Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
نویسندگان
جهان بیرون غار

بودن یا نبودن، مسئله این است!

يكشنبه, ۲ اسفند ۱۳۹۴، ۰۹:۱۳ ب.ظ

روند زندگی نشون میده که مرگ توی خواب واقعا راه حل خوبیه!

حال خودمم به هم میخوره از گفتن این مدل حرفها، شما که جای خود دارید... ولی همینی که هست! اینجوری هستم این روزها!

اتفاقا دیروز توی پارک که نشسته بودم، یهو این حس بهم دست داد به زودی میمیرم، به یکی از دوستهای خوبم گفتم این جریان رو و گفتم بهت یوزر پَس میدم تا اگه مُردم خبر بدی به بچه ها. گفت فرقی نداره برای بقیه! بمیری کسی ازت خبر نمیگیره و فراموشت میکنن، فقط تا وقتی به روز میکنی یادت هستن. اگر به زودی مُردم، یا بهتر بگم، اگر بی خبر از اینجا رفتم، اشکالی نداره فراموشم کنید، ولی بدونید مُردم! اگر بخوام برم خبر میدم!

  • ۹۴/۱۲/۰۲
  • هولدن کالفیلد

آراء الحکما: جلد  (۵۴)

با حرف دوستت خیلی موافقم !
تا وقتی هستی ، هستی ، از وقتی که نباشی ، انگار اصلا نبودی
حرف فیلزوفانه ای زده خدایی
پاسخ:
خیلی خفنه این رفیقم!
  • بانو ف تک نقطه
  • دوستان اگه فحشی، ناسزایی، چیزی گفتن بهتون
    خدا ازشون قبول کنه :/

    پاسخ:
    لطف دارید!!!
  • خارج ازچارچوب
  • من نظرم برعکسه. اگه دور از جونت بمیری، اینجا دیگه برای خودت مهم نیست. حتی اگه هزار نفر بیان کامنت بذارن هولدن کو؟ کجاست؟ چرا نیست!
    پاسخ:
    مرگ حقه، دور از جون نداره که!
    البته من مثل سگ میترسم از مرگ!!!

    امروز یکی خودشو انداخت جلو قطار مترو

    مرد!

    مرگ هم برنامه ریزی شده ش، بهتره!


    پاسخ:
    خدا بیامرزدش ولی خودکشی کار انسان های بی بنیه است عموما!

    تا وقتی خودش نخواد که خب از تو کاری بر نمیاد آخه:)
    پاسخ:
    :|
    با عرض معذرت، اولا شما به مقدار قابل توجهی... چیز... اشتباه می کنی که به مرگ فک می کنی :(
    ثانی یَن، دیگه حق نداری که به مرگ فک کنی :| 
    ثالث یَن، پسرک‌غمگین، لطفا غمگین نباش :( پلیز؟ :(
    کاپیشه؟ :||

    @مگهان: 
    کاش بلد بودم چطور میشه یه هیولا رو شاد کرد.. 
     
    پاسخ:
    مگی بیا جواب بده!
    عذر میخوام کاپیشه یعنی چه؟ :|
    آرزو میکنم که روزهای خوب بیان:)
    پاسخ:
    ممنون خیلی!
  • النابانو...
  • ای بابا ما منتظریم ببینیم شما کی قاطی مرغا میشی و اون موقع شما به این چیزا فکر میکنی؟! از یک روانشناس بعیده این حرفا :|
    پاسخ:
    مگه روانشناس درد نداره؟ غم و غصه نداره؟ :|
    راس میگه. سیب بخور.
    از این سنکجبین های اضافه هم نخور:|

