Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
نویسندگان
جهان بیرون غار

بعضی حس های خوب، عنوان ندارند!

سه شنبه, ۲۹ دی ۱۳۹۴، ۰۹:۰۷ ب.ظ

یه هندزفری هیچ رقمه موضوع خاطره انگیزی نیست، مصنوع دست بشر توی قرن بیستم که قرن بیست و یکم به ایران ... نه نه! نه! اینجوری خوب نیست، این لُب مطلب رو بیان نمیکنه که هیچ، نابودش هم میکنه... هندزفری من خراب شد، همین پنجشنبه ای که گذشت، توی کلینیک به "ش" گفتم و گفت هندزفری من رو ببر فعلا پیشت باشه، یادم رفت بگیرم، یکشنبه هم همینطور، دیروز ساعت 9 صبح بود - و "ش" از کساییه که میدونه من اون ساعت رو حتما خوابم - بهم زنگ زد و مدل گوشیم رو پرسید، تو خواب آلودگی گفتم و اومدم دوباره بخوابم که یهو فکر کردم چرا ساعت 9 صبح مدل گوشی من مهم میشه؟ توی همین افکار بودم که تماس دوم رو گرفت و ... "ببین کالفی، برات یه هدفون گرفتم، گفتم بگم که یهو خودت نخری، فقط این سیاهه اشکال نداره که؟" خواب از سرم نپرید ولی از روحم پرید، نیشم باز شد!

امروز قبل شروع کارم اومد و یه کیسه کوچیک رو بهم داد، بهش میگم آخه چرا خریدی خب؟ میگه "یه هدیه است دیگه" و وقتی میپرسم آخه بی مناسبت؟ لباش رو جمع میکنه و مثل همه وقتایی که یا اوقاتش تلخه یا میخواد اداش رو در بیاره سرش رو تکون میده که یعنی "خیلی حرف میزنی، بگیر برو!".

به خودش هم گفتم، هدیه اش از اون دسته چیزهاییه که توی این روزهای بد خنده و حس خوب رو  روی لبم میاره... یه خوشی بی دلیل! و البته این رو بهش نگفتم که دیدن خودش وقتی میخنده و شاده هم همچین حسی برام داره، شما "ش" رو نمیشناسید، خیلی خودشه، بی آلایشه، دل پاکه ، دلسوزه، مهربونه و هرچقدر غم داره ولی خندونه. به نظرم خدا فارغ از تمایلات مذهبی!!! اگه نفرستدش وسط بهشت عملا خودش رو زیر سوال برده!

یه هندزفری هیچ رقمه موضوع خاطره انگیزی نیست، مصنوع دست بشر توی قرن بیستم که قرن بیست و یکم به ایران رسیده. ساخته ای که هیچ عنصر نوستالژیکی نداره، حتی پخش صداش هم از لوس و لوث ترین شکل ممکن صورت میگیره... اما همین مصنوع پلاستیکی و مسی وقتی با روح انسانی آمیخته بشه، قدمتی به تاریخ بشر میگیره...

مهم نیست صدای خروجی هدفونه گرفته است، اهمیتی نداره تفکیک صداش زیر معمولیه، اصلا برام جای فکر هم نداره که مینیموم های من رو برای یه هدفون برآورده نمیکنه و هیچ کدوم از حداقلهای سختگیرانه من برای پخش صدا رو نداره، این هدفون و حسی که پشتشه، این هدفون و دوستی ای که با خودش داره، یقینا زنده ترین موسیقی هایی رو که تا به امروز شنیدم برام پخش میکنه...

*روزهایی که میرم کلینیک، جز لباسهام فقط همین ها رو همراهم میبرم*

پ.ن 1: بادبادک باز رو شروع کردم، 84 صفحه اش رو امروز اتوبوس و مترو خونی کردم، اوه شت! چقدر خوبه!

پ.ن 2: هدفونی که هدیه گرفتم رو میبینید!

پ.ن 3: اون کیف رو هم سه ماه پیش از دوست دیگه ای هدیه گرفتم، به عنوان کیف کلید و پولهای جیب ازش استفاده میکنم!

