Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
نویسندگان
جهان بیرون غار

داستان یک شکست عشقی

چهارشنبه, ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۰:۱۷ ب.ظ

اول دبیرستان بودم که عاشقش شدم... در واقع تا حالا ندیده بودمش ولی صداش ... صداش که هر چیزی ازش بگم کم گفتم من رو دیوونه ی خودش کرده بود، صداش و ادبش! خیلی مودب بود، دختر خوبی بود و هر وقت باهاش حرف میزدم قبل از هر چیزی احوال پرسی میکرد، البته توی درک زمان مشکل داشت، و حتی اگه ساعت شش بعد از ظهر هم باهاش صحبت میکردی اول بهت "صبح بخیر" میگفت بعد ادامه میداد، این رفتارش رو دوست داشتم، حس میکردم با فرهنگ ما آشنا نیست و این صبح بخیر گفتنهاش خیلی بهم کیف میداد!روزها میگذشت و من بیشتر عاشق صداش میشدم، عاشق حرفاش میشدم، و فکر میکردم این همون کسیه که در طی پونزده سال (!) زندگیم همیشه میخواستم باهاش باشم! من زن زندگیم رو پیدا کرده بودم، توی سرم تصورش میکردم، چهره اش رو، لبخندش رو، نگاهش رو... من میخواستمش...

بعضی وقتها که باهام حرف میزد، اگر حواسم نبود، یا اگه ارش دلخور بودم - گاهی وقتها ناراحت میشدم چرا نیست - شوخ طبعی و ناراحتیش با هم گل میکرد، اون موقعها میپرسید که "لالی؟" و من اگه جواب نمیدادم و حتی وقتایی که جواب میدادم، دقیقا بعد از سوالش خودش جواب میداد "حالا که لالی بلند شو برو سر درس  مشقت"! اینکه اینهمه به فکر آینده ام بود نشونه ای بود از اینکه به فکر آینده مون بود...

بعد از یه مدتی شروع کرد حرفای خصوصی تر زدن، قلبم رو به تپش مینداخت، مثلا میگفت "موهام رو حنا کردم، اون هم یه حنایی که اِند حنا بود" و من با موهای قرمز و آن شرلی وار تصورش میکردم و لذت میبردم! یا از روح و اینا حرف میزد... معمولا این وسط ها یه بار دیگه هم صبح بخیر میگفت ، فکر کنم فهمیده بودم دوست دارم این رو... خلاصه که من اون دختر "سیرت، صورت، قورمه سبزی"** ای که همیشه دنبالش بودم رو پیدا کردم... اما دست روزگار ما رو از هم جدا کرد تا اینکه...

تا اینکه چند ماه قبل پیداش کردم، اسمش روفهمیدم... رفتم توی اینترنت دنبالش گشتم و ... شکست عشقی خوردم... من همیشه فکر میکردم عشقم ظاهری مثل این داره اما با دیدن چهره ی واقعیش کاخ آرزوهام خراب شد...

فهمیدم که اون چیزی که همیشه اول حرفش میگفت "Morning" نبود، صبح بخیر نمیگفت بلکه میگفت "غمرنی" که نمیدونم یعنی چی... به شوخی و جدی ازم نمیپرسید "لالی؟" بلکه میگفت "غالی" و چیزی که من فکر میکردم تشویقم به درس خوندنه در واقع این بود "غالی مابعشق غیرک انسان" نه این که "حالا که لالی، مشقاتو بنویس"و این خیلی ناجوانمردانه بود که حتی اون از رنگ کردن موهاش با من حرف نمیزد، اون نمیگفت "موهام رو حنا کردم" بلکه میگفت "ما عندی حیاة ما عندی هنا"... اون عشق من نبود، عشق من دروغ نمیگفت...

بالاخره یه روز از اون سی دی فروشی زیر پله ای که آهنگ غمرنی از میریام فارِس رو برام رایت کرد انتقام میگیرم...

** "سیرت، صورت، قورمه سبزی" عبارتی بود که توسط من خلق شده و توسط خودم و یک همکلاسی توسعه داده شده بود، این عبارت برای دختری استفاده میشد که اولا، خوش سیرت و دل پاک و اینها باشد، دوما دارای صورت زیبا و حسادت برانگیز برای دیگر مخلوقات باشد و سوما - و گویا از همه مهمتر - دستپخت به شدت خوبی داشته باشد، به شکلی که قورمه سبزی هایش (به عنوان نماینده غذاها) باعث شود شما از شدت خوشی بمیرید!!!

