Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
نویسندگان
جهان بیرون غار

دفتر های شعری که...

چهارشنبه, ۱۶ دی ۱۳۹۴، ۰۱:۵۴ ق.ظ

خواهرم اومد توی اتاق و یه کتاب بهم تحویل داد...

توی کتاب - منتشر شده به سال 1388 - در مورد شاعر نوشته شده که...

"درباره نویسنده همین نکته کافیست که: طناز سنگ تراش در تاریخ 1372/6/10 در تهران به دنیا آمده و اکنون در سال سوم دبیرستان در رشته ریاضی و فیزیک مشغول به تحصیل است."

یکی از اشعار کتاب به نام "اندوه":

خطوطی بر سینه ام

از اندوهی لبریز

بال کاغذی پرندگان را

در کوچه های یأس آوری

از عشق پرواز می دهد

شب بی ستاره است

این بغض همیشگی تنهایی

جاری نمی شود.

خواهرم میگفت کتاب رو روی پیشخون کتاب فروشی همینجوری ریخته بودن، از مشتری ها التماس میکردن که بردارن. میگفت کتاب فروش گفته توی این سالها، از 88 تا الان، یه نسخه هم فروش نرفته. پرسیدم تو چرا برداشتی؟ گفت "من برنداشتم! جای صد تومنِ بقیه پولم بهم این جلد رو داد!!!"

وجدانا، خدا وکیلی جز "باقی بقا" هیچی نمیشه گفت توی همچین موقعیتی!

  • ۹۴/۱۰/۱۶
  • هولدن کالفیلد

آراء الحکما: جلد  (۴۱)

سلام.ممکنه اسم کتاب فروشی رو بگین؟یا اینکه کجاست اصن همچین جایی؟اخه هیچ کتاب فروشی همچین کاری نمیکنه!!!!
پاسخ:
جواب جفت سوالاتون منفیه!
این کتاب فروشی این کار رو کرده
الآن که هرکی از راه میرسه هرکی حوصله اش سر میره کتاب نشر میده اینم روش والا :|
پاسخ:
والا خدایی! :|
عاشق کامنت دکتر سین شدم :))))
من جای تو بودم پستش میکردم :)))
پاسخ:
:))
دنبال شدید :)
پاسخ:
:|
ممنون!
آخی !!!! چه بابای مهربونی :) 
پاسخ:
:دی
هه ، عجیب است
کمی عصبانی ام ، قوه تعقل ندارم ، نمیتونم سر در بیارم چطور چاپ شده ، خوبه یا بده
پاسخ:
غصه نخور اینا همینن :|
صد تومن خواهرت :-(
پاسخ:
میشد باهاش آلوچه خرید خب :((
  • الهه سالاری
  • آخی نازی فقط میخو.استه بنویسه!
    پاسخ:
    حیف کاغذی که روش نوشته وجدانا!!!
    من چرا یادمه برای این کامنت نهاده بودم :|
    کامنت من کو :|
    پاسخ:
    ننهاده بودی :|
  • دکتر سین
  • خطوط لبریز از اندوه منقوش بر سینه‌ات
    از پهنا
    در حلق هولدن!

    ای شاعر!
    بال‌های کاغذی پرندگان را
    یه وخ ناغافل
    به‌جای بال مرغ نریزی تو سوپ
    رودل می‌کنی!
    همان بگذار در کوچه‌های یأس‌آوری از عشق
    فر بخورند
    این‌طوری بهتر است

    در این شب‌های بی‌ستاره
    اگر خواستی بغضت جاری شود
    بیا پیش خودمان
    برایت جاری کنیم!
    بقا باقی
    باقالی!
    بق بقو!
    :|
    پاسخ:
    دکتر خدا خفه ات کنه دکتر!
    :))))))))))))))))
    حاجاقای خودمون دیگه :)) چندتاحاجی داریم مگه :|

    پاسخ:
    :|
    :دی
    اولا ک اون دوست من نیست:/
    ثانیا کتابم چاپ کرده:/
    پاسخ:
    اوه شت :|
    الان دقیقن گرفتم جواب کامنتتو :))
    الان به شعرای من توهین کردی؟ الان میرم به حاجی میگم بیاد ارشادت کنه حاااجییییییی :))

    پاسخ:
    حاجی کیه؟ :|
    واه واه واه! ملت قبلا با اعصاب تر بودن به خدا !

    خودم میدونم آی پی موجوده ! لازم نبود اسکرین شات بگیری! :|

    +از وقتی مربی شدی بد اخلاق تر شدی ها! :دی واللا !
    پاسخ:
    فکر کن، یکی بره به شوهرت اس ام اس بده این زن منه!
    شوخی جلفی بود!
    من دلارام هستم سارا کجا بود :))

    چه نامردی هستی دیگ تا این حد ؟ :))
    پاسخ:
    :| :دی
  • پدر ِ طناز ِ سنگ تراش
  • آقای کالفیلد !
    اولا که بهتره ادب رو رعایت کنید ! بنده خودم رو معرفی کردم! کس و ناکس یعنی چی؟! :|

    دوما هم که مهلتتون داره تموم میشه! 