پ.ن 4: من همینجا لازم میبینم دوباره از کتابخونه ام تشکر کنم که همچین کتابهایی رو برام نگهداشته! بهتون بگم چه عنوانهایی رو نخونده دارم سکته میکنید! :|

  • ۹۴/۱۰/۲۹
  • هولدن کالفیلد

اندر جریانات یک درمانگر تازه کار!

آراء الحکما: جلد  (۶۰)

  • ارسطو عباسی
  • به به ، به این میگن زندگی!
    البته اگه یک فیلم خوب هم بعدش باشه.
    یا
    یک یار و بارون و چتر
    اون هم از نوع حسین پناهی و نازی
    ...
    پاسخ:
    دیگه خیلی زیاد خواستی ها!!!
  • جوجو کوچولو
  • عه من این کتاب و تابستون خوندم :دی
    خیلی خوبه
    پاسخ:
    آره خیلی خوبه!
    حاضر: /
    پاسخ:
    :|
    بوپس ....
    منم این کتاب رو تو دستور کار دارم ، تقریبا آخرای لیست هست :/
    در مورد گوشی {هندزفری نه وا} منم یه دونه داشتم که خراب شد ، اگه میدونستم جناب "ش " این کارس ، خودم نمی خریدم :))
    پاسخ:
    چند سال دیگه میرسی به این کتاب؟
    آفرین به خوندن بار آخرت 
    همشو درست فهمیده :)
    پاسخ:
    :دی
  • کلنگ همساده پسر
  • پیشنهاد می کنم وقتی خواندن کتاب را به اتمام رساندید دوباره صفحات آغازین را مطالعه بنمایید. نه الان، بگذارید کتاب تمام شود.
    پاسخ:
    چشم! :دی
    حوصلم نمیشه دیگه :)
    پاسخ:
    البته بار آخر که خوندم اینها رو فهمیدم:
    که ای هولدن! عکس العملت در براربر دوستت خیلی لوس بود!
    ای هولدن! من لحظه اول فکر کردم این همون کیفی است که قرار است من برایت بخرم، لکن اون نیست! (خانم اون کیف قراره توش کتاب جا بشه!!!)
    یا ایها الهولدن المطمئنه! این کتاب بسیار عالیست!
    دیگه نماییدیم دیر گفتی :-D
    پاسخ:
    :))
    بی مناسب؟ اوج لوسیتت بود 
    فکر کردم اون کیفه هس ک قراره برات بخریم گویا نیس
    کتابی است فوق العاده 
    پاسخ:
    من اصلا این کامنت رو متوجه نشدم جان هولدن :|
    میشه توضیح بدی؟ :|
  • نفس نقره ای
  • نه شبزی پلو با ماهی :)))
    پاسخ:
    شبژی پلو؟ :| :))
  • نفس نقره ای
  • خدا این ش ها رو حفظ کند و افزون بگرداند و دو سه تا هم بفرستد سمتِ ما :|
    پاسخ:
    :|
    :|
    شهرزاد؟
    خدا از این دوست همکارای خودشِ بی آلایشِ دل پاکِ دلسوزِ مهربونِ هند فری بده ، بده به ما:)
    این کتاب یه بنده خدایی ۱۰۰۰ بار گفت بخر بخون هر دفعه نشد!
    پاسخ:
    حسودی ننمایید! :دی
    هر کی سلیقه ای داره ولی من هم ایرانی نمی خونم البته از هر کسی
    کارای دولت آبادی احمد محمود وجمالزاده رو می خونم و خوندم واقعا عالی هستن
    درسته گفتی ایرانی نمی خونی ولی یه پیشنهاد دیگه هم میدم شاید یه زمانی خوندی :)
    دار المجانین  و یکی بود یکی نبود جمالزاده رو اگه خواستی زمانی ایرانی بخونی تو اولویت بذار پشیمون نمی شی
    استارت کتاب خوندن من با دار المجانین بود ودقیقا می تونم بگم 15 بار خوندمش بدجوری جذبش میشی

