Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
نوشته های اخیر
نویسندگان
جهان بیرون غار

همیشه هم اینجوری نیست که با بچه ها بگی و بخندی و قربون صدقه شون بری و لی لی به لالاشون بذاری! یه موقعهایی هم هست باید نشونش بدی نه تنها قدرت داری که اسم "کلینیک" و "درمانگر" و "روانشناس" در "هیولایی" که تو میتونی باشی هیچ تاثیری نداره! گاهی باید تهدید کنی، گاهی باید حتی جلوی والدین جوری رفتار کنی که انگار مهم نیست پدر و مادر داری یا نداری!

گاهی لازم میشه دیوار رو نشون بدی و بگی "میچسبونمت کنار دارْت" و بعد ادامه بدی "اگه جلسه بعد همه ی کارهایی که باید رو، انجام ندی، کاری میکنم که دعا کنی ای کاش از پا آویزونت میکردم".

تو میدونی که هیچوقت همچین کاری نمیکنی، اون هم میدونه که وقتی این حرف رو میزنم یعنی حتی دست هم بهش نمیزنم، ولی اون بقیه اش رو نمیدونه، اون فکر میکنه من جهنمی رو که میتونم بسازم، حتماً براش میسازم! این هم یه قدم توی درمانه!

کار با کودک فقط بگو بخند و مهربونی نیست! این هم داره!

  • ۹۴/۱۱/۱۹
  • هولدن کالفیلد

اندر جریانات یک درمانگر تازه کار!

آراء الحکما: جلد  (۳۵)

تو موفقی هولدن:)
پاسخ:
ممنون!
نه به جون ساغر....خیلى خوشم اومد:)
پاسخ:
:دی
درواقع ینی اثر مثبتش از اثر منفیش بیشتره؟

پاسخ:
اینی که توضیح دادم، بله!
رفتار بد ینی روش اثر منفی نمیزاره ؟

پاسخ:
باهاش بد رفتاری نمیکنم، بهش نشون میدم تنبلی ، اهمال، از زیر کار در رفتن و امثالهم بدون جواب نخواهد موند!
قال هولدن:تهدیدی که عملی بشه قدرتش از دست میره، تهدید باید اونقدری قوی باشه، که همیشه یه وهم ترسناک بمونه...
چه جمله اى!!!!!!
پاسخ:
مسخره مینمایی؟
چیز خاصی نیست . از صبح میخوام یه چیزی بگم ولی تا نوک زبونم میاد ولی بازم نمیشه بگم :/
پاسخ:
خب بگویید دیگر!!!
والا بقول خواهرم :بیا جلو ببوسمت:|
بعضا گاهی نه تنها لازم بلکه ضرروی است کودک شما را فرشته ی اب بندی شده ی داستانهای دیو و پری نبیند:|
پاسخ:
خانم شرعیات رو رعایت کن ایشششششششششششش :|
:))
یعنی چی ، اینجوری فکر نمیکرد م باشه و بشه
یعنی اصولی هست ، البته حالا که دقیق میشم میبنم حق با شماست،
هی نمیدونم چرا میخوام بگم .... ،ولی نمیگم
پاسخ:
بازی نمیکنیم که خب :|
بگوووووووووووو
چه خشن 
از صبح تا حالا هی میخوام کامنت بزارم ولی کامنتم نمیاد :/
پاسخ:
چرا خب چیه مگه؟ :|
دقیقا ...
فقط امیدوارم ؛ خانواده هاشون بفهمند و درک کنند.
پاسخ:
من درکشون میدم! :))
میشه بگین چرا ؟ 
پاسخ:
چی چرا؟ چر لازمه؟
چون کسی که تنبلی میکنه، تکنیک ها رو انام نمیده و داره در جا میزنه، من رو بد نام میکنه، کلینیک رو بد نام میکنه، و گور بابای نام و اعتبار، از برنامه ای که من توی ذهنم دارم یه ماه عقبیم، و اینجوری این بچه هر روز دورتر میشه از همسن های خودش!
کلا من رابطه خوبی با آموزش بچه ها ندارم بار اول نفهمه بار دوم می زنمش
ی بار داشتم به پسر عموم ریاضی درس میدادم نمی فهمید منم جلو عموم و فامیل زدمش برام مهم نیس چه جور بچه ای باشه نمیتونم با مهربونی آموزش بدم تازه اونا بچه نرمال هستن وای به حال اینکه مشکل داشته باشن

