Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
نویسندگان
جهان بیرون غار

بی والدینی ... بد والدینی!

شنبه, ۲۴ بهمن ۱۳۹۴، ۰۹:۳۴ ب.ظ

بدترینِ والدین اونهایی هستن که کلبه ی محقر رویاهای یکی از فرزندانشون رو خراب میکنن که روش کاخ رویاهای فرزند دیگه شون رو بسازن!

بی والدینی یه درده، بد والدینی همه ی دردها! لطفا اگه مطمئن نیستین از خودتون، بیشتر از یه فرزند به دنیا نیارید!

باقی بقا!

  • ۹۴/۱۱/۲۴
  • هولدن کالفیلد

آراء الحکما: جلد  (۳۷)

  • النابانو...
  • عجب ! حالا من یه سئوال دارم هر دو فرزند در شرایط مساوی بودند از نظر اخلاق و رفتار؟ فکر کنید دو تا برادر هستند یکی سربه راه ،اون یکی خلاف ،رفتار خانواده با این دو یه جور باشه؟
    پاسخ:
    داریم در مورد آدمهای نرمال حرف میزنیم!
    اینهمه اما و اگر نداره!
  • النابانو...
  • از اون جایی که اکثر کسانی که نظر گذاشتن مجردن و تجربه مادر شدن رو ندارن میگم محاله یه مادر یه بچه شو به اون یکی ترجیح بده فقط پسر به مادر نزدیکتره همونجوری که دختر به پدرش نزدیکتره همین .
    پاسخ:
    تجربه من به عنوان فرزند، و همچنین مشاهداتم به عنوان روانشناس، و همچنین نظریه ی آدلر، سه تاشم نظر شما رو نقض میکنه!
    اولش حس تبعیض بین دختر و پسر بهم دست داد، بعد یاد شاه لیر و برادران یوسف افتادم:-|

    آدم تا بچه دار نشه که نمی فهمه بد والد هست یا نه:-| همه والدین، حتی اونهایی که آشکارا فرق میذارن، ادعاشون اینه که فرق نمیذارن :-/

    کسی که خوابیده رو میشه بیدار کرد، کسی که خودش رو زده به خواب رو چه کنیم؟
    پاسخ:
    این یه کم خودشناسی میخواد! نشدنی نیست!
  • النابانو...
  • اگه یه دختر بخواد در شرایط مساوی با برادراش باشه چی؟ که مثلا اونا دوست دختر دارن منم مثه اونا باشم چی؟بعد نتیجه بگیره منو دوست ندارید و اونا رو دوس دارید:|
    پاسخ:
    این یه مسئله دیگه است، اینی که من گفتم نیست!
    این یه مسئله فرهنگیه، باید جای دیگه حل بشه!
    یا به واقع رویاهای  بچه هاشون مسخره س یا اینکه اصن بهش فکر نمیکنن هوم ؟
    پاسخ:
    متوجه قسمت اولش نشدم! :|
  • اوهام بانو
  • آخ آخ آخ
    بد والدینی درده ، بد خواهری و بد برادری هم درده .
    بعد فکر کن یه تعداد هم دائم زیر گوشت وز وز کنن که بچه ت گناه داره تنها میمونه یه خواهر یا برادر براش بیارین . یعنی آدم دوست داره خرخره شونو بجوئه .
    اتفاقا یه هفته پیش یه پست در این مورد نوشتم بعد دیدم اصلا نمیتونم عمق فاجعه رو شرح بدم بی خیال شدم .
    پاسخ:
    عاچختم! :|
    که درکم میکنی ها!
    من این جمله رو بیشتر دوس دارم که اگه از خودتون مطمئن نیستید بچه نیارید.حتی به مقدساتتون قسم بچه نیارید
    پاسخ:
    این که اصل اساسیه!
    آره من واقعا ممکنه تجربه این مورد رو نداشته باشم، ببخشید.
    ولی از سمت دیگه من هم با مشکل استقلال و دلسوزی بیش از حد والدین مواجهم، ولی نتیجه ای که میخواستم بگیرم این بود که آدم میتونه راه خودش رو با وجود قید و بند محیط پیدا کنه، این مسئله رو من برگشت میدم به خودم تا به والدینم؛ و از این دیدگاه کامنت قبلی رو براتون نوشتم. بهرحال انشالا درست بشه، مثبت باشین!
    پاسخ:
    من تا حد ممکن مثبتم به مرگ هولدن قسم :))
    همون "ناتینگ تو سی" بهترین هست.
    شرایط کسی رو هم قضاوت نکردیم.
    به نظرم توی این شرایط سیستم دور شدن بهترین هست.
    هولدن دانشجو شو ...بیا خوابگاه :)))))
    پاسخ:
    من از 8 به اینور کلا دانشجویی زندگی کردم!
  • گمـــــــشده :)
  • وقتی میگیم فرزند، لزوما از بچه حرف نمیزنیم!
    اونی که آرزو داره، حتما سن و سالی داره! دارم از بزرگسال ها حرف میزنم!!!