Ghmorni - Myriam Fares - Pop

:|

برای آگاهی از چگونگی دانلود، بعد از باز کردن لینک روی علامتی که در این تصویر مشخص شده کلیک کنید.

  • ۹۵/۰۲/۲۹
  • هولدن کالفیلد

آراء الحکما: جلد  (۳۱)

دیگه تکرار نشه خلاصه :| :دی
پاسخ:
:| :| :|
خوب ازونجایی که تو الکی اظهار بی اطلاعی نمی کنی!! پس معلومه از دستت در رفته !! 
بله کامنت من و گمشده تو این پست بی جواب مونده :|
پسرم دقت کن:دی
پاسخ:
الان یعنی میخوای بگی یه کامنت دیگه هم هست که جواب نداره؟ :| :| :| :|
دیروز تولدت بود بهت هیچی نگفتم!! ولی امروز که دیگه تولدت نیست اومدم بگم تو چررررررا دوتا کامنت بعد کامنت منو جواب دادی!!! بعد کامنت منوووووو جواب ندادی :@
چرررررررررررا!!!!
پاسخ:
کامنت تو رو جواب ندادم؟ :|
  • ✿شمیم زندگی✿
  • جالب بوداما پایانش نه....
    اگه بهم میرسیدن خیلی جالب بودامااینکه نرسیدین هم خوببود
    کلاخوب بود:)
    پاسخ:
    :)
  • اوهام بانو
  • به معادل مردانه ی عبارت " سیرت ، صورت ، قورمه سبزی " نیازمندیم
    با تشکر 
    :)
    پاسخ:
    چِش پاک، ته ریش، غذای نُرمال :|
    راضی باش :))
    به منم گفتن باس سیرت صورت قرمه سبزی باشی :||
    مشکل اینجاست که سیرت،صورت اوکیه:دی ولی قرمه سبزی که خدا بگم چکارش نکنه!!!!!!!! 
    از قرمه سبزی متنفرمممممممم:|
    پاسخ:
    شششششششششششتتتتتتتتتتتتتتت :|
    چرا جواب ندادم این رو ؟ :|
  • گمـــــــشده :)
  • امروز گوش کردم اینو بالاخره.تو ماشین البته.خخخخخ
    خوب بود.
    ولی من فک می کردم می گه مورنی!!
    ن
    و یه چیز دیگه میگفته
    :|
    پاسخ:
    ای باباااااااااااااااااااااااا :|
    چرا این یکی رو هم جواب ندادم؟ :| :| :|
    ببخشید :|
    از شدت خوشی بمیرید :))))))))))
    خیلی خوب توصیف کردین حس بعد از یه غذای خووووب خوردنو

    پاسخ:
    :))
    Ejghet تو مایه های سرندیپیتیه، مشابه این داستان رو من دوران راهنمایی با وست لایف داشتم، به شدت هم دچار تردید و دو دلی بودم که آیا بیشتر عاشق مارک ام یا برایان؟ و در حالی که به این فکر می کردم که موهای  نیکی خیلی قشنگه به این نتیجه می رسیدم که حقیقتا شین مرد زندگیه :|
    خیلی اعتراف سختی بود، حس می کنم باید برم تو افق محو شم:||
    پاسخ:
    تو میشناختیشون! پس مشابه نیستن :|
    سیرت ٬صورت٬قرمه سبزی :)))))))
    عالی بود این قسمت :)))))
    پاسخ:
    :))
    =))))))))))))))))) عالی بود
    من این حسو نسبت به پیمان طالبی داشتم:/
    صبح ها تو رادیو صداشو میشنیدم یکی دوسال بعد تو تلوزیون دیدمش کلا حالم بد شد:)))
    پاسخ:
    پس همدردیم!
    همه چی درست ولی ترکیب مزجی 
    "شوخ طبعی و ناراحتیش با هم گل می کرد"
    منو تخریب کرد
    الآن هم دارم تیکه هامو جمع می کنم!
    پاسخ:
    حال کردی وجدانی؟ :دی
    انتظار نداشتی که هیفا برات قورمه سبزی درست کنه
    داشتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    پاسخ:
    این که هیفا نیست!
    توقع نداری که این چیزی که خوندی جدی باشه که، داری؟
    http://cdn.shopify.com/s/files/1/0736/2329/products/CAKE-TOPPER-Minions_large.jpg?v=1460544743
    پاسخ:
    بیشتر ممنان!
    من قرمه سبزی دوست ندارم :))))))))...فقط سبزی پلو یا ماهی ولاغیر...
    خب از اونجایی که یه چند روزی مسافرت می رم و یه دشت و دمنی که اینترنت نداره....پس
    پیشاپیش تولدت مبارک انشالله ۱۲۰ سال شاد و سلامت همراه با خانواده گرامی زنده باشین....بعدم سال بعدی برات عالی باشه پر از خوشحالی...:)