کاری که شما می کنی واقعا حوصله می خواد
پاسخ:
:|
البته اینهایی هم که من باهاشون کار میکنم از لحاظ هوشی و رشدی نرمالن، ناتوانی یادگیری دارن! :دی
آقا یه کم حالا ملایم باش! :|
  • میرزاده خاتون
  • برای همین چیزاست که من کار واسه بچه هارو دوست ندارم. واقعن بعضی وقتا که همسرم رو موقع کار می بینم چقدر انرژی صرف می کنه تا اون بچه  رو راضی یا وادار به همکاری کنه عصبی می شم بهش می گم تخصص قحط بود ؟؟؟!!! :||| ولی اون می گه اگه بازم انتخاب رشته کنم بازم می رم همین رشته

    پاسخ:
    خیلی هم من و امیر خوبیم :))
    امیییییییییییییییییر ، بیا خانومت داره میکوبه ما رو :))
    من تنها فرد تو خانواده هستم که با بچه ها این رفتار رو داشتم از گذشته . یعنی تقریبا با همه یه روی خیلی جدی ام دارم در عوض یه روی خیلی باحال هم دارم . یعنی کار بد رو واقعا دعوا میکنم جوری که به غلط کردن بیوفته و کار خوب رو حمایت میکنم . واس همین هر بچه ای میاد خونه ما به هرچی میخواد دست بزنه از من اجازه میگیره . 

    در کنار این خشونت اگر به بچه القاء بشه که یه روی خوش هم هست که اگه کارارو درست انجام بده وجود داره بچه خودش خیلی خوب درک میکنه این موضوع رو . واس من که در تمام سنسن جواب داده . 
    پاسخ:
    البته خشونت نه به معنای خشونت، دعوا نه به معنای دعوا!
    اینها برای من ابزار هستن، دروغ چرا، تجربه عملی کارم پایینه، ممکنه زیاده روی کنم گاهی، ولی من بچه رو مثلا از زدن نمیترسونم، از این میترسونم که میتونم امنیت روانیش رو مختل کنم! یا نذارم به کارهای لذت بخشش برسه!
    از اون طرف هم کار درست میکنه، مسلمه تشویق میشه!
  • شن های ساحل
  • اتفاقا خیلی خیلی برای همه بچه ها لازم این موضوع ..بچه هم محبت احتیاج داره هم جدیت...تربیت درست همینه..اگه این نباشه وقتی بزرگ بشه یه قسمت شخصیتش درست نیست
    پاسخ:
    مخصوصا در زمینه های ناتوانی های یادگیری!
    دلم برای اون کودکی که اینارو بشنوه سوخت:(
    پاسخ:
    :|
    دلم برای اون کودکی که اینارو بشنوه سوخت:(
    پاسخ:
    بوهاهاهاها
    داستان همون اخماو تهدیدای قدیمی:)
    خوبه به شرطی عملی نشه:|
    پاسخ:
    تهدیدی که عملی بشه قدرتش از دست میره، تهدید باید اونقدری قوی باشه، که همیشه یه وهم ترسناک بمونه!
    چی؟ دارت فرهنگیه؟:/ نفهمیدم اصن جوابتو:/

