Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
بایگانی هیولا
نوشته های اخیر
نویسندگان
جهان بیرون غار

عمو رضا

جمعه, ۱۸ دی ۱۳۹۴، ۰۲:۰۳ ق.ظ

عمو رضا مرد خوبی بود. مرد نازنینی بود.

عمو رضا بی آزار بود، ادیب بود؛ شاعر بود! شعر میگفت و شعرهای قشنگی میگفت. اونها که شنیدن میگن یه شعر بلند در رثای امام حسین گفته که هر کسی خونده یا شنیده های های زار زده...

عمو رضا مذهبی نبود، اندازه تمام عمرش روزه و نماز به خدا بدهکار موند. اهل رفیق بازی بود و "کوکای قوطی" میخورد، برای همین زود از جمع خانواده جدا شد، یه جورایی نیمه محترمانه جداش کردن، عمو رضا کاری رو کرد که اگه من الان میتونستم میکردم؛ رفت و زندگیش رو شروع کرد، شاید از زندگیش راضی نبود، ولی زندگی خودش بود.

لوازم التحریری داشت، کلا سرش به کتاب بود، به هنر بود، داده بود پشت بوم خونه اش رو سرامیک کرده بودن و شبهای تابستون توش شب شعر میگرفتن. خوش مشرب بود، مهربون بود، غیرتی بود و زود جوش بود، هم زود باهات میجوشید و هم زود از دستت میجوشید.

بهم خیلی گفتن به عمو رضات رفتی - و بعدش یه دور از جون هم اضافه کردن - مخوصا وقتی موهام بلند بود و هیکل لاغرم بنا به پوششم واضح تر بود خیلی این حرف رو میشنیدم. پر بیراه نمیگن و نمیگفتن، من و عمو رضا هر دو لاغریم، هر دو بینی های بزرگی داریم، اون شاعر بود و من دوست داشتم باشم، اون زودجوش بود و من هم، اون سیگار میکشید و من هم بعد از اون کشیدم - و البته این رو کسی نمیدونست - شغل عمو رضا کتابفروشی و لوازم التحریری بود که من خیلی دوست دارم، جنس مذهبی که من دارم بدون شک ارث عمو رضاست، مذهبی نیستم و هستم، مثل عمو، عمو رضا یه جور خوبی غیرتی بود، یه جوری که من توی خودم میبینمش.

عمو از زندگیش خیر ندید، نه از زنش، نه از بچه هاش، دخترش توی چشمهای من نگاه کرده بود و گفته بود "اگه بابام بمیره شیرینی میدم" و وقتی عمو رفت، من پرسیدم که فلانی "شیرینیت کجاست پس؟ تو نگفتی شیرینی میدم؟" و فکر کنم سوالم بهش زخم زد، چون گریه اش قطع شد و گفت "محمد نگو! پدرم رفت...". بچه های عمو تا مرگش اذیتش کردن، آرزو کردن بمیره، زنش هم همینطور و وقتی به آرزوشون رسیدن من تازه فهمیدم عموم چه مَرد گُلی بود، چه انسان شریفی بود و چه حرفهای بی موردی پشتش بود. عمو رضا خیلی مظلوم بود...

من عمو رضا رو ده سال ندیدم، وقت کمی نیست ها، از وقتی کلاس اول بودم تا آخر دبیرستانم. نمیدونم چی شده بود، اما گویا سر مشکلات حصر وراثتِ پدرش با بابام قهر کرده بودن - شاید هم سر موضوع دیگه ای - و وقتی دیدمش ، بعد از 10 سال، هنوز همون عمو بود، همون عمو که دیگه نمیشناختمش اما دلم براش تنگ شده بود، همون عموی نازنینم، همون عمویی که دست کرد توی جیبم، دید خالیه و دو هزار تومن گذاشت توش.