    در جواب کامنت خواننده تون هم باید عرض کنم : تا کجا تحقیر؟ تا کجا اتهام؟؟؟ شما به چه حقی من رو بازپرسی میکنید؟؟؟! شما اصلا حق ندارید به اشعار دلبندک من بخندین ! حالا طبکار هم شدین؟؟ 
    پاسخ:
    هیچ میدونی من از شوخی های سخیف و جلف خوشم نمیاد و آدمی که این کار رو بکنه رو تا حد ممکن بی ارزش میدونم؟
    لینک نمکدون بازیهات!
  • شن های ساحل
  • ببخشید جناب هولدن دخالت میکنم:

    آقای پدر خانوم سنگ تراش لطف کنین اسم ۱۰ تا از اشعاری که دخترتون توی اون کتاب نوشته رو برای ما لطف کنین بنویسین؟
    هرچی باشه کتاب فرزند دلبندتون حتما توی خونه پیدا میشه
    تشکر :)
    پاسخ:
    خااااااننننمممممم!
    جواب هر کس و ناکسی رو مگه باید داد؟
    بیخیال شان شما بالاتر از این حرفاس!
  • پدر ِ طناز ِ سنگ تراش
  • جناب آقای هولدن کالفیلد1
    بنده به مدت 120 دقیقه به شما فرصت میدم که این پست ِ مستهجن رو از وبلاگ شخصیتون حذف کنید. و اگر از این بازه گذر شد و این اتفاق نیفتاد شخصا به پلیس فتا شکایت میکنم.

    شما باید نه به عنوان یک روانشناس بلکه به عنوان یک وبلاگ نویس ِ سخیف نسبت به روحیات لطیف و در قعر آینه ی دردانه ی بنده پاسخ گو باشید!
    اون سارا که تخلص ِش نیست ؟ 😑😐😑😐
    پاسخ:
    اتفاقا تخلصشه!
  • مترسک ‌‌
  • شک نداشته باش، من خعلی محبوبم، خعلی ها، خعلی! :D
    پاسخ:
    خعلیییییییییییییییی!!!
    خطوطی بر سینه ام
    از اندوهی لبریز

    نکته ی یک: تک تک سلول های مغزم رو بررسی کردم ببینم استعاره ای تشبیهی کنایه ای چیزی می تونم برای خطوط پیدا کنم یا نه، که جواب همون یا نه، شد.
    نکته ی دو: به هیچ عنوان نفهمیدم الان اون خط ها لبریز از اندوه اند یا سینه ی شاعر!!!

    بال کاغذی پرندگان را
    در کوچه های یأس آوری
    از عشق پرواز می دهد

    نکته ی سه: آیا خطوط و یا دل پردرد شاعر می تونن بال پرندگان -دقت کنید بال پرندگان اون هم کاغذیش و نه خود پرنده-  رو پرواز بدن؟

    نکته ی چهار: کوچه های یأس آور عشق:-| :-| :-|


    شب بی ستاره است
    این بغض همیشگی تنهایی
    جاری نمی شود.

    نکته ی پنج: تا الان با این همه تمجید و تشویق تنها خوانندگان شعر هاشون اشک که هیچ، رود نیل جاری شده:-|