    پاسخ:
    راستی اخیرا امشب نه شهرزاد رو هم خوندم توی اتوبوس و مترو! مسخره نبود، ولی خیلی هم خوب نبود!
    معرفی کتاب :)
    پاسخ:
    با اینا جمله بسازم؟ :|
    بادبازک باز ^___^
    کتاباتو بده من در عرض چششم به هم زدن درو کنم ‌:دی
    خدایی چطوری میتونی طاقت بیاری کتاب نخونده!!!!!!!!
    پاسخ:
    دیگه شده دیگه! :دی
  • النابانو...
  • مثلا اینکه اگرغمگین باشه افسرده میشی خب من ابی و سیاوش گوش میدم یا معین ،البته توی ماشین شاد گوش میدم:) شاد و غمگین هر کدومشون چه تاثیری دارن؟
    پاسخ:
    تاثیرات اینجوریش اثبات شده نیست.
    البته اغراق و زیاده روی در گوش دادن موسیقی چه شاد و چه غمگین تاثیر منفی داره روی عملکرد مغز
  • علی موسوی
  • برا فلن اوبراین ترجمه پیمان خاکسار /چشمه
    پاسخ:
    باشه چشم! ایشالا تهیه میکنم و میخونم!
    یه سوال داشتم اینکه میگن موسیقی اثرات مخرب داره چقدر میتونه درست باشه؟
    پاسخ:
    چه موسیقی ای؟ چه جور اثر مخربی؟
    هندزفری نو مبارک (: من هم عاشق هندزفری هستم شبها با هندزفری به خواب میرم .
    پاسخ:
    قربون شما!
    "یقینا زنده ترین موسیقی هایی رو که تا به امروز شنیدم برام پخش میکنه..."

    توش یکم اغراق داشت!
    ولی درکل خوبه اینجور دوستانی داشتن..

    * بد ینی کتابو دستت میگیری؟؟؟!!!

    +خانوم والده ای که من میگفتم معنیش چی بود؟؟ (2نمره)
    پاسخ:
    جریان خانوم والده چیه؟ :|
    آره کتاب رو میگیرم دستم، چون به هر حال بیرون دستمه و دارم میخونمش!
  • علی موسوی
  • زیاد کتاب خوندن الکی مسخرس   ولی عمیق خوندن و خوش سلیقه بودن تو شناخت کتابهای خیلی خوب یه استعداده و  من به این آدمها جذب میشم ... آدم 20 تا کتاب بخونه ولی کتابهای خوب و بفهمدش بهتر از چن صد جلد کتابه .. سومین پلیس رو نخونی ناراحت میشم:|
    پاسخ:
    سومین پلیس برای کیه؟
    وای کتاب خیلی خوبی بود ... برم پیداش کنم یکم بهش خیره بشم دوباره ... خوبه بعضی وقتها خیره بشی به کتاب تا کلمه های کتاب دوباره بریزن بیرون بعد چند سال و تیر بارونت کنن ...

    اولیس ( منوچهر بدیعی ده سال از عمرش رو برای ترجمه این کتاب صرف کرد اما هیچوقت نتونست چاپش کنه) ... اما چهره مرد هنرمند در جوانی اثر جیمز جویس فوق العاده است با ترجمه بدیعی مخصوصا اگه بری تو کار نمادها و نشونه هایی که در رمان موجوده ... اسم ها... تصاویر توصیف شده  .... وااااااااای پر از نشونه و رمزه ...


    پاسخ:
    ایشالا برم سراغش! :دی
    مثلا من بهت میگم چرا همیشه دو نقطه اسلش میذاری . آلرژی پیدا کردم بهش. بعد تو میگی واسه اینکه خودم اکثر مواقع این شکلیم :/
    بعد من میگم خب نباش .همیشه این شکلی باش  :) یا این شکلی :)) یا این :دی
    بعد تو میگی منو همینجوری که هستم دوست داشته باش . بعد من میگم ......

