Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
نوشته های اخیر
نویسندگان
جهان بیرون غار

یه سوالی دارم ازتون!

يكشنبه, ۲۹ فروردين ۱۳۹۵، ۰۹:۵۵ ب.ظ

میشه بهم بگید از چی بنویسم؟ :|

  • ۹۵/۰۱/۲۹
  • هولدن کالفیلد

آراء الحکما: جلد  (۳۸)

فکر کردم  فقط خودم دچار ننوشتنم !
پاسخ:
نه تا جایی که من از بازخوردها فهمیدم کلا بساط همینه :|
:))) برنامه اجتماعی برای شبکه 2!
هر موقع من کامنت میذارم منتظر پاسخی دندان شکنم :دی

پاسخ:
:دی
اسم دیوانتو عوض کردى؟؟هارهارهار:/
پاسخ:
هارهارهاهراهرار:|
زیاد باشه دیگه :| درباره ی همه چیش حرف بزن، بگو چیشد رفتی این رشته بعد بگو از چیش خوشت میاد بعد بگو با چه درسا و چیزای سرکار داری و بگو شغلت چ مدلیاس. چند تا خاطره تعریف کن و در اخر بگو اگه برمیگشتی به قبل رشته و شغلتو عوض میکردی یا نه!
فعلا اینا یادم اومد :| اگه خواستی بنویسی درست و حسابی یه دو تا سه پست بزار واسش :| من راضی میشم :))))
پاسخ:
:|
ایشالا در فرصتی مقتضی!
دوست دارم نظرت رو در مورد این اتفاق تلخ اخیر بدونم.تو به عنوان یه روانشناس فکر می کنی چی می شه که یه پسر هفده ساله!!!دست به یه همچین کاری می زنه؟!

پاسخ:
همین کار رو کردم!
  • آقاگل ‌‌‌‌
  • از ناوک مژگان یار.
    پاسخ:
    :|
    شما به ناوک مژگان یار من چی کار داری؟
  • آناهــیــ ـــتا
  • فککنم این ویروس حرف نیومدن رو هممون گرفتیم :| :| :|
    پاسخ:
    :| :| :|
    سوال منم هست :|
    پاسخ:
    :|
    از تصوری که قبل از شناخت از مخاطبا و دوستای الانت داشتی بنویس.
    پاسخ:
    از این تصویر ها که میگی ندارم کلا!
    نظری ندارم! 
    پاسخ:
    ممنون :|
    از هر چی!
    من بگم؟ کوری عصاکش کور دگر؟!!! -_-
    پاسخ:
    از پارسال بهار دسته جمعی ، بنویسم؟
    به نظرم نقد فیلم ها یک کتاب هایی که تا حالا نوشتین خیلی خوب بود. اگر تونستین (و دوست داشتین) از این پستها بگذارین بیشتر.

    پاسخ:
    چشم!
    از ادمای دور
    از ادمه ای غریبه
    از ذهن کسایی که بار اول میبینیشون
    از ناگفته ها 
    از خیلی چیز ها :)
    پاسخ:
    خط سوم رو میشه یه فکری براش کرد!
  • بانو ف تک نقطه
  • از اینسکت مانستر :|



    پاسخ:
    :|:|
    یا شاید هم سبک زندگی مترسکان مقیم بیان سمت غار همایونی شما :|
    پاسخ:
    :))
    درباره سبک زندگی اختاپوسای خلیج چین سمت اون جزیره‌اش که نزدیک ژاپنه، بنویس :|
    پاسخ:
    متر جان، اون اختاپوسها خیلی به حریم خصوصیشون احترام میذارن من نمیتونم ناراحتشون کنم!
    میتونی از من بنویسی:))))
    پاسخ:
    حتما! :دی
    برو سراغ دیوان تنها..
    پاسخ:
    دیوان دست جمعی چی؟ :|
    هارهارهار:|
    تو که همیشه خوب موضوع پیدا می کردی
    اما نهایتش داستان بنویس
    کوتاه
    پاسخ:
    چشم
    از سایکوز بگو که دهن منو آسفالت کرده مباحثش...
    پاسخ:
    شاید در مورد اختلالات روان پریشانه بگم! خوبه! :دی
  • سُر. واو. شین
  • چیزای هولدنی. مثل همیشه. 
    پاسخ:
    holden things
    داستان ننوشتی؟؟

    +تو همه نوشته هات اون داستانه رو خیلی دوست داشتم ! با اینکه آخرش خیلی خشن تموم شد ولی خب سرگرمی جالبی بود :دی

    ++ داستان بنویس ! :|
    پاسخ:
    حوصله داستان نوشتن ندارم :|
    یا که اصلا هیچی

    نقاشی با موضوع آزاد بکشید! :)))
    پاسخ:
    :))
    این خوبه!
    درباره ی اخرین منظره ای که تو خیابون دیدید
    و خاطرتون هست....