    +اسفند رد شه خوب میشی؟ احتمالش هس؟
    پاسخ:
    +خودم منتظر همین هستم :|
    میدونی یاد چی افتادم.. ببخشید طولانیه..
    حدودا 2-3 سال پیش قبل از اینکه خودم وبلاگ داشته باشم اتفاقی وبلاگ یه دختر دبیرستانی رو دیدم.. اولش گفتم چقد این بچه پرروهه و اینا..کلا حرف خاصی ام نمیزد خیلی روزمره و بچگانه بود.. و ازمن حقیقتا هم بعید بود که همچون وبلاگهایی رو بخونم.. ولی نمیدونم چی شد که بار دوم هم به وبلاگش رفتم.. و کم کم بار سوم و چندم... خیلی ساده بود.. درعین اینکه پررو بود.. چندباری براش کامنت گذاشتم و سعی میکردم راهنمایش کنم تا اشتباهی نکنه.. البته مامان بزرگی نه ..جوری که فراری تر نشه.. کم کم خیلی به من علاقه پیدا کرده بود و میخواست باهام دوست شه.. ولی من اینکارو نکردم.. یه روز دیدم وبلاگش رو حذف کرده....
    هنوز که هنوزه گاهی بهش فکرمیکنم.. میگم ینی الان داره چیکار میکنه؟؟؟؟ شاید بهتربود باهاش دوست میشدم... نمیدونم...
    پس مطلق حرف نزن.. بعضی آدما تاهمیشه تو ذهن میمونن.. کمرنگ شاید ولی فراموش نه...
    پاسخ:
    میکنی گاهی فراموشم ولی انکار ... نه!
    :))
    دوراز جونت هولدن:(  
    پاسخ:
    مرگ شتریه که...
  • زهرا یگانه
  • سیب بخورید.
    پاسخ:
    این فحشه الان؟ :|
    سلام
    نه دیگه انقدرا هم بیرحم نیستیم هی میایم سر میزنیم و  چراغ این وبلاگو روشن نگه میداریم! ;)
    پاسخ:
    از این ها هم بدترید! :دی
  • شن های ساحل
  • چی بگم!اولش می خواستم هیچی نگم ولی خب اشکال نداره خواستی ناراحت شو
    ببین احمق دیونه تو کتک لازم داری...یعنی چی هی مرگ مرگ 
    شورشو داری در می اری..پس روحیه مبارزت کو ...اگه بعنوان یه هیولا نمیجنگی مثل یه انسان بجنگ.....گیر این دایره مسخره داستان مرگ افتادی خودتم سعی نمی کنی از شرش خلاص بشی...معلوم که تا وقتی که جلوشو نمیگیری هی توی سرت تکرار میشه چرا دنبال راه حل نمی گردی؟خسته ای؟خب همه خسته هستن خستگی عادی...ولی بدون انقدر انرژی داری برای تلاش دوباره...فراموشی این چه نظر مسخره ای توی سر همه فرو کردن کدوم فراموشی بابا ....من امسال ۶ تا فوت داشتم که ۳ تاش اقوام درجه یک بودن و حتی یک روز نیست که توی مغزم نباشن مگه ممکن ادم های اطرافت انقدر راحت فراموش کنی !!!این دروغ ها چیه همه به هم میگن...ببین من با همه این فوت ها درگیری های عاطفی و بحث و دعوا با اطرافیان و مشکل کبد و معده و روده و اعصاب و تیرویید و یه کیسه قرصی که مصرف میکنم و مشکل مالی و هزار کوفت و زهر مار دیگه که همش برای امسال و هر روز دارم میجنگم انقدر مثل تو هی نمیگم مرگ مرگ ...بزار مستقیم بهت بگم مرگ دست کم تا ۵۰ یا ۶۰ سالگی سراغت نمی اد پس الکی دلت خوش نکن که با مرگ بتونی از مشکلاتت فرار کنی.....
    من ریز به ریز خاطرات یک سالگیم یادمه چطوری انتظار داری کسی که وقت گزاشتم نوشته هاش میخونم فراموش کنم!!!!!!احمق
    حالا هر چقدر خواستی فحشم بد:)


    پاسخ:
    ممنون واقعا از این همه لطف!
    ببینید هولدن رو فحش داده ها :))
    یاد بگیرید! :دی
    @سید علی
    چشم:|

    پاسخ:
    حزب فقط حزب علی
    کاربر فقط سید علی :|
    منم یه مدته همش به مردن می اندیشم.جالبه قبلنا به مردن اطرافیان.
    الان مردن خودم برام مهم شده.
    فک کنم افسر دگی مفسردگی گرفتم.
    در حدی که دلم نمیخواد بچه دار شم.
    از اون بدتر دلم نمیخواد صبونه بخورم حتی. این در مورد من یعنی خودکشی.
    باور کن :|

    پاسخ:
    مفسردگی چی  هست حالا؟ :|
    جانا سخن از زبان ما می گویی...

    برای من اصلا مهم نیست کسی بعد از مرگ سراغم رو میگیره یا نه، خود مردن و خلاص شدن مهمه
    پاسخ:
    خدا نکنه برادر من! این چه حرفیه! بالا سرمون باشی!
    اگر مرگ تو خواب راه حل خوبیه مرگ مغزی راه حل عالی ای هستش :)) اعضات رو میدی بقیه و یه کار مفیدم میکنی حین مرگت چون در عین راحت شدن :دی

    فکر کردن ب این چیزا همچین حسی هایی داشتن طبیعیه. من اصن حالم بهم نخورد :))
    ولی خب مهم اینه ک بدونی کجا باید چیکار کرد. ک توش گیر نکنی ک همش چیزای بدش رو نبینی.
    من فک میکنم چن روز دیگه بازم ب اینکه چجوری عمرتون رو بگذرونید فکر خواهید کرد تا اینکه چجوری عمره تموم میشه وقتی ک دیدید در چن روز اتی خبری از مردن نیست و حسه غلط بوده D:
     از هولدن با توجه ب شناخت نسبی کمی ک ازش دارم اینطور برمیاد 

