شما رسیدی من نرسیدم هنوز ولی با این وجود من هم آرزوی 24 ساعت فراغت از زندگی رو دارم...
    ولی به این آرزو نمیرسم چون همش فک میکنم خب بعد از این آرامش موقت چه غلطی باید بکنم با این زندگی :|

    یعنی دارم به این باور میرسم که هرچی برنامه و تلاش داشتم تو 6سال اخیر به مسخره ترین شکل ممکن داره به باد میره...

    بدیهیه دونستن اینکه بقیه هم مشکل دارن از مشکلات ما کم نمیکنه ولی خواستم درد و دل کنم :|

    امیدوارم درست شه همه چی برات
    پاسخ:
    ایشالا!
    من خودم خدای نگرانی و مشکل هستم:دی
    پاسخ:
    :|
    هولدن نمی تونم در موردش حرف بزنم....خیلی سخته حرف زدن در موردش...آخه تو نمی دونی من به چیزهایی دارم فکر می کنم و چه چیزهایی رو پشت سر گذاشتم..
    پاسخ:
    :|
    چی شده؟
    و اگر اینطوره پس چرا دیگران رو نقد میکنید در خصوص کارهایی که در وبلاگشون میکنن و شما نمیپسندی؟!
    در ارتباط با پ.ن۲
    پاسخ:
    فکر میکنم فرق حرف من و شما واضحه، دلیلی نمیبینم توضیح بدم!
    فک کنم همه نیاز دارن به این برنامه شما برسن !
    اما عملی کردنش خیلی سخته واقعا :/
    پاسخ:
    ایشالا به همه برسه!
    من تصمیم گرفتم اگر تو نقشه شماره یکم موفق نشدم دیگه پی اش رو نگیرم!خیلی ها باهام مخالفن.ولی واقعا خسته شدم می خوام برم سراغ نقشه شماره دو
    پاسخ:
    پلن بی شما خودکشیه؟
    بله حق هر نویسنده است که هرچیزی که لازم بدونه بنویسه...
    ما اشتباه بکنیم بخوایم اعتراضی داشته باشیم...
    پاسخ:
    تا وقتی در مورد زندگی شخصی خودش مینویسه، بله همینطوره!

    ارسال نظر

    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">