Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
نویسندگان
جهان بیرون غار

توضیحی برای بَند سوم پُست قبلی

سه شنبه, ۲۲ دی ۱۳۹۴، ۱۰:۴۷ ب.ظ

"ازت متنفرم، خیلی زیاد". این شیرین ترین جمله ای بود که از تو شنیدم؛ شیرین نه بابت خود جمله، که چه کسی است نداند تنفر حس خوبی نیست. شیرین از آن جهت که بالاخره چیزی را به من دادی که حقم بودم، یک احساس مطلق! یک جایگاه محکم.

هفت سال، هفت سال برای من و تو یعنی یک چهارم از تمام زندگی، یعنی یک عمر، هفت سال خیلی زیاد است، خیلی! هفت سال من یا با تو بودم، یا با یادت، یا با نامت و یا با موسیقی ات... در این هفت سال اما هیچ جای مشخصی نبود، یعنی ، نمیدانم چه طور بگویم، من این هفت سال را کجا بودم؟ پیش تو برای من هیچ جایی نبود، هیچ جایی! از من نزد تو چیزی نبود، جز یک حس مبهم، جز حس نا معلومی که یک روز به عرش میبردم و یه روز به فرش میکوبیدم! هفت سال کمابیش از تو پُر بودم و تو حتی نَکَردی که جای ثابتی به من بدهی ... در ... قلبت!

من پیش تو بیش از آنکه خودم باشم، در حال اثبات خودم بودم - پیش دیگران هم همینطور - سعی داشتم نشان بدهم این چیزی که هستم ارزش دوست داشتن دارد، ارزش نفس کشیدن تو را دارد، ارزش بوسه ات را دارد، ارزش بودنت را دارد. میدانی دیگر؟ من آدمِ عوض شدن نبودم، آدمی نبودم که بگویی "اینجور دوست دارمت" و من آن "اینجور" تو بشوم، تو میدانی که من تنها وقتی تغییر میکردم که بر من ثابت شده باشد مشکلی دارم، تو اینها را میدانستی... نه؟

سخت است، نفسگیر است! اینکه کَسی را به دست آورده باشی ولی نداشته باشی، اینکه کسی را مال خود بدانی و به دست نیاورده باشی، اینکه هر روز از خودت بپرسی جای من کجاست؟ اینکه هر لحظه شک کنی در نوعِ بودنت، در محتوای "معشوق" بودنت، در کُنهِ دوست داشته شدنت. سخت است ماهها برای تنها یک جایگاه ثابتِ معقول تلاش کنی و دستِ آخر چیزی که میگیری فَصل باشد و جدایی...

هر آدمی حق دارد دوست داشته شود، برای چیزی که هست، همانطور که هست پذیرفته شود، همانطور که هست خواسته شود و تو خود میدانی همه ی اینها فرق دارد با تلاش برای تغییر و بهتر شدن، هر آدمی حق دارد از احساسات خالص و مطلق کس یا کسانی که دوستشان دارد لبریز باشد، همینها هستند که جایگاه هر فرد را در هستی برای خودش روشن میکنند. هر آدمی لایق این است که بشنود "تو را برای آنچه هستی دوست دارم" وگرنه شنیدن "تو را برای چیزی که ممکن است بتوانی بشوی دوست خواهم داشت" هیچ لطفی ندارد! میدانی؟ من شاید نتوانم چیزی که تو میخواهی باشم، شاید هم بتوانم و نخواهم باشم، این یعنی دوست داشتن؟

"ازت متنفرم، خیلی زیاد". لذت بخش است، بعد از اینهمه مدت، بعد از هفت سال، بعد از هفت سال تمام دوستی و جدایی و وَصل و فِراق و به قول خودت عاشقانه های زیاد. این اولین باری بود که احساست نسبت به من اینقدر واضح، روشن، شفاف، خالص و مطلق بود؛ اولین باری بود که احساست "نسبیت" نداشت، اولین باری بود که من بالاخره مطمئن بودم در قلب تو چه جایگاهی دارم، چه جایگاه محکم و همیشگی ای دارم! تنفر، نفرت! این شیرین ترین تنفری است که میتوانست وجود داشته باشد، یک احساس مطلق، یک خلوص نیت کامل و یک تکلیف خیلی روشن، تکلیفی روشن بین دِل و دِل!

بعد از اینهمه مدت حقم بود نزد تو جایگاهی داشته باشم محکم، همیشگی، خالص و مطلق، که اکنون دارم! حتی با اینکه دیگر دوستت ندارم از تو بسیار ممنونم... صبر کن ببینم ... واقعا دیگر دوستت ندارم؟

  • ۹۴/۱۰/۲۲
  • هولدن کالفیلد

آراء الحکما: جلد  (۴۳)

  • گمـــــــشده :)
  • والا اینجانب از متن یه برداشت کردم
    از کامنت ها یه برداشت
    از جواب تو به کامنت ها یه برداشت
    اینه که کلا بی خیال.
    نظری ندارم
    ولی موافقم که یه نفر رو باید همون طور که هست پذیرفت و دوست داشت. و تجربه ام به من می گه وقتی کسی رو دوست داشته باشی واقعا عیب هاش رو نمی بینی. حتی با گذر زمان.
    ولی لامصب گاهی نمی دونم چرا عیب ها خودنمایی می کنه.حتی با وجودی که دوسش داری. دلت می خواد تغییر کنه. بهتر بشه. یه کم هم خودشو با تو وفق بدی(همون طور که من دادم)
    اینو تجربه کردم بهتون می گم.دی:
    پاسخ:
    :|
    :|
    نه نه ابدا اتفاقا بسی عذاب وجدان داشتم و بسی حالات روحی نامساعد،منظورم بیشتر این بود لمسش کجا و دیدنش کجا!
    پاسخ:
    عجب پس!
    هولدن بودن به سرگردون بودنش هولدنه
    یعنی دیگه از بعد از این پست هولدن سرگردون نیستی؟
    پاسخ:
    تلقی شخصی شماست این :|
    هولدن اتفاقا کاملا تکلیفش معلوم بود، سرگردون نبود، سرگشته بود!
    من تجربش نکردم ولی کسی ک خیلی دوسش داشتم تجربش کرده:/ این تعلیق احساسی منظورمه
    پاسخ:
    یعنی میخوای بگی نشاید که نامت نهند آدمی؟ :|
    مگه مریض چشه ؟!
    دوس دارم مریض باشم تا مرض داشته باشم و همینجور مثل نقل و نبات به ملت بگم دوستتون دارم :)
    پاسخ:
    :|
  • نیمه سیب سقراطی
  • به نظر من این یعنی ثبات شخصیت ... از یه جایی به بعد توی زندگی باید معلوم باشه با خودت با زندگیت با دنیا چند چندی ، باید واسه هر کاری که میکنی و نمیکنی ، هر عقیده و باوری که داری یا نداری ، یه دلیل محکم داشته باشی ... همین که پشت اینا یه دلیل باشه یعنی یه فکر هم هست ! و خب این عالیه به نظرم ... حتی اگه بهت بگن ازت متنفرن !
    پاسخ:
    آره آفرین دقیقا دخترم! :| :دی
    والا...
    چندنفری آدرسم رو داشتن که برام ناخوشایند بود!
    و اینکه دوس داشتم توش رهاتر بنویسم...
    براهمین ول دادم اومدم سمت بیان:)
    چقدم خوشگله و پرباره لامذهب!
    دین و ایمون برا آدم نمیذاره;)
    راحتم الآن خیلی راحت
    بین خودمون بمونه!
    از آدرس نپرس;)
    پاسخ:
    آدرست رو بده زود! :|
    خوب ، من از هرکی خوشم میآد ، بهش میگم ازت متنفرم :/
    دیگه اطرافیان دستشون اومده ، تنفر یعنی دوست داشتن ، یعنی ابدی بودن :)))
    غیر از این نظری ندارم ، مسائل بیشتر شخصی است :))
    پاسخ:
    خب، تو مریضی :|
    خوب اینطور که معلومه باید برم پست قبلی رو بخونم بعد برگردم :/
    پاسخ:
    برو بخون و بیا!
    خییییییلی هم قشنگ :)
    پاسخ:
    خیلی هم ممنون!
    رفتم که از دیوانه بازی دست بردارم
    تا اخم کردم مطمئن شد دوستش دارم
    پاسخ:
    :|
    هان؟ :|
    چرا وبت رو بستی؟
    دوست داشته شدن واسه برآورده کردن نیاز دیگران تا یه حدی به نظرم چیز غیر منطقی ای نیست...بالاخره یکی از پایه های قضاوت هر فردی میزان توقعیه که از بقیه داره...نمیگم این خوبه یا بده ولی هست...
    اما برای آدمای محدودی که تو حصار عاطفی راه پیدا میکنن قضیه یه کم فرق داره...و موافقم با شما...

