Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
نوشته های اخیر
نویسندگان
جهان بیرون غار

همه چیز درباره ی هیچ چیز!

جمعه, ۱۳ فروردين ۱۳۹۵، ۰۸:۰۲ ب.ظ

نوشتن وقتی حرفی برای گفتن نباشه ولی دلت بخواد بنویسی، از وقتایی که حرف برای گفتن هست ولی دلت نمیخواد بنویسی خیلی سخت تره! من دوست دارم حرف بزنم ولی چیز به درد بخوری برای گفتن ندارم...

شاید بشه چند تا نکته ی کوچولوی بی ربط رو به عنوان پست نوشت، میشه؟

1- سالهاست عید برای من معنی داره، دو هفته تعطیلی با انوع مختلف عذاب، قاعدتاً سیزده بدر هم همینه، سیزده بدر جز یه سری خنده و تشنج و اتفاق کوچیک دیگه، توی این 28 باری که اومده، هیچ اتفاق خاصی نداشته.

2- توی فیلم "همه چیز درباره ی ایو" (لینک دانلود) یه دیالوگ شاهکار هست... بت دیویس - در نقش مارگو چنینگ، بازیگر موفق تئاتر - میگه که "هرکاری که کنی، هر چقدر موفق باشی و همه ی خصوصیات زنونه ات رو برای ترقی کردن دور بندازی، در نهایت مهم ترین شغلی که داری، زن بودنه". خیلی خوب میگه، نه؟

3- یه ذره دیر شده، چیزی در حدود 65 سال! ولی هنوزم وقت هست که آلما توکل با پشت دست بکوبه توی دهن کارگردان و نویسنده ی فیلم، چون این حرفها رو گذاشتن توی دهن بازیگر، دو تا مَرد عوضی که بلاه بلاه بلاه!!!

4- از هوادارن خانم توکل عذر میخوام البته!

5- و صد البته حقیقت تلخه...

6- توی عید مفید ترین کارهایی که کردم، فیلم و سریال دیدن بوده!

7- فردا روز خوبیه، الکلاسیکو داره!

8- قبل از اینکه این پست رو ترک بگیم، لازمه از همه رئالی های جمع بخوام "بیشینن بینیم بائووووو :|"

9- و در نهایت باقی بقا

10- وقتی حرف نداشته باشی و دلت بخواد بنویسی، مجبوری همچین چیزایی تحویل ملت بدی...

  • ۹۵/۰۱/۱۳
  • هولدن کالفیلد

آراء الحکما: جلد  (۲۴)

حاضر:)
پاسخ:
درود!
شماره ده رو بذار تو پرانتز یه منفی بذار پشت پرانتز! این یکی هم بدجوری رو اعصابه!
پاسخ:
من فقط قدر مطلق میگیرم مثبت در میاد :|
در خط دوم گفته‌ام که کدامین حالت را!
پاسخ:
آهان همون حالت را!
حالتو می‌خرم! قیمت و شماره کارتتو برام اس‌ا‌م‌اس کن! :))
منم دچار این حال می‌شم که می‌خوام بنویسم اما چیزی برای نوشتن نیست! :)
راجع‌به به بقیه قسمت‌ها هم حرفم نمیاد!
پاسخ:
کدامین یک از حالم را؟ :|
خانم توکل با اینکه خوب مینویسن و من بشخصه روزی 1 بار لا اقل به وبشون سر میزنم ولی به نظرم گاهی به شدت از هر مساله ای یک ور فیمینیستی خارج میکنن.
به طوری که خود من که داعیه طرفداری حقوق زنان دارم دهنم وا میمونه و خودمونیم
عصبانی میشم.
چون بعضی مسایل اصلا توانایی اینو ندارن که تفکیک جنسیتی شن.
پاسخ:
دقیقا حرف من همینه!
یه دوست قدیمی که دیگه ندارمش
پاسخ:
عوضش تو من رو داری :|
  • شقایق رمضان پور
  • نه...از واقعی بودنشه که معده درد میگیرم...
    اینکه زن بودن مهم ترین شغله...دوست داشتم زن بودن عشق یه زن باشه، نه شغلش...آدما شغل دارن که در ازاش یه چیزی بدست بیارن...گاهی پول، گاهی توجه،گاهی فراموشیه تنها بودن،گاهی فرزند...ولی عشق زن بودن فرق میکنه...خیلی فرق میکنه و باید قبول کنیم که خیلی هامون از دستش دادیم...مقصرش هم نه ماییم به شخصه و نه آقایون به شخصه.
    ببخشید تو این زمینه ها جهت گیری زیاده...من چیزی رو که میبینم و حس میکنم میگم...ممکنه شمای مخالف بیاید بگید که از زن بودنتون خیلی لذت میبرید، ولی این حرف منو نقض نمی کنه...من دارم در مورد اکثریت حرف میزنم و خودم هم سعی میکنم جزء ش نباشم...البته حرف زدن آسونه...خیلی آسون.
    پاسخ:
    من متوجه کُنه صحبت شما نمیشم!
    حس میکنم برداشت من از حرفتون با منظورتون متفاوته
    آلما توکل آدم خوب بنویسیه، خیلی هم خوب می نویسه اتفاقا... با اینکه کم وقت میشه بخونمشون
    اما من اصولا از اون آدمهایی هستم که مخالف جدا کردن زنها از مردها هستم! این باعث میشه حس کنم ما چیزی کم داریم که هی سعی داریم طرفداری کنیم از حقوقمون! و خب من ابدا این حس رو ندارم و در کمال احترام به فمنیست ها، دوس داشتنی نیست تفکرات و اعتقاداتشون برام
    ----- 
    و اینکه رآل پودر میشه طفلی، نه:|¿ 
    -----
    فروردین برای منم اصولا رنجه بیشتر! داره تموم میشه انگار... خدا رو شکر:|
    -----
    از این مدل پستها خیلی خوشم میایه:|

