Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
نویسندگان
جهان بیرون غار

a little bird in inside monster

پنجشنبه, ۲۹ بهمن ۱۳۹۴، ۰۱:۱۴ ق.ظ
احتمالا هولدن انتظار داشتی من الان با همچین جمله ای و همچین ادبیاتی داد سخن سر بدم که : من خیلی احساس خوشحالی و ذوق مرگی دارم ازین جهت که هیولای درون به من افتخار داده و من رو برنده خوش شانس یک دستگاه پست مهمان کرده و موجبات این رو فراهم کزده که من الان کله امو از توی این دهانه ی غار در بیارم بیرون و فریاد سر بدم : یوهوووووووو، یوهووووووو  بچه ها :/
ولی نخیــــــــــر عاقا [ با لحن خانم شیرزاد بخونید] :دی
من جونمو به خطر انداختم ، من ماهها تحت پوشش یه کامنت گذار با شعور و درک فراوون ( که البته که همچین آدمی هستم )  به عبارتی ماهها اومدم و رفتم و هی هر بار قسمتی از درک سرشارمو ریختم تو شیکم این هیولا  تااااا ذره ذره اعتماد هولدن رو تونستم به خودم جلب کنم و بالاخره هولدن به من اعتماد کرد و من رو به عنوان مهمان به هیولای درون راه داد  و من تونستم بالاخره به این مهم که پرده برداشتن از اسرار مخوف این غار و هیولای درونش بود برسم :|
شما نمی دونید ولی من میدونم طبق یک سری مدارک و اسناد و شواهد میگن که ته همین غار، منتهی علیه  سمت چپش که به سمت راستش منتهی میشه، یه هفتاد هشتاد تا پله که بری توی زمین ، یه در آهنی خیلی بزرگه از همونا که با صدای قیژژژژژژژ باز میشن و پشتش پره از استخوون ها و جمجمه هایی که طبق اسناد و مدارک متعلق هستند به بلاگر ها و خواننده هایی که سر ناسازگاری با هولدن داشته اند، اونایی که زیر پستهای هولدن با هولدن بحث می کردن، اونایی که ته پست با حرفهای هولدن قانع نمیشدن، اونایی که ته بحث سر تعظیم فرود نمی آووردن ، اونایی که دیسلایک می زدن و حتی طبق یه سری مدارک ضعیف تر  میگن حتی اونایی که طرفدار رئال مادرید بودند هم حتی :| 
اصلا می دونید هولدن کالفیلد تنها یک پوشش می باشد و دارنده اصلی این وبلاگ شخص خود سوئینی تاده :|  به جون همین وبلاگ هولدن:دی 
خوب دوستان هر آن امکان داره هولدن سر برسه و من فکر می کنم دیگه فرصت این رو نداشته باشم که تا وبلاگ خودم برم و اونجا غزل و پست خداحافظیمو بنویسم لذا از همین تریبون که قرار بود من مهمونش باشم ولی نشد و شد آرامگاه ابدیم -_- بله از همین تریبون بزارید وصیاتامو هم بکنم .
اول از همه وبلاگمو نبندید تبدیلش کنید به موزه، پول بلیطشم صرف ساخت مقبره واسم بکنید، از بقیشم بدین یه سکانس بلورین بسازن بزارن میدون وسط بیان، یه تندیسم از خودم بسازید  و زیرشم بدین حکاکی کنن : او رفت تا ما بمانیم، تا ما بنویسیم، تا بلاگستان زنده بماند:دی 
امضا : توکایی که یک عدد هولدن الان با شمشیر سامورایی و ژستی غودا غودااااا گونه واساده بالا سرش و میخواد  اونو به تاریخ بفرسته !!
============
ه.ن*: پست میهمان از سکانسهایی که مخاطب میخواهند!
*: هولدن نوشت :|
ویرایش:
ترجمه به فارسی: Monester؟
یا Monster
آقا تصحیح بفرمایید پایین پست هم از من به عنوان ویراستار تشکر کنید
عنوان رو تصحیح کردم! ممنون ویراستار!!! :|
  • ۹۴/۱۱/۲۹
  • هولدن کالفیلد

چنین گفته اند میهمانان هیولا

آراء الحکما: جلد  (۳۷)

چون جاهای تاریک سوسک هست :))
پاسخ:
:))
فککنم باید یبار دیگه پستو بخونم تا بفهمم چی شده:|
پاسخ:
:|

  • یه دوست دور
  • برای شن های روی ساحل...

    خیر هولدن عینکی نیست:|
    از طرف یک دوست دور
    پاسخ:
    بلهه ممنون دوست دور
  • شن های ساحل
  • یه سوال عجیب بپرسم شما عینکی هستی؟
    پاسخ:
    خیر!
    سلام
    هووووم عالی
    پاسخ:
    :))
    سلام
    فضای تخیلی که ایجاد کردید عالی بود
    خیلی خوب
    پاسخ:
    دستش درد نکنه!
    عاشق توکام اصن:))

    اون پستphill هم بعنوان نویسنده میهمان عااالی بود:))
    پاسخ:
    آره اونم خیلی عالیه!
    :دی
    فک کنم جمجمه منم اونجاها باشه :)) اون اولا یادمه جدی جدی با هولدن بحث میکردم کامنت و جواب کامنت نبود که، طومار بود :))
    آخرشم به هیچ نتیجه ای نمیرسیدیم :دی
    توصیه من به جوان تر ها اینه که رلکس رلکس رلکس تر :))
    پاسخ:
    نه بابا جمجمه تو نیست :))
    :)))))))))))
    عالی بووووود
    فک کنم جمجمه من اونجا جا مونده بی زحمت بدش من برم:دی
    پاسخ:
    :))
    سوئینى تاد:///// ووووووى 
    پاسخ:
    و حتی بلکم بیشتر!
    الان من چی بگم آخه؟ فقط میگم هولدن انگار میخواد خرخره ی مخاطب رو بجوه ، الان میاد میگه کی؟ من؟ کِی؟
    :)))))
    پاسخ:
    اینجوری نیست دیگه.
    تو بگو هست
    :-):-):-):-):-):-)
    معرکه بود
    پاسخ:
    :))
    عه رتیل از قلم کامنتم جا موند:)))) یک عدد رتیل پیوست شه به کامنت گبلیم:)
    پاسخ:
    رتیل اینجاست
    حین خوندن پست حس کردم در تاریکی فرو رفته و یک عدد رو شونه ی راستم جا خوش کرده؛ عالی بود توکا:)))
    پاسخ:
    رتیل اینجا نیست!
    یه لحظه حس کردم بعد از اون هفتاد هشتاد تا پله پشت اون در آهنی یه عالمه سوسک هست...
    منم پست مهمان دارم یدونه 😊 ولی نویسنده ش خودش رو معرفی نکرد 
    پاسخ:
    سوسک چرا؟ :|
    من تا آخراش فکر میکردم دکتر الانور(:دی) نوشتش:دی
    خیلی خوب بود:دی هولدن تخته کن بده توکا بنویسه زین پس:))
    پاسخ:
    :))
    :)))
    پاسخ:
    :دی
    لازمه بگم با صدای بلند خندیدم یا مشخصه؟ :D
    پاسخ:
    دیگه مشخص شد :))
    به 100 سال بعد فکر میکنم و دارم جمجمه خودمو میبینم که گرفتی دستت و از دستات خون مخاطبین میچکه و داری توش آب میخوری :)))

    و چه ترسناک!
    پاسخ:
    چرا 100 سال بعد؟
  • شن های ساحل
  • آخی بامزه نوشته بود یاد انشاهای بچگیم افتادم :)
    پاسخ:
    :دی
    هولدن مگهان با من بود ، ایششش :/

    نه نخوندمش، از جناب هاروکی تا حالا کتابی نخوندم در اصل!  ولی یادم میمونه در آینده بخونمش :)


    پاسخ:
    :|:|:|
    :))))))))) 
    عالی بود!
    مخصوصن سوئنیتادش:))
    پاسخ:
    بلی :دی
    هولدن من با تو بودم؟! :|
    یا با نگارنده ی این پست:دی؟
    پاسخ:
    :|
    عجب!!!
    کامنت مربوط به این پستم ثبت نشد:|¿ 
    تو روحم بسی
    کلی هیجان به خرج داده بودم که این در مخوف با صدای قیژژژژژژ منو یاد اون کتابخانه ی مخوف هاروکی موراکامی انداخت توکا، آیا خوندیش؟ 
    اون تو هم هیولا بود:| !!! :)))
    پاسخ:
    نچ نخوندم!
    :D 
     گذاشتیش هولدن :دی
    همش منتظر یه کامنتی چیزی بودم بیای بگی : پستت رد شد :|  
    :))
    و اینکه ممنون  مگهان , بله صد البته که monster  :دی
    پاسخ:
    من خودم اومدم گفتم بنویس!
    چرا بیام بگم رد شد؟ :|
    توکا چه بامزه است:)))
    پاسخ:
    یعنی من سر این جمجه ها کلی خندیدم ها :))
    همون پاراگراف اول کافی بود ک بفهمم نویسنده توکاس بدون دیدن تهش :)))))
    پاسخ:
    :))
    آفرین، یه چراغ روشن برای شما :))
    دوستیتون پایدار...
    پاسخ:
    ممنان!
  • رکسانا سین
  • =)))) عالی عالیییییی....
    پاسخ:
    :))
    در ضمن یاد منشوری ترین پست تاریخ وبلاگ اینساید مانستر افتادم:|
    کدوم؟ 
    همون که نویسنده ی مهمان دیگری نوشته بود، شماره کارت گذاشته بود حتی... نوچ نوچ نوچ
    فک کنم فیل بود نویسنده ی مهمان:دی
    خواستم یادی از قدیما بکنم همین
    پاسخ:
    این! :))
    من کتمان می کنم، یکی با اسم من اومده برای نوشته ی سکانسهای مخاطب خواه کامنت گذاشته:|

    + چقدرم بی شعور بوده واقعا:دی ! آیکون آب شدن از خجالت و رفتن تو زمین حتی...:دی
    پاسخ:
    :| دور ازجون :|
  • نفس نقره ای
  • o_O
    پاسخ:
    تو هم میخوای؟ :دی
    تو هم بنویس خب! :))
    از شدت خواب دارم میمیرم ولی بازم دارم وبلاگ میخونم :|
    خدا کمکم کنه :))))
    ببخشید الان چی شد من زیاد هوشیار نیستم :)))

    پاسخ:
    هیچی پست میهمان اومده!!!
  • اسپریچو ツ
  • بیان همه داره به فنا میره:|
    پاسخ:
    چی؟ چی میگی؟ :|
    ولی جدای از اینا خیلی خوب بود:))
    آخر شبی روحم شاد شد:/
    پاسخ:
    :))
    میدونی حالش چیه توکا
    اینکه رمزو بگیی بری فضولی کنی ولی پست نزاری^__^
    اصن نابوده
    پاسخ:
    این رو هم نفهمیدم!!!
  • مهرداد ارسنجانی
  • :|
    پاسخ:
    :| :| ؟

    ارسال نظر

    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">