    و این ماجرا ادامه دارد :دی



    پاسخ:
    چقدر پیچیده شد :|
  • مدیر جوان
  • به به، چقدر کادو میگیری شما :))
    عجیبه ازش راضی نیستی، چون شکلش شبیه هندسفری من هست و واقعا هم جنس داره، اکی هست، من راضیم ازش. 
    شاید فقط شکلشون شبیه :)))
    دوستیتون سبز و پایدار ؛)
    پاسخ:
    بزن به تخته! :))
    صدای اوکی داریم تا صدای اوکی خب!
    نه بابا این عاشقی آخر و عاقبت نداره ! با هم نمیسازیم!
    پاسخ:
    البته من که نمیدونم چرا نمیسازیم! :|
    ولی حیف شد نمیسازیم :| :))
    یا مثلا اینکه از " خخخخخ" بدت میاد !
    علاقه ات به کتاب. سخت گیری ادبی!!
    تحلیل هات !
    حتی همین دو نقطه اسلش که اینقد بهش علاقه داری!!!
    اوه شت !!!:/
    پاسخ:
    :|
    دیگه واقعا اوه شت :|
    تو چرا اینقد شبیه اونی هستی که من میشناسم :/
    علاقه ات به هدفون ...اونم از نوع خوبش!!!


    -قوی ترین صلاح دفاعی در برابر محیط چیست ؟
    + هندزفری!

    پاسخ:
    یحتمل خودشم :|
    تا سینگل مینگل هستم عاشقم شو بره پی کارش :|
  • یعقوب جان
  • هنوز هم یک هیولای غمگین داری در جانت عمو...

    پاسخ:
    به به آقا یعقوب.
    جواب این گفته ات چی میتونه باشه؟ مثلا باید بگم لطف داری؟ نمیخوره بهش :|
    فک کنم لازمه بگم,منم این کتابو خوندم:دى
    پاسخ:
    آفرین!
  • بانو ف تک نقطه
  • کتابه خیلی خوبه ^_^


    دیگه واقعا کیف کلید و پول های خرده مرده مال خانوماس :|
    یکم بی نظم تر خب :/


    هزار خورشید رخشانش هم خوبه... خیلی خوبه البته... :) 
    پاسخ:
    چرا بی نظم؟ :|
    من جیبم شلوغ باشه کلافه میشم خب :|
    سلام
    باد بادک باز عالیه من با مشقت فراوان  پی دی افش رو از یه گوشی پوکیده وصفحه کوچیک خوندم ولی حسابی لذت بردم
    هولدن مسیح باز مصلوب کازانتزاکیس رو بخون پشیمون نمی شی بعدشم آنا کارنینا تولستوی
    اینا رو دو هفته گذشته خوندم واقعا لذت بردم
    بعدشم بیابانی وهجرت دولت آبادی
    اینا کتابایی بود که دی ماه خوندم خیلی خوب بودن امیدوارم بخونی وخوشت بیاد ولذت ببری
    پاسخ:
    از کازانتزاکیس زوربا رو خوندم، فعلا هم قصد مطالع کلاسیک های روس رو ندارم! و البته ایرانی نمیخونم! :دی

    چندبار بغض کردم و قطره های اشک دانه دانه سر خورد روی کتاب؟! من غرق شده بودم در داستان، انگار روحم گره خورده بود به کلماتش، ولی... این بیرون هنوز زندگی جریان داشت!

    "پریسا! بیا نهار!" من نمی شنوم، دارم گریه می کنم برای همه تردیدهای امیر، همه نادانی ها و اشتباه‌هایی که مثل بختک همه‌ی زندگی دنبالش بود... مگه برای جبران چقدر فرصت داریم؟!

    "نمی‌آیی برویم بیرون؟" نمی‌توانم تکان بخورم! من مسحور شجاعت و مردانگی شده ام... و به این فکر می‌کنم که گاه شجاعت می‌تواند عین آزادگی باشد و آزادگی، یعنی رهایی...

                                                                                   "اگر دین ندارید، لااقل آزاده باشید"

    "حالا باید همه کتاب را همین امروز تمام کنی؟" دوباره دارم گریه می‌کنم... برای شباهت‌هایمان، برای مراسم و سنت‌های مشترک فراموش شده، برای کابل ویران شده، برای قتل عام خونین مزار شریف...

                                                        سر کوه بلند فریاد کردم

                                                              علی، شیر خدا را یاد کردم

                                                                  علی، شیر خدا، ای شاه مردان

                                                                                دل ناشاد ما را شاد گردان

    یادم می‌افتد که چرا مزار شریف این قدر برایشان عزیز است...

    همه خوابند، شب از نیمه گذشته... "بادبادک باز" کنار تخت افتاده و من به پهنای صورت گریه می‌کنم...

    برای همه کودکان جنگ، کودکان بی کودکی، برای همه سهراب ها...