    میگم غلط چون ک خودمم ازین حسا داشتم و فکر کردم نشونه اس و فلان و بعدش دیدم خبری نیس ک نیس :))
    پاسخ:
    من فکر نمیکنم نشونه اس، صرفا علاقه مندم به این موضوع :|
  • موسوی بابامه
  • صبا و هولدن .دیگه به من نگید موسوی.... موسوی بابامه من علی ام یا سید یا.. فهمیدید؟ ... ریشه دردای من آرمانگرائی واحساس تفاوت زیاد ذاتی با دیگران و حافظه دردناک خیلی قوی مخصوصا در باب رنج و پلیدی ، و رنج بابت برخی تلقینیات تربیتی که ممکنه زیستن صرف رو با عذاب وجدان و ناراحتی همراه کنه و البته عدم دریافت درک شدن و عدم دریافت وفاداری و عدم دریافت خوبی در ازای خوبی از افراد و زمان و... و البته جامعه پستی که برامون ساختن از دولتها و رسانه ها داخلی و خارجی و حساسیت به مشاهده یا ابتلای شخصی از خوبی به بدی و..... نامردی ،ظلم و بیعدالتی محترم شده و تنفر از تفرعن و مصرف زدگی و آشغال کله های کوفتی و ... تو چن تاش با من مشترکی؟
    پاسخ:
    چرا بیانیه سیاسی میدی؟
    صرفا میگفتی خوشم نمیاد هم دیگه نمیگفتم
    سلام چطططوری؟ :|
    پاسخ:
    توپ توپم :|
    :(
    پاسخ:
    :)
  • سُر. واو. شین
  • شما خودت خودکشی نکنی مطمئن باش دنیا دلش نمیاد از دستت بده :D 
    پاسخ:
    خودکشی چیه بابا :|
    جالبه هیچکی ازتون نمیپرسه چی شده..چته..چرا مرگ؟؟؟
    منم نمیپرسم..
    پاسخ:
    بپرسی هم نمیگم بهت.
    من خودم یک مانستر ام.
    پاسخ:
    میگم بهش!
  • نفس نقره ای
  • من کلا با مقوله فراموشی ارتباط برقرار نمیکنم! عادت کردن با فراموش کردن خیلی فرق داره!
    پاسخ:
    به چه نکته زیبایی اشاره فرمودید!
    حس اینکه مرگ نزدیکه به تنهایی زیاد بد نیست، باعث حرکته میگن..
    ولی اینکه بخواید همه چی راحت تموم بشه خوب نیستش، یعنی آدم خسته شده، ناامید شده، بی انگیزه شده، افسرده شده، و خیلی سریع باید بره یه راهی پیدا کنه حالش خوب شه از این رخوت دربیاد!
    پاسخ:
    آفرین دقیقا همینا بود!!!
    دردناک تر و ترسناک تر از این که به مرگ خودت فکر کنی، اینه که همش مرگ  آدمای مهم رندگیت بیاد جلو چشت!

    + من نیز کامنت اسپریچو رو لایک می کنم!
    پاسخ:
    :|
    + :| :|
    ترسناکه آدما این قدر زود فراموش کنن .نه ؟
    پاسخ:
    طبیعیه به نظرم!
    بیچاره دوستی که اومده باهات بیرون که تو اینجوری کوفتش می کنی:|
    واقعا ها آدم اینقدر ناامید آخه؟!
    پاسخ:
    دیگه شد دیگه ببخشید! :|
    @موسوی
    آخیییی رومن گاری هم خودکشی کرده؟!نمی دونستم:|
    این نویسنده ها چرا اینطورین؟!!:/
    هولدن نکنه می خوای نویسنده بشی؟
    پاسخ:
    موسوی با توئه!
    من دوست داشتم نویسنده بشم!
    با کمال تاسف و تکرار مکررات بگم که واژه "زورگو" که اسپریچو بکار بردن کاملا مناسب خودته :))
    تمام این یکی دو سال دنبال همین واژه برای تعریفت میگشتم منتها به ذهنم نمیرسید :))))))
    تو یک زورگویی :D
    درضمن من یکی که یا با کسی دوست نمیشم یا وقتی میشم دیگه دوست دوستم.. نتیجتا که من فراموشت نمیکردم..
    پاسخ:
    :| :|
    فراموش میکنی تو هم :|
    فراموش کردن تو ذات آدماست .
    پاسخ:
    اگزکتعلی!
    دوستت درست گفته اما برای آدما نه هویلاها...
    هیولا ها از خاطره نمی رن
    مگه لولو رفت ؟
    ...