عموی من از سرطان مرد، بار آخر سر مرگ مادرش دیدمش - یه کم بعد از چهلم مامانش مرد - ماه رمضون بود و عمو سیگار میکشید، دیگه بچه که نبودم، 18 سالم بود، بهش گفتم "عمو نکش برات خوب نیست به خدا" گفت "بابا از من گذشته محمد ولمون کن" و خندید. منم خندیدم، عمو هر بار من رو میدید در حد خوردن مغزم برام حرف داشت و من از یه جایی به بعد حوصله ام سر میرفت، عمو میبخشه من رو، بابت این حسم... میبخشی دیگه عمو؟

براش گریه نکردم، با همه کم شناختنش خیلی دوستش داشتم و با این حال هیچ اشکی براش نریختم، 9 سال از اون روزها گذشته، اساساً اون روزها اینقدری نگاهم به مرگ داستان گون بود که مرگ رو اتفاق مبارکی میدونستم،بنابراین براش گریه نکردم. امروز، بعد از نه سالِ تمام، کل روز رو یادش بودم، اینکه براش گریه نکردم، اینکه مظلوم بود و مظلوم رفت. مهتر از همه بابت اینکه نه توی زنده بودنش فهمید چقدر دوستش دارم و نه حتی توی مرگش ... عذاب وجدان دارم، دردم میاد... عمورضا، بگو بهم میبخشی باشه؟

عمو رضا دو تا عنوان کتاب شعر داره، با تخلص خودش "گلبرگ" که بعد از مرگش خانواده اش براش چاپ کردن. من این رو یه جور مقابله با عذاب وجدان میدونم، فکر کن یه عمر پدرت رو اذیت کنی و بعد از مرگش بری کتابهاش رو چاپ کنی... به هر حال هر کسی یه جوری با عذاب وجدانش مقابله میکنه، یکی کتاب چاپ میکنه، یکی دیگه تو وبلاگش پست مینویسه.

دیگه نه پسر عموم رو دیدم نه دختر عموهام رو، عروسی هیچکدومشون نرفتم، مجلس ختم و سه و هفت و چهل و سال زن عموم هم همچنین. من عمو رضا رو از همه ی خاندان "یزدانیار" طلبکارم. عموی من مظلوم بود، مظلوم زندگی کرد، مظلوم مُرد و مظلوم رفت...

عمو، بگو محمد رو میبخشی، بگو به مرگ محمد... بگو میبخشی خب؟

پ.ن: این پست جای این نیست که از فهمیدن اسم و نام خانوادگی من ذوق کنید، خب؟ جاش اگه دوست داشتید یه فاتحه براش بخونید... باقی بقا!

  • ۹۴/۱۰/۱۸
  • هولدن کالفیلد

عمو رضای من...

آراء الحکما: جلد  (۴۳)

  • گمـــــــشده :)
  • خدا بیامرزدش.
    منم یه عمو محمد داشتم که خیلی مظلوم بود. از زیادی مظلوم بودنش سکته کرد.
    یه عمو مهدی داشتم که زیادی مظلوم نبود. ولی در مظلومیت کامل سکته کرد.
    عمو محمد معلم بود.موقع مرگش یه سال از ازدواجش می گذشت.
    عمو مهدی بیکاربود و بدهکار. موقع مرگش یه پسر هشت ماهه داشت.
    الان بخشی از هزینه زندگی پسرِ عمو مهدی با حقوق عمو محمد تامین می شه.