    Copyright ©هیولای درون
    ----------
    توضیح بیشتر پلیز...
    پاسخ:
    ببین، من 28 ساله بیشتر از خردسالها درگیر این موضوع میشم!
    حالا شما که بدجور بیان نکردی هرچند که موافق هم نیستم!
    ولی کامنتا ناراحتم کرد.. بیشتر از این جهت
    پاسخ:
    کامنتها هم که حرف بدی نزدن؟ کی بوده؟ بگو خودم دعواش کنم!
    اصلا از تصور من خارجه:|
    پاسخ:
    شکر خدا!
    پدر و مادر آن دیگری ....
    پاسخ:
    والله!!!
    تجربه این فرمو ندارم ولی من بعد دعوا با پدر مادر حتی وقتی مطمئن ام  حق با خودمه ، خودم بیشتر ازونا اعصابم خرد میشه  این عصبیت و تاثیرات بدش فکر کنم عمومیه حتی اگه کاملا محق باشی و حتی اگه فکر کنی قویتر از اونی که روت تاثیر بذاره !! ....با خود اون فرزند مستقیم در این باره صحبت کن ..

    بد سرپرستی نکته واقعا خوبیه من مامانم میخواست چن سال پیش یه بچه برا سر پرستیه بیاره  گفتم تو این خونه طرف 12 سالگی خیلی خسته یاس فلسفی گرفته  یه کوله پوشتی رو دوشش میندازه بر میگرده پرورشگاه ، گفتم گند نزنید به زندگیش اونجا باز یه راه نجات شاید باشه براش ...

    هر چی فک میکنم تو عملا نمیتونی مانع زندگی و اهداف یکی دیگه بشی  میتونی؟ ، چیکار میکنی تو خونه  مثلا آتیش روشن میکنی دود سرخپوستی میدی با اسب از رو موانع میپری  :|
    پاسخ:
    چرا میتونی، برای خیلی از کارها تو حمایت خانواده، توجه خانواده و اینها رو نیاز داری، انسان توی خلا مطلق زندگی نمیکنه که خودش باشه و خودش!
  • شن های ساحل
  • بنظرم ربطی به شرایط نداره شرایط ساختنی...تو اگه آرامشت امنیتت برات مهم باشه باید شرایطشو برای خودت ایجاد کنی از خودت دفاع کنی..ببین وقتی که من به مستقل بودن فکر میکردم یعنی آرزوشو داشتم اول دبیرستان بودم تا ۱۸ سالگی یه طرح کلی داشتم بعد حدود ۶ یا ۷ سال طول کشید تا عملی بشه سختی هم زیاد داشت ولی الان که مستقل هستم میگم ارزششو داشت با اینکه صدمه زیاد دیدم توی این راه...یعنی یه مسیری که باید تنها بری و محافظی هم به اسم پدرو مادر نداری و انتظاری هم نمی تونی ازشون داشته باشی و باید حواست باشه همون پدرو مادر توی راه بهت آسیب نزنن خب پس باید یاد بگیری از هیچ کس بجز خودت انتظار نداشته باشی که به فکر تو باشه و اعتماد بنفست ببری بالا....
    فکر کنم دیگه زمان اش باشه که به مسیر ایندت فکر کنی مثل یه بذر الان بکاری چند سال بعد برداشت میکنی....وقتی که این طرح کلی داشته باشی این جور موضوع ها کمتر اذیتت میکنه حتی ممکنه پدرو مادر یا اطرافیان متهم ات کنن به بی احساسی یا خودخواهی چون الویتت خودت هستی ولی جدی نگیر وقتی شرایطتت اروم تر شد می تونی به تنش گذشته ات لبخند بزنی :)
    پاسخ:
    به شرایط هم ربط داره! کاملا ربط داره!
    نظر شخصیم رو میگم امیدوارم ناراحت نشید، اینجور نتیجه گیری بیش از حد. شتابزده است، تعجب میکنم بدون توضیح مفصل موقعیت چطور میشه اصلا با اون موافقت/مخالفت کرد؟ خیلی حرف‌های والدین اگرچه بوی مخالفت میده ولی از دید خودشون به نفع فرزند هست
    جا داره اگر اونها چیزی رو نمبدونن شما با حوصله اونها رو به سطح اگاهی لازم برسونین، 
    و چه تضمینی هست که این چیزی که امروز غایت ارزوی خواهر/برادر شماست. واقعا اینقدر که فکر میکنین موثر باشه؟ تصور کنین 2 سال دیگه، 5 سال دیگه؟تا اونموقع دید سما کلی تغییرکرده پخته شده، و والدین هرچی باشن بزرگترن و باتجربه تر.  
    بنظر من بدسرپرستی خبلی پیچیده تر از اینهاست، فکر کنین اعتیاد، ضرب و شتم، و انواع سو استفاده با همین عنوان توصیف میشه، فکر نمیکنم شایسته هیچ پدر و مادری از ما ادمهای طبقه حداقل متوسط باشه، مگر استثنا. 
    پاسخ:
    بدوالدینی، با بد سرپرستی فرق داره، بدسرپرستی بخشی از بد والدین بودنه!
    این چیزی که گفتم نیازی به توضیح نداره! شتاب زده هم نیست!
    به قول دوست خوبمون این پایین تر، این شرایط "استثنایی" رو فقط کسایی درک میکنن که تجربه اش کردن، برای افراد خارج از این تجربه، یه جزیره ناشناخته است در سیاره ای ناشناخته تر!
    آدم های دورننداختنی گاهی عجیب نفرت انگیزند...انقدر که حتی فکر میکنی دورت انداختن...