    یادمه همین چند وقت پیش
    یه خانوم مسن می خوند :
    لالایی کن مامان چشماش بیداره
    مثل هرشب لولو پشت دیواره...
    پاسخ:
    شما هیولاشناسی داری؟
    منم با اینجور مرگ موافقم. خیلی خوبه اصن.
    پاسخ:
    اوهوم!
    به خاطر فصله بابا منم 2 ماهه قبل اینکه بخوابم همش فکر میکنم صبح دیگه بیدار نمیشم:|

    حالا چون شمایی بعد فوت میام هفته ای یه بار کامنت میزارم اینجا:|
    پاسخ:
    نه برای فصل نیست!
    با داد و عصبانیت بخون: عه، هولدن؟؟؟ این چه حرفیه؟ دِهَع! :(
    پاسخ:
    ببچغید عجقم :|
    چهره ماندگاری بلاگستانی :))
    پاسخ:
    :))
    خب تو به حسه دست نده! :دی
    همیشه هم فراموش نمیکنه آدم. من هنوز دختر جوونی که تازه عقد کرده بود و شوهرش رفت تو کما و بعد مرد رو یادمه.  همه ی آرشیوش رو پاک کرد. سه سال گذشته اما عنوان وبلاگ و قالبش رو یادمه.
    همه ی ما گاهی به مرگ فکر میکنیم اما زیادی از حدش نه خوبه و نه نشونه ی خوبیه.
    پاسخ:
    دارم از دست میرم دیگه!
    از این بیشتر؟
    نه من هر چندوقت یکبار وبلاگایی که آپ نمی کننو چک می کنم ، برا اینکه از لیستم خط بزنم، احتمالا اون موقع بفهمم نیستی:))

    پاسخ:
    آفرین! آفرین!
    :|
    پاسخ:
    :|؟
    کاش بشه قبل مردن بدونیم که فقط24ساعت دیگه مونده.
    .
    اسپریچو :))))
    پاسخ:
    24 ساعت کمه :|
    ترجیح میدم ندونم!!!
    اگر طبیعی باشه خوبه !!
    تو محبوب  دل هایی، شاید دیگه نیایم اینجا ولی بعدا تعریف می کنیم یک روان شناسی بگو پیش گویی هم می کرد و محبوب دل ها بود   : دی
    پاسخ:
    مهم اینه فراموش میکنید!
    :'(
    پاسخ:
    چیه خب؟
    من کامنت اسپریچو رو لایک می کنم:|
    پاسخ:
    :)))))))
    چه جمله ی خوبی بود. اگه بی خبر برم یعنی مُردم!
    کاش همه اینجوری باشن
    پاسخ:
    حالا من که اینجوری میباشم!
    یه دوستی داشتم بنگ میزد میگفت دوست دارم آخرش سر میز پوکر با اسلحه کشته بشم! توی وگاس!
    تو که خوبی
    پاسخ:
    :| :|
    اون وهمه!
    مرگ خواهی از علائم افسردگیه  فک کنم قرص لازمی به روانشناسی زیستی و اینا اعتقاد داری  که  :|
    همه یه روزی میمیرن چقد حالا عجله داری ( نکن این کارارو :|
    اولش خب چرا همه ناراحت میشن خود من حداقل دو سه ماه  خیلی دپرس میشم ولی آدم فراموشکاره دوستت راس گفته بعدش هرکی دنبال زندگی خودشه و فراموشی و   ....

    شاید به یه تغییر محل زندگی  یا  یه ذائقه و ...جدید احتیاج داری 


    شنیدم نامه خودکشی رومن گاری فقط همین بوده   : ممنون ، خیلی خوش گذشت
    پاسخ:
    آرشیو خرداد 94 رو نگاه کن، اردیبهشت یا خرداد!
    ان موقع که حالم بد بود نوشته بودم! در مورد خودم!
    الان یادم افتاد زشت بود نگفتم دور از جونت :دی 
    لذا با احتساب دور از جونت اگه رفتی مطمئن باش تو فراموش نمیشی :دی
    پاسخ:
    :))
    کامنت اسپریچو :)))))))))))))))))))
    پاسخ:
    :دی
    هولدن تا یه هفته به هیچی فکر نکن:|
    پاسخ:
    نمیتونم :|
    حالا تو بمیر ما خودمون تصمیم میگیریم چکار کنیم
    بعد از مرگشم زور میگه:|

    :دی
    پاسخ:
    :|
    :| :|
    تو اگه بمیری ما "داریخاریخ"
    پاسخ:
    یعنی حالتون بد میشه؟ :دی
    مرگ باید بیاد دستتو بگیره ببره خیلی لطیف انگار داری میری پیک نیک 
    پاسخ:
    به خدا! آفرین!
    اشتباه می کنی کسی فراموشت نمی کنه!
    پاسخ:
    میکنه!

    ارسال نظر

    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">