    نکته ی ششم:
    عیب کسان منگر و احسان خویش/ دیده فرو بر به گریبان خویش:دی


    پاسخ:
    چه کامنت خوبی :))))))))))
    یاد همکلاسى شاعرم افتادم:|||||||| در مقایسه با شعراى اون ,این شعره عالیه:دى
    پاسخ:
    پس احتمالا اون دوستت هم میره کتاب شعر چاپ میکنه :|
    شعر به این قشنگی نزن تو ذوق بچه صب میره معتاد میشه:دی
    پاسخ:
    از این اعتماد به نفس، بر میاد که ما رو بکوبه به جای معتاد شدن :|
    :|   وجدانن هیچ حرفی برا گفتن نمیمونه
    پاسخ:
    خداییش دیگه!
    :)
    الان دیگه بزرگ شده، خودش فهمیده!!!! :)))))))
    پاسخ:
    :))
  • شن های ساحل
  • داشتم با شعرهای فریدون مشیری مقایسه اش می کردم خندم گرفت :).....
    باز بعضی کتاب های علمی با کلی اشتباه برام قابل قبول چرا چاپ میشه طرف میخواد به رزومه کاریش اضافه کنه که کارش ازش نگیرن 
    ولی برای شعر که با احساس سروکار داره نمیشه بی خیال شد
    شعر بدون عمق ندیده بودم :))))))
    پاسخ:
    این اصلا مینیموم های اعلام شده از طرف ارسطو رو برای اطلاق مفهوم "شعر" برآورده نمیکنه :))
     حق ناشر و شاعر و کلهم دست در اندر کار همین بسسسسس که از ۸۸ تا حالا یه دووووونه اش فروش نرفته!!
    فقط حیف اسم کتاب که به چیز میبرنش!! یا فکر اینکه اینا هم به اون دسته درد و دل کننده ها که این روزها هیچ کس کتاب نمیخره و سرانه مطالعه پایینه اضافه شده باشن:|
    پاسخ:
    این نکته ریزی که اشاره کردی، خودش جای فکر داشت :|
  • مترسک ‌‌
  • بعدش یه سری دوستان میگن من چرا کتاب نمی‌نویسم :|
    واس همین اوضاع وانفسای نشر و کتاب «نخونی» ملته دیگه :|
    آی ملت :|
    پاسخ:
    واقعا! وگرنه که کتابهای تو رو روی هوا میزنن!!!
  • پری بانو
  • با این حساب میتونم اسم خودمو کنار حافظ و سعدی بذارم :| 
    پاسخ:
    بگی نگی :|
  • نیمه سیب سقراطی
  • وااااااای  خداااااا :)))))))))))
    الان طرف اسمشو سرچ کنه میرسه اینجا بدبخ میشیمااااا 
    معلومه باباش میاد لهمون میکنه که استعداد دخترشو در حد پول خرد به سخره گرفتیم!!!! 
    پاسخ:
    ازم به پلیس فتا شکایت میکنه :))
    شعرش بد بود؟!  
    پاسخ:
    بد نبود، افتضاح بود :| :))
  • ♫ شباهنگ
  • :))))) حالا بعدا که طرف شاعر بزرگی شد و با همین روال که کتاب چاپ کرده، بر مسند استادی نشست میام حالتونو میگیرم

    ابانخ یه ده باری خوندم اون چند خطشو
    ظاهرا چون سهل ممتنعه هم متوجه میشم هم نمیشم
    ولی یه درد و غم الکی توشه که قابل درکه
    حس میکنم از این مرفهای بی درده

    پاسخ:
    ابانخ یعنی چی ام الامیر؟ :|
    فعلا هیچ چیز به اندازه اختراعات خاک خورده جوونای ایرانی باقی بقا لازم نداره:/
    بعدمیگن ملت فرار مغزهامیشه
    پاسخ:
    هممممم
    آقا پس چرا من متوجه فضاحت این شعر نمیشم؟؟ :)))))))))))))))))))))))))
    البته کلا متوجه شعر نمیشم زیاد :)))))))
    ولی بدم نبودااا
    بود؟
    نبود؟
    اوکی... بود
    :دی
    پاسخ:
    بد نبود نه، افتضاح بود، فاجعه بود!!!
  • خارج ازچارچوب
  • چی بگم واللا! بعضیام پول میدن انتشاراتی، کتابشونو چاپ کنه. اینا همونایین که باباشون پول میده میشن نقش اول فیلم، بازیکن فیکس باشگاه و ...
    پاسخ:
    آره منم به همین فکر میکردم خدایی!!!
    خواهرت باید میپرسید چسب زخم ندارین:دی ؟
    اون مصرف میشه آخه این مصرفم نمیشه:))


    پاسخ:
    تازه به خواهر من جای 100 تومن داد، به ملت با التماس رایگان میدادن!!! :|
    من که از شعر سر در نمیارم ولی بنظرم کتابفروش و ناشر بیشتر از خود نویسنده در این قضیه مقصرند...حالا اون یه خبطی کرده بچه بوده...اینا چرا...
    پاسخ:
    همونی که حاجی میگه رو من صحیح میدونم!
    چقدر وحشتناک..


    داداش من میاد شبا دستبرد میزنه به کتابای من :))
    این وحشتناک تره!!
    پاسخ:
    نکنه اینا رو تو نوشتی، راست بگو :))
  • نفس نقره ای
  • من کاری با شعر و شاعر و ناشر و کتاب فروش و اینا ندارم! فقط جیگرم واسه درخت ها و دمای کره زمین و سطح آب و لایه اوزون کبابه :|
    پاسخ:
    حیف اکسیژن ، حییییییییییففففففففففف
  • 😎😎😎BAHAR 😎😎😎
  • یه چیزی تو مایه های دبیر ادبیات ماست ایشون انگار !
    میاد سر کلاس میگه :
    در دیوار درخت من تو پرنده مداد زدم تو سرت ماژیک کفپوش جوراب !
    بعد میگه بنویسیم تو دفترامون شعراشو :/
    به این افتضاحی نیست ولی یه چیزی در همین حده!
    پاسخ:
    والله خدایی :|
    به قول شاعر: بعضی اعتماد به نفس ها رو کاکتوس اگر داشت، سالی سه بار هلو می داد به قاعده کف دست:|

    شعرش سپید رو رد کرده رسیده به منشور نیوتن:|
    پاسخ:
    والا به خدا همین رو بگو!
    اصلا به چه رویی وجدانا؟ :|

    ارسال نظر

    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">