    زندگی زیادی عجیبه.
    پاسخ:
    خدا همه رو بیامرزه!
    تا بحال خیلی از نوشته های شما نخوندم اما این پست خیلی خوب بود..
    روحشون شاد
    پاسخ:
    خیلی ممنون لطف دارید
    سلام.
    رحشون شاد
    پاسخ:
    خیلی ممنون از دعاتون!
  • دختر خوب
  • سلام
    وواقعا هم این پست خودش انقد گیرایی داشت،انقد پر از حرف وحسرت بود که تنهاچیزی که خوشحالمون نکرد همون فهمیدن اسم وفامیل جنابالی بود...میدونی؟ بی اختیار یاد این شعر افتادم:
    درحیرتم از مرام این مردم پست/این طایفه ی زنده کش مرده پرست/تا هست عزیزشان،کشندش به جفا/تا مرد،به عزت ببرندش سر دست

    حکایت خیی از ماهاست که قدر عزیزامونو تا زنده ن نمیدونیم...یعنی خیلی از آدما همینن.کاش خدا به هممون شعور درک وقدر شناسی آدما رو وقتی زنده ن به ما بده...
    پاسخ:
    ایشالا خدا به هممون بینش صحیح رو اون موقع که لازمه بده.
    تا هست و هستی نمی فهمی
    چه سود بعد که نیست و هستی بفهمی:/
    پاسخ:
    کمرم زیر این عبارت خورد شد اصلا!
    الان من یاد این بیت شعر معروف افتادم
    بودیمو کسی پاس نمیداشت که هستیم/باشد که نباشیم و بدانند که بودیم 

    خدا رحمتشون کنه، روحشون شاد 
    پاسخ:
    ممنون!
    خدا عموی منو در آرامش نگه داشته می دونی چرا چون خدا مثل بنده هاش ادما رو قضاوت نمیکنه حالا به هر دلیلی یه کاری رو کردی یا نه اون حساب کتابش با ماها که بنده هاشیم فرق داره حکایت ماها شده حکایت خان می بخشه خانعلی نمی بخشه مطمئنم جای عموی من وهمه عموهای خوب دنیا بهشته هر چند به بهشت وجهنم اونجوری که عرفه اعتقادی ندارم ولی جای عموی من یه جای خوبه
     کل نوشته ات رو دوست داشتم مخصوصا اونجایی که نوشتی هم مذهبی هستی هم نیستی
    چون این مورد وجه اشتراک من وهولدن کالفیلده و اگه بخوام ذوق کنم بخاطر اینکه یه ادم سایه روشن دار مثل خودم پیدا کردم ذوق میکنم ادمای دور وبر ما یا سیاهن یا سفید خط ومرزشون مشخصه ولی من از عموم یاد گرفتم که تو این دنیا چیز قطعی وجود نداره البته جز خدا و بعضی چیزایی که قطعی هستن بقیه چیزا رو میشه زیر و رو کرد میشه شک کرد میشه به نتیجه هایی رسید که شاید بقیه باهاش مشکل داشته باشن
    پاسخ:
    لطف دارین شما.
  • مدیر جوان
  • این عمویی که گفتی منو یاد یکی از شخصیت‌های اطرافم انداخت یا این تفاوت که هنوز زنده هست! 
    نمیدونم واقعا بعد از مرگش قراره نزدیکانش ناراحت شن یا خوش حال!!! 
    فاتحه خوندم. 

    پاسخ:
    ایشالا زنده باشه و سر بلند!
  • نفس نقره ای
  • خدا رحمتشون کنه :)
    پاسخ:
    خدا رفتگان شما رو هم بیامرزه.
    دلم خواست یه عمو رضا مثل عمورضای شما داشتم هولدن جان..روح عموی هنرمندت قرین رحمت
    پاسخ:
    ممنون. لطف داری.
    خوش بحالش که همچین برادر زاده ای داره
    پاسخ:
    نه بابا چه برادر زاده ای مگه داشت؟ از برادر زده اش هم خیر ندید :|
  • دکتر سین
  • خدا رحمتشون کنه. هم ایشون رو؛ هم باقی رفتگان رو.
    پاسخ:
    و همچنین رفتگان شما!
    خدا رحمتشون کنه.
    پاسخ:
    خدا رفتگان شما رو هم بیامرزه.
  • خارج از چارچوب
  • عمو رضا خدا بیامرزدت! لابد ازونایی بودی که وقتی هستی هیچ کس نمی‌فهممت ولی وقتی مردی همه صاحب‌عزات می‌شن!
    خوش بحالت که دوتا کتاب شعر از خودت بجا گذاشتی.
    خدایت رحمت کند!
    پاسخ:
    دقیقا همینطوری بود که گفتی، دمت گرم!
    خدایش بیامرزد.