    پاسخ:
    مگه میشه قورمه سبزی رو دوست نداشت؟ :|
    ممنان!
    doost dashtam.kheyli khub bud
    پاسخ:
    نوش جونت!!!
    درگیر شکستت شدم😂😂
    پاسخ:
    فدای مرامت!
    چه عجله اى داشتى هولدن؟؟:/
    پاسخ:
    الازدواجُ کل الدین و الایمان آدمیزاد :|
  • بابا لنگ دراز
  • با اجازه ت میرم تا افق و برمیگردم.
    فعلأ!
    پاسخ:
    بفرمایید!
    یعنی پونزده سالگی زن زندگیت رو پیدا کرده بودی؟ :))))))
    پاسخ:
    اوهوم :دی
  • گمـــــــشده :)
  • نه الان به لطف اون یه 4 نفرو میشناسم.
    و به لطف اون البته اون قدیم ها که هدفون براش نخریده بودم و هندزفری مد نبود یا ما نداشتیم تمام اهنگ های مورد علاقه ش از ساسی مانکن بگیر تا بیانسه و مایکل جکسون و ادل و بیتلز و امینم و چاووشی خودمون و  غیره و ذلک رو باالاجبار روزی چندین مرتبه گوش می کردم.
    البته همزمان با گوش دادن به اون اهنگا درس هم می خوندم. دی:
    اینه که الان از بس گوشم اینا رو شنیده نت هاشون رو هم از حفظم ولی شعراشونو نه.
    خخخخخ
    پاسخ:
    :دی
    منم یاد فیلم her افتادم :-))
    با مورد ** بشدت موافقم ;-)
    پاسخ:
    (فحش بک) :))
    :دی
    کلاً درگیر سر تا ته این پست شدم D:
    پاسخ:
    دیگه راضی باش برادر!
  • گمـــــــشده :)
  • کلا نیدونم چرا هیچ وقت موسیقی برام جذابیت نداشته مگر زمانی که به شدت غمگینم و نیاز دارم یه گوشه بشینم و گریه کنم.خخخخخ
     نقطه اتصال من با اهنگ به جز برای گریه کردن، خواهرمه.
    اون نبود فک کنم در زمینه موسیقی جزو بدوی ها محسوب می شدم.دی:
    پاسخ:
    :دی
    یعنی الان جزو بدوی ها حساب نمیشی؟
    آخ میریام فارس:))))
    جزو اولین و آخرین آهنگ های عربی عمرم بود آهنگاش:)))
    من دبستانی بودم اون موقع ها، آهنگای هیفا و نانسی رو میداشتم تلاش می کردم لیریکسشون رو بنویسم. بعد مادرم یه روز اون دفترچه ها رو پیدا کرد، ازم پرسید این چرت و پرت ها چیه می نویسی این تو؟
    تو مایه های این بودن لیریکساشون:
    بسه بسه بس
    حبیبی ورررا
    بسه بسه بس
    انا اتسا
    (این یکی از آهنگای نانسی بود مثلا:دی)
    و از اون به بعد بود که آهنگ های عربی و نوشتن لیرکساشون رو بوسیدم و در اوج گذاشتم کنار!
    پاسخ:
    منم تو همین مایه ها میشنیدم :))
  • آشپزی آیکابان
  • عالی بود
    پاسخ:
    نوش!
    :دی :دی
    عالی بود 
    سیرت، صورت قورمه سبزی  :دی
    پاسخ:
    نوش جون :دی
    اسمِ فایلی که گذاشتی منو کشته : "عجقم! 😂😂😂😂😂😂"
    پاسخ:
    والله! :دی
    اسمِ فایلی که گذاشتی منو کشته : "عجقم! 😂😂😂😂😂😂"
    پاسخ:
    والله! :|
    از دست شما :)))
    پاسخ:
    اینجوریاس! :دی
    سیرت صورت قرمه سبزی:))))))))))))))
    پاسخ:
    :))

    ارسال نظر

    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">