Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
نویسندگان
جهان بیرون غار

راننده تاکسی

چهارشنبه, ۷ بهمن ۱۳۹۴، ۱۱:۵۹ ب.ظ

تقاطع وصال و بلوار کشاورز ایستاده بودم منتظر ماشین، که سوار بشم و برم نشر افق. دست تکون دادم و سوار یه پراید سفید شدم، گفتم "سلام" و نشستم! هدفون توی گوشم بود و جواب سلامم رو نشنیدم. همون اول هزار تومن دادم و گفتم "سر انقلاب پیاده میشم". توی فکر بودم، دوستی بهم گفته بود تا حالا پسری مثل من ندیده - دست بردم سمت کمربند و کشیدمش - و وقی پرسیدم یعنی چی بهم گفته بود کسی رو ندیده که مثل من خودش دنبال راه حل ها باشه و سعی کنه کم نیاره یا خودش برای حال خودش کاری کنه. داشتم به همین ها فکر میکردم و همزمان کمربند ایمنیم رو چفت میکردم؛ نگاهم جلب شد به یه تیکه کاغذ سفید، بالای دریچه کولر ماشین، روش نوشته بود "من ناشنوا هستم ، لطفا با دست اشاره کنید". یخ زدم، من سلام کرده بودم! سلام کرده بودم و حرف هم زده بودم و حتی به جوابش اهمیتی نمیدادم، سرم رو برگردوندم جلو، روی ماشین برچسب زده بود "ناشنوا"  و زیرش لوگوی یه گوش خط خورده بود.

به خودم فکر کردم، به دوستم و حرفش، رسیده بودیم سر انقلاب، با دست اشاره کردم و پیاده شدم. به راننده تاکسی فکر کردم، به راننده تاکسیِ ناشنوایِ مَرد ... باید به دوستم میگفتم، که مثل من ریخته ولی من تا حالا مثل این راننده تاکسی ندیدم! باید میگفتم که "اونی که خودش دنبال راه حله، من نیستم..."

پ.ن: آلبوم باراد (لینک Beptunes) از گروهی به این اسم رو به هیچ عنوان از دست ندید، یه شاهکار به تمام معنا!

یکی از آهنگهاشون - به نظرم بهترینش - رو براتون میذارم، این کار رو انجام میدم چون قیمت آلبوم دوازده هزار تومنه و برای من و شمای جوون جای ریسک نداره! اگه گوش دادین و خوشتون اومد و خواستین بقیه اش رو گوش بدید، بخرید، قبول؟

Barad - Desert - Folk/Rock

برای دانلود موسیقی، پس از باز کردن لینک روی گزینه ای که در این عکس مشخص شده کلیک کنید.

  • ۹۴/۱۱/۰۷
  • هولدن کالفیلد

آراء الحکما: جلد  (۲۹)

سال 87 بود راستش ! باید تاریخو ذکر میکردم مثکه !
خیلی گذشته ازون دوران ، برا خودمم عجیب بود که اینوری با گوش کردن موزیک خاطرات اینقدر شفاف میان تو ذهنم
پاسخ:
:دی
این خاصیت موسیقیه!
سال پیش دانشگاهی بودم این آلبومو خیلی گوش میکردم ، خیلی خوب تو ذهنمه آهنگاش ، با پس زمینه اتوبوس و سربالایی دم مدرسه ام :))
کلیپ خیلی خوبی هم یادمه برای شیخ شنگر و زار گرفتگی و این چیزا داشت
پاسخ:
الان دانشگاه میری؟ :دی
خیلی با البومش حال کردم
دم شما گرم
پاسخ:
چاکرات هستم! :دی
  • کلنگ همساده پسر
  • یک بار نزدیک بود به خاطر مشاهده گپ و گفت دو کر و لال در اتوبوس از ایستگاه جا بمانم.
    پاسخ:
    :))
    نه اینو نمیگم ...
    گفتم گاهی اوقات ...
    راستی موسیقی زیبایی بود میرم میخرم
    مرسی
    پاسخ:
    قربون شما، هولدن هستم یک پیشنهاد دهنده!
    اینکه اگه صدای ویلن رو نمیشنیدم چی میشد...
    پاسخ:
    شاید ازت بتهوون در میومد!
    ینی هولدن:/
    پاسخ:
    :|

    امشب داشتم فکر میکردم چی بخونم هم شادم کنه هم غمگین

    هم منو به فکر ببره هم لجمو دربیاره :)

     

     

    ممنون

    اکثر خواسته هامو نوشته هاتون ارضا کرد :)

     

    چه حسی داره خودتونو معرفی کردید ؟

     

    شب خوش :)