     این نوشته وبلاگم بود تو بلاگفا، مال روزی که بادبادک باز رو خوندم، 18 اسفند 86، رفتم گشتم پیدایش کردم :)
    پاسخ:
    اوووووووووووو از کی شما وبلاگ داشتی ها! من اون موقع ترم یکی ای خُرد بودم :دی
    فکر کنم شبیه اون کیف فیلا رو داشتم مثلا:|||
    یا اینکه شبیه شین هم یه نفر تو زندگیم بود:||||||

    + شین رو از توصیفات خودت شناختم خب!در همین حدم پسندیدمش
    پاسخ:
    بله :|
    حتی برات مهمم نیست اون کیف فیلا خیلی بی کیفیته:| ¿

    + چقد شین رو دوس داشتم من، دستشم درد نکنه! از این مدل بی احساسهایی که احساساتشونو خیلی خفن بروز میدنه:دی مثلا با بیدار کردنت از خواب و پرسیدن مدل گوشیت حتی!
    پاسخ:
    تو چه میشناسی شین رو؟:|
    اولا تو از کجا میدونی اون کیف فیلا چه کیفیتی داره، دوما کیفیت حال هدیه مهمه!
  • شن های ساحل
  • اوه شت بادبادک باز خیلی بد با روح و روان من بازی کرد :))))))
    هزاران خورشید تابان هم از خالد حسینی همین مدلی...والا من اعصابم نمیکشه این سبکی بخونم موقع خوندن همش حرص خوردم...
    هندزفری جدید هم مبارک باشه
    خب اسم کتاب های کتابخونت رو بگو خوشحال میشیم؟
    پاسخ:
    فقط یه سری برنده نوبل نخونده دارم :))
    کاش همه دوستا این شکلی باشن :)
    یا کاش دوستای این شکلی زیاد باشند!
    پاسخ:
    ایشالا!
    خالد حسینی یکی از نویسنده های توانای افغان هست، یکی از بهترین های ا دبیات جهان، هزاران خورشید تابان یا دو صد خورشید تابان هم یکی دیگه از کتاب های بی نظیرش که توصیه می کنم بخونید، سال پیش هم کتاب و در کوهستان طنین انداخت توی ایران به چاپ رسید، اقتباس سینمایی بادبادک باز هم وجود داره که فکر می کنم همایون ارشادی توی اون بازی می کنه، 
    اگه به کتاب هایی با سبک و سیاق شرقی علاقه دارید و از جادو و رمز و راز کتاب های فانتزی مثل هری پاتر هم خوشتون میاد پیشنهاد  می کنم حتما کتاب پریباد از نشر آموت رو بخونید، سال ها بود که من کتاب ایرانی به این جذابیت نخونده بودم، یکی دیگه از کتاب ها که بیشتر شبیه هزار و یک شب ولی داستان امروزی داره کتاب کلاه جادویی و مجسمه ی مسی است، این کتاب هم نشر عصر داستان چاپ کرده و خلاقانه است، ولی توصیه می کنم حتما پریباد رو بخونید، ضرر نمی کنید
    پاسخ:
    وقتی به صورت دیفالت نویسنده های زنده ادبیات جهان رو مرور میکنم، توی 50 نفر اول نوبیت خالد حسینی نمیشه، گرچه همه اونهایی که نسل من با اسمشون بزرگ شد دونه دونه دارن میمیرن. این کتاب ، خیلی خوشگل نوشته شده تا اینجا و زیادی برای من ملموس و روشن و زنده است، ولی یه قسمت بزرگی از شهرت خالد حسینی از این نشات میگیره که آمریکا حمله کرد به افغانستان، یهو افغانستان رو کرد یه موضوع جذاب برای مردمان سر تا سر دنیا!
    من و هری پاتر :| بلا به دور، استغفرالله!!! دور از جون :|
    من کلا از سر تا ته دنیای فانتزی، فقط ارباب حلقه ها رو "قبول" دارم و یه داستانی که قراره بعدا چاپ بشه از یکی از بلاگر ها! :دی
    عه هولدن تویی؟
    خوبه پیدات کردم....فکر کنم بالاخره اجتماعیت کردن..خوشحالم که می بینمت.راستی هندزفری برای گوش ضرر داره؟
    پاسخ:
    من اجتماعی بودم! :دی
    نه نداره، همش شایعه است :|
    :))
    ببینید خب خیلی سلیقه ایه دیگه
    پس خودتون یه کتابه دیگه از ایشون بخونید ببینید به خوبیه بادبادک باز هست یا نه