    امیدوارم حالت خوب باشه:) یا بشه...
    پاسخ:
    ممنون یا شیخ (ع)
  • شن های ساحل
  • اخ اخ حرف دل منو زدی..من همیشه میگم بد سرپرستی خیلی بدتر از بی سرپرستی...
    دیگه اینی که تو گفتی فاجعه اس..که خودمم بچگی ۷۰ درصد درگیرش بودم منتهی یه کاری که کردم من خیلی خیلی زود مستقل شدم تا جایی که میشد از خانواده فاصله گرفتم...نمی دونم کار خوبی بود یا نه ولی لازم بود...باید از پدرومادرهای دردسر ساز فاصله گرفت. راه دیگه ای نداره
    پاسخ:
    یکی از اساتید من هم راه حلش مستقل شدن بود، من شرایطش رو ندارم، وگرنه تا الان شده بودم! :دی
    خیلی رک بگم
    نصف ماها صرفا حاصل یه عشق و حالیم
    نه یه تصمیم عاقلانه !
    پاسخ:
    :|
    خاک تو سرم خواهر :|
    خوشحالم.
    پاسخ:
    خوشحال باش، خوش به حالت!
  • نفس نقره ای
  • بدها بهتر از بی ها هستند معمولا! بد والدینی! بدبختی!! بدشانسی! بدفهمی! بدحجابی حتی :)) وختی یه چیزیو داری و هی بد بودنش با تمام قوا میخوره تو سر و صورتت خیلی دردش بیشتره!

    +اینقد بدم میاد از پست هایی که میفهمم!! اینقد بدم میاد :دی
    پاسخ:
    والا به خدا :|
    فرد مذکور برای درمان ِ خود باید چه کار کنه؟
    پاسخ:
    والد یا فرزند؟
    برای فرزند راه حل قطعی، ترک منزله!
    اینجور صحبت کردن درمورد پدر و مادر اصلا درست نیست.....
    هرچی هم که باشن....
    پاسخ:
    مگه چه جوری حرف زدم؟
    مطمئنم  دوست نداره به قیمت نابودى خواهروبرادرش به کاخ ارزوهاش برسه...
    پاسخ:
    ممکن هم هست این کار رو بکنه!
    چقدر اون فرزند ممکنه آینده ش عشقش و آرزوهاش رو از دست بده فقط به خاطر مراعات اون کسی که بزرگتر یا عزیز تر...چقدر این ظلم ها دیده نمی شه و چقدر آدما به خودشون حق میدن تا به خاطر خودخواهی هاشون بقیه رو قربانی بکنند...گاهی تقاص اشتباهات و ظلم هایی از این دست تا آخر عمر گریبانگیر اون آدم ها می شه...یکی ازدواج می کنه بچه دار می شه خونه دار می شه خوشی می کنه شاغل می شه و اون یکی همیشه هشتش گرو نهش چون جایی که "باید"خواسته اش خواسته به حقش دیده بشه دیده نشده...سکوتش رضایت تعبیر می شه و مظلومیتش به پای سرنوشت نوشته می شه...
    خاله ام می گه گاهی یه رودخونه داره مسیر خودش رو میره از صدای پرنده ها از صدای جریان داشتنش داره لذت می بره بعد یکی یه سنگ می اندازه تو مسیر این رودخونه و می فرستش به سمت یه جای پرت...
    پاسخ:
    آخ این کامنت انگار روح حرف من باشه!
    غرق در سپاسگزاری هستم!
    این همونیه که من میخواستم بگم!!!
    تموم شد و رفت.
    اگه یه حرف خوب زده باشی همینه هولدن! (البته بیشتر ازینا حرف خوب زدی) :دی