    پاسخ:
    آدم "خوب بنویس" :|
    بله پودر میشه :|
    هولدن من متوجه میشم چی می گی...حرفت متین ...
    اما خب اگر مثلا تو هم یه دختر بودی که باهات بیشتر از اینکه از منظر توانایی هات رفتار بشه از ویژگیهای جنسی باهات رفتار می شد،خواه ناخواه دچار این برداشت ها می شدی...همون طور که خیلی از ما(منظورم همجنسان خودم) دچارش میشیم.این بیشتر یه جور خطای شناختی که نسبت به مسائل پیرامونمون پیدا کردیم،چون محیط بیشتر این پیام رو به ما داده ...
    +این خطای شناختی منظورم اصطلاح روانشناسی و از این قبیل که در تخصص شماهست،.نیست.این رو از خودم ساختم منظورم شناخت نسبت به خود و...است
    پاسخ:
    من هم متوجه منظور شما هستم، ولی منظور شما کار ایشون رو توجیه نمیکنه! :|
    اجازه دارم نظرم رو بگم؟
    من فکر نمی کنم اگر آلما این دیالوگ رو ببینه نسبت بهش واکنش نشون بده.چون این دیالوگ تناقضی با دیدگاهش نداره.
    این دیالوگ داره می گه زن بودن یه ارزش و آلما هیچ وقت خلاف این رو نگفته...
    پاسخ:
    اینجا همه اجازه دارن نظرشون رو بگن!
    من البته واقعا برای واکنش گرفتن از ایشون این حرف رو نزدم، آلما توکل به عنوان یه بلاگر وزنه عمیقا سنگین تر و بزرگتر و قدیمی تر و بهتری از من هست!
    اما در باب تفاوت های فکریمون، اتفاقا به نظر من آلماتوکل متخصص "تبعیض جنسی سازی" مسائل عادی و یومیه است!
    بارسا...بارسا...بارررسا!
    پاسخ:
    همینطوره!
    عید نه تنها دو/سه هفته عذابه بلکه گند میزنه به همون روتین مضخرفی که بهش عادت کرده بودی :|
    به شخصه بعد 24 سال عمر و مبارزاتی که داشتم! دارم به نتیجه 2 میرسم یه جورایی!
    پاسخ:
    این مورد دو برای مردها هم وارده ،مرد باید مرد باشه!
    من ولی یه عالمه حرف دارم که نمی تونم بنویسمشون!
    پاسخ:
    :|
    چرا؟
    آلما توکل! ... :-\ 
    الکلاسیکو؟ مهمه مگه؟ یا سه شنبه؟! :-) 
    چند روز پیش به یکی میگفتم طرفدار بارسایی یا اتلتیکو؟! :-))
    پاسخ:
    آلما توکل :|
    الکلاسیکو مهمه دیگه، دیگه اینقدر هم نه! :دی
    :))
    زن بودن و داشتن ظرافاتای زنونه هنره ، اصلا هم به معنای ضعف یا نمیدونم دید جنسی داشتن و تحقیر نیست. نمیدونم از کی این ذهنیت ایجاد شد که این معنی رو میده!
    پاسخ:
    من هم همین اعتقاد رو دارم، گفتم برخی دیگر این اعتقاد رو ندارن :|
    ماشاءالله وقتی حرف ندارین اینین ، وقتی داشته باشین چی میشه اونوخ ؟!
    پاسخ:
    چرت گفتم دیگه!
    شاید برای همجنسام این یکم تاسف آور باشه ولی شخصا دیالوگ بند 2 رو تایید میکنم!
    ایرادی هم توش نمیبینم... خیلی هم قشنگه...
    در این رابطه یه پست توی پیش نویس هام دارم منتشر خواهم کرد..
    پاسخ:
    من اتفاقا تحسین میکنم توانایی زن بودن رو!
    تشنج؟!:/اتفاقه کوچیکیه؟!:/
    به به به کار مفیدتون..ماهمونم نکردیم:/
    پاسخ:
    آره دیگه، چیزی نشد که، مُردم الان؟
    بلاه بلاه بلاه :)))

    پاسخ:
    والله :|
    امسال هم عید برای من مثل سال‌های اخیر شما بود :|
    این ماجرای آلما توکل چیه؟ :/
    پاسخ:
    آلما توکل تهمینه میلانی عالم بلاگر هاست
  • شقایق رمضان پور
  • خیلی خوب میگه،معده م درد گرفت!!
    پاسخ:
    از خوب بودنش معده درد گرفتی؟
    وقتی دلت میخواد کامنت بذاری و البته حرفی برای گفتن و نظری برای دادن نداری
    تا حالا روی هیچ کدوم از لینکای دانلودات چه آهنگ چه فیلم کلیک هم نکردم
    فقط هر بار لینک دادی یاد یکی افتادم...
    پاسخ:
    یاد کی میندازم تو رو دقیقا؟
    باز همینش هم خوبه :)
    من که مدت زیادیه که دلم میخواد حرف بزنم ولی حرفی برای گفتن ندارم ...
    پاسخ:
    چرا آخه؟
    ممنون!
    فکر کردم فقط منم که دلم می خواد بنویسم ولی هیچی به ذهنم نمیاد برای نوشتن (((: .

    عید امسال که اصن شبیه عید ها نبود .
    پاسخ:
    نه پیش میاد دیگه! خیلی پیش میاد که!

    ارسال نظر

    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">