    پاسخ:
    هیچ حسی نداره!
    شب شما هم خوش! :دی
    برخی اوقات دوست دارم منم از این علامت های : "من ناشنوا هستم " به خودم وصل کنم تا کسی با من حرف نزنه ... آدم خسته میشه از بس حرفهای آدما رو میشنوه ...
    پاسخ:
    اگه همیشه نشنوی هم این رو میگی؟
  • نیمه سیب سقراطی
  • من یه باری یه زوج ناشنوا دیده بودم وسط شلوغی بهار و عید !
    یعنی یه جوری با ذوق و شوق با دستاشون حرف میزدن که همه برگشته بودن نگاشون میکردن ! حس خوشبختی از همه جاشون زده بود بیرون ... 
    پاسخ:
    این راسته که میگن وقتی از یه نعمت بدیهی محرومی، کلا قدر زندگیت رو بهتر میدونی!!!
    همه ی آدمها مثل همند و هیچکس شبیه اون یکی نیست ‏!!!‏
    و من الله التوفیق ‏!
    پاسخ:
    امام خمینی (ره)
    همیشه وقتی فکر میکنی توی اوجی و نفس نفس میزنی،خنده های یه نفر بالاتر از تو ، از روی قله شگفت زده ت میکنه !
    پاسخ:
    دقیقا!
    واقعا مثل تو زیاده  و احتمالا مشکلات تو در مقایسه با اونا شوخیه !  از نظر دوستت پس اینهمه مردم دقیقا دارن چیکار میکنن؟ :|
    پاسخ:
    البته تو که از زندگی من خبر نداری پس تز نده :))
    ولی اون آدم قطعا از من قوی تر بود! :دی
    خدایا:| من چرا یاد نمیگیرم قبل از ارسال ببینم تیک خصوصیو زدم یا نه:| چرااااا چراااااااااا  چرااااااااااااااااااا
    چه روحیه ایی!
    پاسخ:
    :))
    بله چه روحیه ای!
    هی نوشتم هی پاک کردم
    حق مطلب ادا نمیشد...
    پاسخ:
    حالا چی بود حرف؟
    پسر همسایمون ناشنواست و با سن کمش راننده تاکسی هم هست،یه مبارزه و امیدوارم براشون اتفاق بدی نیفته هیچوقت
    پاسخ:
    به خدا اینا رو باید بردارن مجسمه کنن بزنن نماد مبارزه!!
    یه روز پست گذاشته بودید درباره دعوای چند نفر ناشنوا، من از اون روز دارم به این فکر میکنم که اگه با این آدم ها برخورد کردم چجوری باهاشون حرف بزنم ؟

    پاسخ:
    رو کاغذ بنویسین، هر کاری میکنید هول نکنید فقط!
    مطمعنم مجبور همچین کاری کنه , وگرنه خیلی خطرناکه رانندگی تو  این حالت :-( 
    ان شاالله اتفاقی براشون نیفته...
    پاسخ:
    اتفاقا مجبور نیست، هزار تا بهونه داره که کار نکنه، ولی کار میکنه چون براش مهمه!
    برم گوش کنمش :)
    اگه خوشم نیومد نمی خرما:|
    پاسخ:
    نخر خب :|

    هولدن اخیرا یعنی یک ماه پیش رفته بودم هایپر بی ماشین گفتم با تاکسی دربست های جلوش بر می گردیم، گفتیم فلان جا میری؟ سرشو تکون داد و یه چیزای نامفهمومی گفت:| رفتیم جلو تر گفتیم تا ته همین خیابون میری؟ گفت نمیشنوم:| با لحن خاص خودشون بعد ما یه ربع تو فکر بودیم که چطو نفهمیدیم و شونصدبار تکرار کردیم، خیلی غم انگیز بود.
    بعد رفتم جلو نشستم و تا ته مسیر با اشاره بهش گفتم چی کار کنه ^-^
    زیادن مثل اون و مثل تو... شاید گاهی مشکلات ما بیشتر از یه آدم ناشنوا باشه، ولی خوشحالم که تو اونو محکم تر از خودت و دنبال راه حل تر از خودت دیدی!
    پاسخ:
    خب محکمتر بود، کور که نیستم! :|
  • خانوم فیروزه ای ※※
  • :/چی بگم
    پاسخ:
    هیچی :|
    :-(
    خوبه که راه حل زندگیشو پیداکرده:)رانندگی یک ناشنوا کم خطرناک نیستا!!اما همینکه کارمیکنه تا شرمنده خانوادش نشه خیلی خوبه!!بنظرم هیچ چیزتواین دنیا سخت تر از درموندگی وشرمندگی یه مرد(متاهل)نیست!!خیلی ناراحت کننده است اصلا بیش ازحد
    پاسخ:
    حالا شاید اصلا مجرد باشه، همین که به درک مبارزه رسیده کار درسته!
    نمی‌دونم چی باید بگم؛ وقتی شما اینو میگی دیگه من و امثال من که جای خود داریم حرفی برای گفتن نداشته باشیم...
    پاسخ:
    حتی این علی موسوی هم که بالا حرف زده، حرفی برای گفتن نداره!!!
    ناشنوا ندیده:/ 
    پاسخ:
    یعنی چی؟ :|
    خیله خوب :|
    پاسخ:
    وات؟ :|
  • نفس نقره ای
  • چه جالب و خودکفا بوده :| چقد احساس انگل بودن کردم من!
    پاسخ:
    انگل عملی؟
    انگار برق میگره اون لحظه آدم و ، خیلی حس بدیه
    پاسخ:
    اصلا خیلی ضایعه :|
    رانندگی در حالت ناشنوا باید خیلی سخت باشه، هوم؟:-؟
    پاسخ:
    منم به همین فکر میکردم!
    من تصمیم نهایی رو گرفتم. پست پایینی رو حذف کن!:دی کامنت من نمیمره اینجوری!:دی
    پاسخ:
    :))

    ارسال نظر

    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">