    بعد من یه پرسشی دارم، این جمله به این پیچیدگی رو به بچه چتد سالع میگی که وحشت کنه؟:-؟ جمله سه تا فعل داره با سه زمان مختلف! میفهمن بچه ها چی میگی؟:-؟
    پاسخ:
    نه، اینکه از شیوه های خشک و جدی استفاده کنی، وابسته به فرهنگی هست که بچه توش رشد کرده.
    من همچین حرفی رو با این دوز از اضطراب توی کانادا میزدم، از کار بی کار میشدم!
    تشویق و تنبیه در کنار هم قرار بگیرن، تأثیرگذارن؛ درستشم همینه...
    (الان جواب میده که: من کلاً آدم تأثیرگذاری‌ام!) :D
    پاسخ:
    من کلاً آدم تأثیرگذاری‌ام!
    :|
    :)
    پاسخ:
    :|
    پشت دستی روحی منظورم بود.
    در ضمن من به طالع بینی زمان تولد اعتقاد دارم. شعر سپید هم دوست دارم:)
    پاسخ:
    :دی
    کودک...  :(((
    پاسخ:
    :))
    هولدن خان من ترسیدم وای به حال کدو ک بنده خدا......
    پاسخ:
    بوهاهاهاهاها :|
  • نفس نقره ای
  • من اصلا با این مقوله تهدید کنار نمتونم بیام! فککک کن مامانم گفته بود این بار سرما بخوری خودم می کشمت :| بعد من رفته بودم زیر بارون نشسته بودم به زور سرما بخورم :/ البته اینجا پنج ساله بودم!!

    پ.ن: دست بزنم که داری :| دیگه چی؟
    پاسخ:
    تهدیدات من روانیه! اون میچسبونمت کنار دارت، معنیش این نیست میزنمت، یعنی یه کاری میکنم داغون بشی!!!
    به طور کلی من با این رفتار ها خیلی بیشتر حال میکنم و در طی تحصیلم هم هر معلمی که اینجوری بوده خیلی بهتره بهم آموزش داده :|

    +سال کنکور یه معلم فیزیک داشتیم که مرد بود. اکثر بچه ها به شدت ازش میترسیدن. من از وسطای سال برنامه ام رو براش میبردم و بعضا بهش میگفتم از برنامه ام عقبم میشه خیلی دعوام کنید؟ :| خل بودم کلا :|
    پاسخ:
    :|
    از خل اونورتر بودی :|
    هیولای تابلو:|
    اینا یه گوشه هاییش بود یا بازم هست؟
    پاسخ:
    اینا گوشه ای از کراماتم هست
    از اون جا که من هم یک آذر ماهی جدی و قاطع هستم با این پست کاملا موافقم همیشه زندگی گل و بلبل و رنگین کمون نیست، گهگاهی پشت دستی هم لازمه :)
    پاسخ:
    از اون جا که منم یه خرداد ماهی پلنگ هستم و معتقدم طالیع بینی چیزی در حد شعر سپید هست!!! لازمه بگم تهدیدهای من روانی بوده، جسمی نبوده :|
    اول یه آزمایش از بچه ها بگیر ببین خون آریایی دارن یانه بعد اقدام کن :)
    پاسخ:
    من کاری ندارم، اقدامم رو میکنم :|
    هیولای درون :)))
    پاسخ:
    والله! :))
    بهرحال شما اون کاری که صلاح می دونید انجام بدید:|
    من با اجازه مرخص بشم| >>>>
    پاسخ:
    :|
    :| :| :|
    هیولای بیرون:|
    ینی از نظر روان شناسی هنو تهدید و ارعاب منسوخ نشده؟

    +شما دارت دارین؟:|
    پاسخ:
    من تهدید به کتک کاری نکردم، از چیزهای دیگه ای ترسوندمش!
    در حالت نرمال نداریم، مگر نیاز بشه! خیلی فرهنگیه این جریان! کاملا مربوطه به فرهنگ یه جامعه!
  • مهرداد ارسنجانی
  • دُرود بر شما.
    پاسخ:
    روح تو درودت!!!
  • صآب خونـه
  • با اجازه دنبالید
    پاسخ:
    اجازه خودتون دست خودتونه :|
  • سروش شهباز نسب
  • سلام
    اره همینطوره
    به منم سربزن
    پاسخ:
    الان میزنم :|

    ارسال نظر

    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">