    پاسخ:
    فکر نمیکنم دیگه خالد حسینی بخونم، شاید ، اون هم شاید هزار خورشید تابان رو هم خوندم!
    چه هدیه ی خوبی 
    و چه دوستِ خوبتری
    خالد حسینی باید بعد از نوشتن بادبادک باز همون موقع تو اوج نویسندگی رو میذاشت کنار چون بهترین کتابش همین اولین کتابشه
    پیشنهاد میکنم دیگه هیچ کتاب دیگه ای رو از این نویسنده نخونید
    بقیه ی کتاباش یه جور تکرار ضعیف همین کتابه

    پاسخ:
    چقدر دو تا نظر توی یه پست میتونه عمیقا متفاوت باشه آخه :|
  • ♫ شباهنگ
  • و اعتراف می‌کنم با این سابقه 
    هنوووووووووووووز فرق هدفون و هنزفری و هدست و اینارو نمی‌دونم
    پاسخ:
    من میدونم ولی حسش نیست بگم :|
  • ♫ شباهنگ
  • دِ آخه برادر من، حالا اگه من می‌گفتم بیا با قیمت هدفون پز بده قیل و قال راه مینداختی که آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآی مردم این دختره چه قدر خودشیفته و کوته فکره و ملتو مینداختی به جون من!!!

    40، 50 تومنِ 5 سال پیشن اینا :دی
    معادل با بلیت هواپیمای اون موقع که 200 تومن شمام میشه همون بلیت هواپیمای الان

    :))) واحد پولم بلیت قطار و اتوبوس و هواپیماست :دی
    پاسخ:
    البته اون 200 تومنیه که ترکوندم یه جور هدیه ی زورکی بود :|
    یعنی من نمیخواستم بگیرم، از هدفون خودم راضی بودم! :|
  • ♫ شباهنگ
  • هولدن هولدن ببین ببین:
    http://s7.picofile.com/file/8234252734/H94_10_29.jpg
    همه رو خودم سوزوندم :دی
    دوره کارشناسی 
    دیوارِ خوابگاه دانشگاه سابق

    همه‌شونم اورجینال بودن لامصبا!!!
    ینی از این متروییای 5 تومنی نیستن

    بعد اینا سه چهار تای دیگه هم سوزوندم :))))
    پاسخ:
    هدفون 5 تومنی توی هدفون حساب نمیشه! :|
    هر مثل من هدفون 200 هزار تومنی خراب کردی بیا پز بده :))
  • اسماعیل غنی زاده
  • ماشالله دست به کادو گرفتن خوبی داری ...... 
    پاسخ:
    عجیب :))
    البته من دست به کادو گرفتن ندارم کلت دست به کادو دادن دارن! :دی
  • یادگار ...
  • گوشی سونی اریکسونِ؟! هدفونه شبیه هدفونیه که واسه گوشی خودم خریدم دو سال پیش
    خدا این دوستا رو حفظ و زیاد کنه :)
    پاسخ:
    گوشیم نوکیاست! :دی
  • مترسک ‌‌
  • به مخترع هندزفری باید جایزه صلح نوبل بدن؛ برای منی که انواع و اقسام وسایل الکترونیک و غیرالکترونیک رو دور و ور خودم ریختم، جایگاه هندزفری برام یه چی دیگه است...
    مبارکت باشه رفیق ;)
    پاسخ:
    نمیشه جایزه جنگ نوبل بدن، هارهارهارهار :|
    چقدر که من گریه کردم سر خوندن بادبادک باز، قشنگ یادم هست یه عصری شروع کردم به خوندن تا سحرگاه فردا و هی یه جاهایی اش بود که گوله گوله اشک ریختم...