    پاسخ:
    همچنین رفتگان شما رو!
    فاتحه خونده شد.

    + من دیروز داشتم سر و سامون می دادم به اینباکس جیمیلم، اونجا کامنتهای قدیمیم رو دیدم، جوابهات رو هم...
    + اون زمان راستش همش فکر می کردم بهت می خوره کتاب فروشی داشته باشی، مذهبی تر تصورت می کردم و فکر می کردم ابدا اهل دود و شراب باشی...
    + ای کاش تا وقتی بودن چاپ می شد کتابشون... همین دیگه.
    پاسخ:
    +به به عجب خاطراتی بود ها!
    +من اهل شراب نبوده، نیستم و نخواهم بود :|
    +بهار امسال چاپ شده و من هم ازش بی خبر بودم!
    مرگ پایان کبوتر نیست خدا رحمتشون کنه آدمهایی که زیادی میفهمن نمیتونن با دیگران زندگی کنن حیف و صد حیف که بعد از مرگ شناخته میشن :|
    پاسخ:
    خدا رفتگان شما رو هم قرین رحمت کنه
    روحشون شاد.
    خدا باقی عزیزانت رو نگه داره 
    سرطان  خیلی خره:( :|
    پاسخ:
    اصلا خیلی خیلی خره :|
  • تاج بی بی
  • خدا بیامرزه همه رفتگان رو
    کاش یه شعر از ایشون هم مینوشتید
    پاسخ:
    من پایینتر هم عرض کردم، خودم هم تقریبا همزمان با چیزی که نوشتم فهمیدم اشعار عموی من چاپ شده، ندارمشون وگرنه حتما این کار رو میکردم!
    ایشالا این هفته تهیه میکنم و میذارم!
    به خاطر زندگی عمو رضا غمگین شدم. حتی وقتی از ندیدنِ چند سالش نوشتی یاد عمه‌ی خودم افتادم و بغض کردم. 
    اون خط أخری که نوشته بودی به خاطر فهمیدن اسم و فامیل ذوق نکنید...خب من خیلی کنجکاوم و وسط بغض و غم و این حرفا از اسم و‌فامیل...!
    ولی فاتحه‌ی تهشو فرستادم. حتما خدا حواسش به همه‌ی سختیایی که آدما تو زندگی میکشن هست. بعد که آدمارو‌میبره پیش خودش حتما کاری میکنه که خستگی زندگی از تنشون بره. 
    پاسخ:
    حالا ذوق کردی هم اشکال نداره!
    بابت فاتحه هم دمت گرم!
    روحشون شاد :(
    پاسخ:
    ممنون از لطفتون.
  • مبهم الملوک
  • روحشون شاد  باشه و قرین رحمت   و فکر کنم خوشحال باشن
      از اینکه پسر برادرش هنوز  یادشه 
    #اسم و فامیل چیزایی بودن که حق انتخابی درشون نداشتیم  
    منم مثل خورشید  تو دنیاییی واقعی هم شما رو هولدن کالفید صدا میزنم 
    پاسخ:
    ممنون خدا رفتگان شما رو هم بیامرزه!
    شما هر چی میخوای صدا کن!
  • پری بانو
  • نمیشه بگم خدا بیامرزه !
    خدا اگه میخواست آرامش بده این
    دنیا میداد ... آرامش اون دنیا بخوره 
    تو فرق سر این وریا !!