    :|
    پاسخ:
    من معمولا بیرون که باشم، سرم یا تو کتابه یا تو سریال و اینا!
    یه کتاب کهنه ای رو باز کن و چند خطی ازش بخون، خودش میاد :)
    پاسخ:
    همه ی کتابهای من نو هستن :|
  • گمـــــــشده :)
  • از کتابات..از فیلمات..
    راستشو بخوای بیشتر از همه برام جالبه در مورد رشته ات و البته شغلت بدونم که مطمئنم ارتباطی با هم ندارن...
    چون 3 سال از عمرم تلف شد شاید هم تلف نشد. نمی دونم. در هر حال سه سال از عمرم گذشت چون به خیال خودم می خواستم رواشناسی کودکان پیش از دبستان یا دبستان یا استثنایی رو بخونم. می خواستم بخونم ولی خونواده مخالف بود. و منم از لجبازی کلا هیچی نمی خوندم.
    درحالی که الان دارم از روی نیاز به شغل باز هم رشته ی خودمو دنبال می کنم. و اصلا به این فکر افتادم که اگه امسال هم قبول نشدم برم سراغ رشته ام بی ای این حرفا...
    کلا درس خوندن خره...
    پاسخ:
    این درد و دل بود یا پیشنهاد؟ :دی
  • شقایق رمضان پور
  • میشه.
    پاسخ:
    ممنون!
    یکم درباره ی رشته و شغلت حرف بزن، جالبه.
    پاسخ:
    چقدر باشه راضی میشی؟
    هرچی دوس میداری
    پاسخ:
    ممنون!
    از باخت بارسلونا :یوهاها
    از اینکه مهندسا چقد آدم نیستن و فقط روان شناسا خوبن هم میتونی بنویسی،چن وقته تاکید نکردی بیام بزنم تو سرت:-؟
    میتونی هم محترمانه سکوت کنی!
    پاسخ:
    اتفاقا دیشب الفامیلینو رو باختیم :|
    یادم نیست تو از ترس نوشتی یا نه! ولی برام جالبه!
    پاسخ:
    من و ترس :|
    خب پس از " روز خود را چگونه گذراندید " بنویسید .
    یه لحظه حس کردم انشا ی مدرسه س ...
    یکی از همون کتاب قدیمی ها که خوندید رو معرفی کنید :)
    پاسخ:
    حتی میتونم از تابستان خود را چگونه بگذرانیم بنویسم
    از کاغذ سفید پاره:|
    پاسخ:
    دقیقا از کدوم تیکه اش؟
    از اینکه آدم تا کی باید تاوان اشتباهای کوچیکشو بده؟
    از اونایی که لیاقت توجه و محبت ندارن
    از سادگی و ضربه هایی که تموم نمیشن
    تموم نمیشن...
    از بغضی که نمیشکنه
    از سکوت
    از «دیگه تمومش کنین من کم آوردم!»
    تو مینویسی یا من بنویسم؟
    پاسخ:
    مگه دارم برنامه ی اجتماعی برای شبکه ی دو میسازم؟ :|
    یه سری حرف بی ادبی اومد تو ذهنم :دی این چه سوالیه می پرسی اخه :)))


    پاسخ:
    تحصیل کرده شریفی دیگه، همینجوری ای آخرش :|
  • بابا لنگ دراز
  • هرچه دل تنگت میخواهد:) 
    پاسخ:
    چشم :|
    از اینکه " همون خوشبخت دلنشین " که قرار بود بنویسید :|
    ولی کتاب و آهنگ هم پیشنهاد بدین :))

    پاسخ:
    کتاب جدید نخوندم آخه!
    توی بخش زیبای دلنشین انتخاب نشدم، نوشتن نداره اون!
    این یه ویروس ِ فک کنم .
    از یه بلاگر به بلاگر بعدی منتقل می شه . فرد بلاگر خیلی دلش میخواد بنویسه ؛ ولی نمی دونه از چی بنویسه !!
    پاسخ:
    آره واقعا :|

    ارسال نظر

    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">