    یادش بخیر
    پاسخ:
    عخییییییییییییییییییی :|
    :دی
  • دکتر سین
  • این حس تعلق خاطر به هندزفری رو منم تجربه کردم! :))
    یه هندزفری داشتم، از بس تو گوشم می‌موند، وقتی نبود گوشم یخ می‌کرد! خخخخخ
    پاسخ:
    خخخخخخخخخخ ؟ :|
    حس خوبی داشت این پست.
    پاسخ:
    قربانتتتتتتتتتتتتتتت!
  • خانومی ...
  • رفتار شما آدم ها رو خوشحال میکنه، خدا خیرتون بده. 
    خودم رو نکشتم که یه روزه تمومش کنم. کیبوردم خیلی خودسر شده، من یه چیزی مینویسم اون یه چیز دیگه! 
    من گوشیم مشکیه ولی هندزفری م سفید !
    پاسخ:
    خدا شما رو هم خیر بده! :دی
    آهان الان فهمیدم چی شد!
    بادبادک باز قابلیت یک نفس خونده شدن رو داره!
    پاسخ:
    که البته من یه نفس نمیخونم!
  • نیمه سیب سقراطی
  • هندزفری رفیق فابریک منه ! یه دونه ش زیر تخته ! یه دونه ش تو کیفمه ! یه دونه ش هم گذاشتم خوابگاه ! در این حد بهش وابسته م و میترسم یه روز جاش بذارم و پیشم نباشه :|
    پاسخ:
    من به جز ماگ و لیوان و ساعت و کتاب، عاشق هدفون جماعت هم هستم!
    خیلی قشنگه. امیدوارم لذت ببرید : )
    البته به عنوان یه رمان خیلی قوی بهش نگاه نکنید. قلم خالد حسینی تازه اینجا داره جون میگیره. رمان های بعدیش بهتر میشه. پیشنهاد می کنم بعدش''و کوهستان ها فریاد زدند'' رو بخونید.
    پاسخ:
    سلیقه سخت گیرانه ادبی من رو اقناع کرده این 100 صفحه اولش! :دی
  • خانومی ...
  • مبارکتون باشه :)
    شادی هایی رو به دیگران هدیه میدین و اون شادی ها دوباره بهتون برمیگردن...
    هندزفری مشکی مگه چه اشکالی داره ؟ متل من سفیده ولی دوست داشتم مشکی باشه ...
    بعد از اینکه کتابخونه رو مرتب کردم کتاب " در جستجوی نان " رو پیدا کردم ، برخلاف قبلی ها اول تهش رو نخوندم، حتی خودم رو نکست که یه روزه تمومش کنم ، از من بعیده :))
    پاسخ:
    ممنون!
    من شادی ای به کسی نمیدم، یعنی اینجوری نگاه میکنم! من جوری رفتار میکنم که به نظرم صحیحه! :دی
    چون گوشیم سفیده، برای این پرسید، گرچه برای من ظاهر هدفون اصلا مهم نیست، خیلی سخت گیرانه هدفون میخرم!
    حتی خودت رو وات؟ :|
    هولدن:آخه چرا خریدی خب!:|
    شین:هدیه س دیگه :|
    هولدن:بی مناسبت ؟!:|
    شین:خیلی حرف میزنی بگیر برو :|
    هولدن: |:
    :| :))))))

    من یه دونه سفید ایشونو دارم،باهاش که گوش میدی حس میکنی خواننده آهنگو یر نهار خونده...داشته یه چیز میجوییده :| :))))
    پاسخ:
    اون آخرش رو نگفت، حرکاتش این معنی رو میداد :))
    یه جور با تحکمی کارهاش رو میکنه که آدمی به دیکتاتوری من هم کم میاره :|
    من از همین تریبون اعلام میکنم که هاردم سوخته :دی

    پاسخ:
    از همین تریبون به من چه :|
    :))
    :))
    هوووم بادبادک باز خیلی خوبه:)
    هدفون تازه هم مبارک.چه دوست خوبی!
    پاسخ:
    آره دوست خیلی خوبیه! خیلی!
    بادبادک باز صوتیشو گوش دادم فقط
    پاسخ:
    کتاب صوتی فقط حرفه ایش خوبه!
    هدفون قشنگی هستش :)
    پاسخ:
    آره!
    واااای کاش خدا همش دوستای اینجوری بیافرینه :))) 
    پاسخ:
    آره دقیقا!

    ارسال نظر

    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">