    پاسخ:
    ممنان مندم!

    و مسئله اینه که فرار از همچین والدینی(با وجود حتی ۳۰ سال سن) سخته. چون شاید ما برای اونا چرک نویس باشیم، اما اونا طرح اصلی والدینند. و حتی زاپاس هم ندارند. بعلاوه آدم ناخودآگاه خیلی خیلی دوسشون داره
    پاسخ:
    آفرین! دقیقا همینه مطلب!
    موافقم...از این گذشته این نوع برخورد والدین باعث میشه بین خود بچه ها هم اختلاف بوجود بیاد و رابطه صمیمانه برادری، خواهری یا خواهر برادری از بین بره و بچه ها چشم دیدن همو نداشته باشن، یعنی هم از والدین محروم میشه هم از حمایت خواهر یا برادر...
    پاسخ:
    کلا اون بنده خدایی که این شرایط بهش وارد میشه، به این نتیجه قطعی میرسه که اضافیه!
    من یکی از بچه دوستهای آنتی بچه دار شدنم، واقعا هر روز که از عمرم می گذره بیشتر فکر می کنم که شاید بچه دار نشدن بهتر باشه... چون آدم حساسیم، دعوا زیاد می کنم و زود قهر می کنم و ... بچه ها چه گناهی دارن که باید ما ها رو با صفات عجیب غریبمون تحمل و درک کنن؟!
    پاسخ:
    بابا بیاید بیرون از این "بچه"!
    دارم از آدمهای بالغ حرف میزنم :|
    فقط یکی ک تجربه داشته باشه این حرفو میفهمه
    پاسخ:
    آفرین! دقیقا!
    واقعا .
    بد والدینی از بی والدینی هم می تونه بدتر باشه حتی .
    کاش یه تستی ؛ قانونی چیزی بود برای بچه دار شدن . خیلیا واقعا صلاحیت ندارن . حداقل یه آموزش؛ بعد پدر مادر شدن .
    پاسخ:
    واقعا...
    از نظر من این بدتره چون اونجوری حداقل با یه همسن طرفین نه با یکی که 30 سال ازتون بزرگترهو آرزوهاش عهد قجری:|(منظورم نزدیک بودن آرزوهاس)

    @متر بعضیا اصلا بچه میارن برای اینکه بشه آینه آرزوهاشون باهاش پز بدن به بقیه...فلانیو میشناسین؟؟پسرمه!!دخترمه!!
    پاسخ:
    اینکه اونی که سی سال ازتون بزرگتره، بزنه شما رو نابود کنه، که داداش یا خواهر شما به اون چیز یکه خودش میخواد برسه از همه چی بدتره!
    باید جاش باشی تا بفهمی، که ایشالا نفهمی هیچوقت!
    کامنت المی + این نکته: اگه شعور بچه‌داری ندارید، لطفاً بچه‌دار نشید :|
    پاسخ:
    حالا من میگم، قضیه رو از بچه بیشتر ببینید!
    ما همون یدونه رو هم نمیخوایم بیاریم 
    پاسخ:
    بچه دار شدن خوبه!
    البته گفتم که، حرفم در مورد کودک ها نبود! کلی گفتم!
  • گمـــــــشده :)
  • چقده من غصه ی اینجور بچه ها رو می خوردم یه زمانی.
    الان نمی خورم چراشو نیدونم. شما می دونی؟
    پاسخ:
    وقتی میگیم فرزند، لزوما از بچه حرف نمیزنیم!
    اونی که آرزو داره، حتما سن و سالی داره! دارم از بزرگسال ها حرف میزنم!!!
    :/ بدترش اینه که کاخ آرزوهای به سرانجام نرسیده ی خودشونو روش بسازن:|
    پاسخ:
    اینکه آدم یه بچه اش رو فدای اون یکی بچه اش کنه از همه چی بدتره!!!
    اول
    پاسخ:
    :|

    ارسال نظر

    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">