    یکی از تو خونواده ی ما عمو رضا بود
    وقتی مرد کسی شیرینی نداد
    هیشکی هم البته نخندید ...
    جز خودش 
    از اون بالا !!
    پاسخ:
    حالا به هر حال بیامرزدش دیگه!
  • بانو ف تک نقطه
  • من چقد از این آدما ندارم... :(

    خدا همه ی رفته ها و نرفته ها رو بیامرزه .. 

    +نمیشه یه قسمتی از یه شعریشو بذارین؟ :) 
    پاسخ:
    دوست داشتم بذارم، نداشتم، نمیدونستم منم از عمو کتاب چاپ شده، تهیه که کنم حتما میذارم.
    خدا رحمتشون کنه...
    پاسخ:
    خدا رفتگان شما رو هم بیامرزه
    کاش یک بخشی از شعرهاش رو می ذاشتی..
    خدا رحمت کنه عمو رضا رو.
    داشتم فکر می کردم اگر یه عمورضا داشتم چه طوری در موردش می نوشتم
    پاسخ:
    ندارم شعراش رو. دستم برسه حتما.
    +در اون مورد خصوصی هم به زودی ایشالا
    خدا رحمتش کنه:(
    ... خیلی مزخرفه اختلافات بیخودی که 10 سال 10 سال همدیگه رو نمیبینیم اونم فقط واسه پوووووول:(
    متاسفم....
    +خط اخر رو خوندم تعجب کردم:/ مگه فهمیدن  اسم ذوق داره! ؟
    پاسخ:
    به هر حال خیلی ها کنجکاو بودن بدونن اسم من چیه.
    خدا رحمتشون کنه .

    کلا عمو ها خیلی موجودات نازنینی هستن :)
    پاسخ:
    خدا رفتگان شما و محسن جان رو هم بیامرزه
  • مترسک ‌‌
  • خدا عمو رضای عزیزت رو رحمت کنه؛ عمو رضای تو، عمو رضای ما هم هست، تنها نیستی هولدن جان، ما هم باهات هم‌نفسیم، رفیق جان جانان خودم...
    این احساس شما رو من به یه شکل دیگه تجربه‌اش کردم، الان یاد اون افتادم، رفتم تو فکر، خیلی هم عمیق...
    هعی...
    پاسخ:
    خدا ایشالا همه آدمهای خوب رو برای عزیزاشون نگه داره.
  • شن های ساحل
  • خدا بیامرزتشون...انشالله خودت ۱۲۰ ساله بشی

    ولی از این احساسات بعد از مرگ متنفرم
    از حس عذاب وجدان یا اینکه مثلا اگه بودن چی کار میکردم
    تو حرفشو میزنی بهش فکر می کنی ولی من 
    خدا می دونه چند ماه پیش چند دفعه کابوس دیدم که دارم باهاشون بحث میکنم یا معذرت خواهی میکنم
    بالاخره یه روزی باید خودتو ببخشی
    پنجمین فوت هم امسال رد کردم و منتظر ششمی هستم