    +متن خوبی بود...
    پاسخ:
    بودنش که هست آره...
    خلاص شدن از بلاتکلیفی حس خیلی لذت بخشیِ حالا چه ناراحت کننده تموم شه چه خوشایند 
    بدون شرط دوست داشته شدن هم همینطور
    پاسخ:
    دقیقا همینطوره!
    جایزه نمیدی ؟؟ :دی
    فقط خوشت اومد!!
    پاسخ:
    نه دیگه جایزه مایزه خبری نیست! :|
    با نظر حاج سید مهدی موافقم! ولی در کل متنت عالی بود.

    پاسخ:
    نظر حاجی هم با تو موافقه :| :دی
    هولدن از کامنت ها اینطور دریافتم که اکثریت به چشم یه ادم شکست خورده دارن می بیننت
    پاسخ:
    یه آدم شکست خورده ی رتج عشقی کشیده است کُمپرِسِ بدبخت از اینور مونده از اونور رونده!!!
    خب دوست پسرش نگفته بود اگه چاق بشی جذاب تر بنظر میرسی بهش گفته بود اگه چاق بشی خوشم میاد و جالبه بارها لاغر بودن دختر رو کوبونده بود تو صورتش:| و بنظرم ابدا اگر نامش نهند ادمی
    پاسخ:
    هوم که اینطور!
  • اسپریچو ツ
  • خب
    حالا برنامه بعدیت چیه؟
    :دی
    پاسخ:
    قرآن قرآن ورزش ورزش!
    دیشب یکی از دوستام گفت بخاطر اینکه دوست پسرش دوست داره این چاق باشه چون اینجور دوسش داره دوست فلان فلان من هم گویا500 هزارتومن دارو و ویتامین خریده! داشتم با خودم فکر میکردم دوس داشتن دلیل نمیخواد ادم میتونه قشنگیو از وسط یه عالمه زشتی بکشه بیرون و دیگه هرچی که می بینه زیبایی باشه نه زشتی..خیلی خوبه ادم در مورد یه احساسی به ثبات برسه حتی اگه اون حس تنفر باشه 
    پاسخ:
    آفرین همینه! :دی
    البته اینکه به نظر من تو یه جوری خوشگلتر میشی، متفاوته با من اینجوری دوستت دارم! خیلی مرز اینها باریکه.
  • الهه سالاری
  • وااااااااااای
    درگیر تکرار بودن دردآوره
    خدا صبرت بده
    7 سال!!!
    پاسخ:
    ها؟ چی شده؟
    خیلی طبیعیه که آدم برای دوست داشتن آدمها شرط بذاره تو یه پست دیگه ت پارسال که با همچین مضمونی بود همچین کامنتی گذاشته بودم:|
    همین:دی
    پاسخ:
    پس نشاید که نامنت نهند آدمی!
  • شن های ساحل
  • درسته شاید من با برداشت شخصی نوشتم ولی مجهولات این موضوع خیلی زیاد...مگه من گفتم محترم نیست :)....پس بزار واضح بگم از زمانی که خودت مستقیم بهش گفتی دوستش داری چقدر میگذره؟
    اگه بیشتر از ۲ سال پس من روی حرف قبلیم هستم و شما نمی خوای ببینی
    پاسخ:
    ترجیح میدم بگذرم از این قضیه.
    اگه میخواستم معلوم بنویسم معلوم مینوشتم!
    بیشتر توضیح بده ببینم جریان چیه..

    ولی اگه جریان دختر پسری باشه جدن که باخت بزرگیه...
    خواهشا نگید باخت محسوب نمیشه که اصلا در محضر من قابل قبول نیس :دی
    ممکنه منظور پدرتون هم باشه جسارتا
    ولی این قسمت "به قول خودت عاشقانه های زیاد" به همون مورد اول میخوره :دی
    آقا اصلا به من چه... مگه من چیکارم :دی
    شب بخیر
    پاسخ:
    باخت نیست! :دی
  • شن های ساحل
  • انرژیتو جای اشتباه خرج کردی...کسی که یه انسان دیگه رو ۷ سال توی اب نمک نگه داره مشخصه چقدر تکلیفش با خودش معلوم...ببخشید رکم می دونم ناراحت میشی ولی خواهشا نشو...من از این ادما دیدم یه نفر توی شرایط معلق نگه می دارن که اگه یه زمانی بدردشون خورد ازش استفاده کنن...مگه ممکن یه نفر عاشق اون یکی باشه و برای احساس طرف مقابل ارزش قایل نباشه......الان باید ببینی احساس خودت چیه؟وابستگی ؟عادت؟تنهایی؟ترس؟...اینم یه جور خودازاری والا قبول نکردن واقعیت هایی که همیشه ته ذهنت می دونی هستن ولی نمی خوای به خودت اعتراف کنی....اگه خودت بیشتر دوست داشته باشی واقعا حاضری برای یه انسان دیگه خودتو اذیت کنی؟
    نظر خودم بگم بنظرم لیاقتت بیشتر از این ته مونده های احساسات اونه
    پاسخ:
    نه دیگه شما داری در این مورد اشتباه میکنی، داری از یه صفحه متن، تاویل شخصی میکنی!
    اصلا مگه من جایی نوشتم 7 ساله بی وقفه در ارتباطیم که همه میگن؟ :|
    اون آدم بسیار آدم خوب و محترمی هست، دو دلی و تردید رو همه دارن.
    آدم می تونه بعد هفت سال دلگیر بشه...یا فرو بریزه..یا نمی دونم!به نظرم درمان و درد هر دو در دست طرف دیگر رابطه است...خودش می دونه چه طور مرهم بشه....
    پاسخ:
    اینم هست!
    من راجع به خودت که چیزی نفهمیدم بالاخره داستان چی بوده و چی شده!! همینکه گفتی خوشحالی و فهمیدی که جایگاهت چی بوده اگه خودت احساس خوبی داری که خوووب باشی همیشه:دی
    آما راجع به این اصل  که دوست داشتن دلیل نمی خواد! منم موافقم و به شدت قبولش دارم!! آدم وقتی برای دوست داشتن دنبال دلیل می گرده یعنی یه جای کار می لنگه!! یعنی که می خوای با یه سری چیز عقلانی برای دلت دلیل و برهان بیاری که ببین ،ببین همچین هم بد نیست!! کلا مثه اینه که آدم بخواد خودشو گول برنه!! و در طرف مقابلش اگه کسی هم بخواد خودمو با دلیل تراشی دوست داشته باشه حس می کنم از روی ترحم و دلسوزیه!!
    پاسخ:
    آفرین آفرین خوشم اومد تو باهوش تر از همه اینایی :))
    پستت من رو یاد فیلم های اصغر فرهادی می اندازه!از اون وجه که خیلی چیزا رو تو فیلمش نشون نمیده آخرش هم نمی دونی اصل جریان چی بوده!در نتیجه می گی خب خود کارگردان می دونه دیگه!ولی من می گم حق مخاطب چی می شه؟!"پایان باز"بوده یا نتونسته فیلم رو جمع کنه!
    بهرحال تو که کارگردان نیستی اینم فیلم نیست اینجا هم جلسه نقد فیلم نیست:|
    ولی من همچنان معتقدم روابط خیلی پیچیده تر از چند تا جمله است!
    پاسخ:
    چند تا جمله بعد از هفت سال ، فقط دیگه "چند تا جمله" نیست! آدم میتونه ارزش گذاریشون کنه!
    فکر می کنم رابطه ی والدین با بچه هاشون و بچه ها با پدر مادرهاشون جزء این بند قرار بگیره. مورد اولی بیشتر.
    پاسخ:
    امکانش هست!
    شرایط دوست داشته شدن  طرف مقابل نداشتی...
    بیخیال هولدن جااان
    پاسخ:
    باشه چون تو گفتی
    خب من نمی دونم این رو کی بهت گفته...پسر بوده دختر بوده...نمی دونم چون به نظرم فرق می کنه که این رو یه دختر بهت گفته باشه یا یه آقا...
    برای همین ترجیحا در مورد خودم می گم من وقتی این جمله رو به کسی می گم حتی اگر با تلخی و تندی گفته باشمش منظورم اینه که خیلی دوست دارم لعنتی!:|
    در واقع شدت علاقه ام رو موقع عصبانیت این طوری بهش می گم و خب هر دو تصور کردیم که همه چیز تموم شده!من به خاطر جمله ای که گفته ام و بعد از گفتنش خودم خاموش شدم!و او به خاطر چیزی که شنیده و تصور کرده این حقیقت پنهان شده بوده!ولی روابط خیلی پیچیده تر از  چند تا جمله است!خیلی عمیق تره!این جور چالش ها بیشتر باعث شده عمق رابطه رو بهتر ببینیم...و حتی (بستگی به دو طرف رابطه داره البته)گاهی رابطه رو زیباتر هم می کنه!پوست می اندازه و ابعاد دیگری از عشق رو نشون میده...


    پاسخ:
    بهتره سر تفسیرم بهم اعتماد کنی! همینه که من گفتم.
    از پاراگراف دومى ک نوشته مطمئنى؟؟اگه اینطور بود هفت سال نمیگذشت..
    پاسخ:
    چی؟
  • نفس نقره ای
  • فراق؟
    پاسخ:
    فراقه ، درست کردم
    "کسی که نمیتونه نا مشروط همنوعش رو بپذیره آدم نیست!" یعنی چی؟
    no offense! صرفا متوجه نشدم چی میگی. با ذکر مثال توضیح بده پسر خوب
    پاسخ:
    یعنی همین، توضیحی وجود نداره در این زمینه مادربزرگ! :|
    یعنی برای دوست داشتن بقیه اگه شرط میذاری، آدم نیستی!
    عشق و نفرت دو لبه یه شمشیرن!
    امام بدمست
    :))
    پاسخ:
    :))
    نمیری!
  • علی موسوی
  • هولدن جان در جایگاه مشاوره نیستم
    دوستانه میگم :

     اصول و چهارچوبهای اصلی  غیر قابل تغییرت و نگاه کلی ات به زندگی و ... قبول و محترم ( بخاطر کسی تغییر اش نده)
     اما  نگاه خودتو در جزئیات یا فرعیات مثل یه فحش یا  رفتار کوچک یا حرفی که شنیدی ، به دیگران تعمیم اش نده ....

    یعنی با ذهنیت مطلق خودت از واژه ها ( تنفر و ...) برای گفته های دیگران قضاوت نکن ..
     خلاصه قفل نکن داداش رو این چیزا  :|||||||


    پاسخ:
    من تعمیمی ندادم، سالهاست معتقدم به حرف بند سه از پست قبل! به نظر من کسی که نمیتونه نا مشروط همنوعش رو بپذیره آدم نیست! :|
    قفل نکردم، نمیدونی چی شده که! :دی
  • خانومی ...
  • جالب اینجاست که من هم پست تنفرم رو نوشته بودم . حدود 8 روز پیش ، همون وقتی که متنفر بودم ...
    پاسخ:
    متنفر نباش خانم، اصلا! حیف زندگی شما و روحتون که توی تنفر بگذره!
    یه مدته اینجا میخوام هی کامنت بزارم حرفمو بگم هی یکی دیگ حرفمو میگه :|
    اینبارم حاجی. ینی چی خب من میخواستم اونو بگم :|
    که هفت سال شوخی نیست ..
    پاسخ:
    قضیه این حرفها هم نیست، بخون جواب کامنتها رو.
  • خانومی ...
  • امیدوارم همیشه شاد و خوشبخت و سرشار از احساس محبت و عشق باشید :)
    پاسخ:
    ممنون، همچنین!
  • بیست و دو
  • شما با ادبیات قرن چندم نوشتی؟!!!
    پاسخ:
    با ادبیات قرن چهاردم هجری و با زبان معیار :))
  • ♫ شباهنگ
  • آقا من چند بار خوندماااا ولی نگرفتم قضیه رو!!!
    برای خالی نبودن عریضه از پایین خط هفتم فراق درسته نه فراغ

    و من الله توفیق و باقی بقا :)))))
    پاسخ:
    ا راست میگی، الان درستش میکنم، ممنون بابت تذکر.

    هفت ساااال .... خیلی زیاده برای تموم شدن!!!!! 

    امیدوارم هر چی خیره براتون پیش بیاد...

    به قول یه دوست خیر همراه با عافیت ...

    پاسخ:
    مگه من گفتم چیزی تموم شده؟ :|
    جریان چند بعدی تر از این حرفاس!!!
  • خارج ازچارچوب
  • نه تنها همچنان دوستش داری! بلکه همچنان دوستت دارد!
    این را می‌گویم چون عددِ هفت من را می‌ترسانَد...
    پاسخ:
    حاجی جریان خیلی پیچیده است، اون روزی که دیدمت برات تعریف میکنم!
  • خانومی ...
  • این پست یه چیزی مثل به هم خوردن یه رابطه بعد از مدت ها بود انگار ...
    حرفی ندارم 
    پاسخ:
    نه! اتفاق جدیدی نیفتاده! البته اتفاقا اتفاقهای خیلی جدی و جدیدی افتاده!!! :|
    ولی این چیزی که شما میگید نبود!
    رابطه ای که داشتم تا چندی پیش ... بگذریم! این اون نیست خلاصه! :دی

    ارسال نظر

    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">