    پاسخ:
    خدا خیلی جدی رفتگان شما رو هم بیامرزه
    خدا بیامرزه
    پاسخ:
    ممنون.
  • خانومی ...
  • نه ولی اون موقع که شناختم نگفتم از آشنایی تون خوشوقتم 
    پاسخ:
    :دی
    سلام هولدن عزیز
    خدا رحمت کنه عمو رضای شما وهمه رفتگان رو
    اسم وفامیلت هر چی میخواد باشه مهم نیست چون برای من همون هولدن کالفیلدی و فکر کنم اگه تو دنیای واقعی هم ببینمت باز آقای کالفیلد صدات کنم
    دلم برای عمو مجیدم تنگ شد خیلی هم تنگ دیشب دلم برای شهرمون و مامانم تنگ شده بود حالا با خوندن این پست عمو مجیدم هم اضاف شد
    هولدن عموی من یه مبارز بود وروح جنگجویی وتسلیم نشدنش به من ارث رسیده میدونی الان دلم خواست هم عمو خودم هم عمو رضا بودن اونوقت دو تایی می نشستیم کنارشون واز وجودشون سیراب می شدیم
    وقتی عموی منو کشتن من دوازده سالم بود ولی از هفت سالگی همون موقع که برام ماهی سیاه کوچولو میخوند تا دوازده سالگی حسابی از بودنش لذت بردم وتو روح و روانم تاثیر خودشو گذاشت
    بعد خودشم پسرعموم که از من کوچیکتره ولی کپی باباشه جای خالیشو یه جورایی پر کرد
    پاسخ:
    خیلی لظف دارید شما، خدا عموی شما رو هم د رآرامش نگه داره.
  • خانومی ...
  • ممنونم سلامت باشید .
    خب آدمیه دیگه ، گفتم شاید در رفته اولش ولی بعد که دیدم باز هم نوشتید متوجه شدم که در نرفته ، خودتون خواستید که بنویسید. 
    در هر صورت از آشنایی با شما خوشوقتیم 😊
    پاسخ:
    مگه همین الان شناختی؟ :))
  • خانومی ...
  • ذوق نکردم بخاطر اسم و فامیلی تون . اولش فکر کردم شاید از دستتون در رفته ...
    خدا رحمتشون کنه . یاد عموی خودم افتادم ، دلم گرفت ...
    پاسخ:
    بعد سه سال و یه ماه از دستم در نمیره.
    خدا بیامرزه عموی شما رو! عموم منم، عموی شباهنگ هم، عموی محمد حسن هم براش نگه داره سالها! :دی
  • محمد حسن
  • خدا عموتون رو بیامرزه
    و ای کاش چند سال دیگه من برای عمویم این پست رو ننویسم، که ای کاش عمویم مشکلاتش حل شود و قهرش با ما تمام . و من کنارش بنشینم و او از خاطراتش در ارتش پهلوی بگوید و آمریکایی های قلدر ِ جنتلمن، با آن بیان خوبش
    پاسخ:
    خدا رفتگان شما رو بیامرزه.
    ایشالا زودتر با عموتون آشتی کنید و این خاطرات رو بشنویو مکتوب کنی برامون!
  • مــــــــ. یــ.مــ
  • فکر کنم که هرکسی که یه عمو رضا داره 
    واین پست رو بخونه 
    حتی اگه عموش شبیه عموی شما نباشه دلش بخواد که له عمورضاش بگه که دوسش داره 
    روحش قرین رحمت
    پاسخ:
    لطف دارین، خدا رفتگانتون رو رحمت کنه!
    خدا همه عمو رضا ها رو نگه داره برای عزیزاشون.
  • ♫ شباهنگ
  • پستت یه جوری بود که فکر کردم داری راجع به عموی من حرف می‌زنی... همون داستان ارث و میراث و قهر و رفتار زن و بچه هاش و حتی مرگ مظلومانه اش...
    پاسخ:
    خدا بیامرزه عموت رو.
    روحش شاد باشه .
    پاسخ:
    قربونت. خدا رفتنگان شما رو هم بیامرزه.
    قوت قلب؟
    دلتنگ شدم
    اونقدر که خودم نیاز به قوت قلب دارم

    بازم میگم
    بترکی هولدن

    پاسخ:
    بازم ممنون!
  • دکتر میم
  • خدا بیامرزش 
    پاسخ:
    خدا رفتگان تو رو هم بیامرزه دکتر، عزیزانت هم سالها کنارت نگه داره.
    خدا رحمتشون کنه...

    پاسخ:
    ان شا الله و به همچنین برای رفتگان شما و بقیه دوستان.
    نمیدونم اشک الانم به خاطر این پسته یا این موزیک
    بترکی هولدن

    پاسخ:
    خیلی ممنون از قوت قلب شما :|

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی