Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
نویسندگان
جهان بیرون غار

ترجیح میدم سکوت کنم فقط :|

سه شنبه, ۱۵ دی ۱۳۹۴، ۱۲:۱۹ ق.ظ

ای کسانی که مربی مَرد برای کودکانتان استخدام کرده اید، همانا لباسهای زیر زنانه خود و دختران جوانتان را از نقاط عمومی خانه خویشتن جمع کنید؛ که در آن نشانه هایی است ، باشد که رستگار بشوید!

  • ۹۴/۱۰/۱۵
  • هولدن کالفیلد

اندر جریانات یک درمانگر تازه کار!

آراء الحکما: جلد  (۴۶)

  • سرباز حامانده
  • :-/ خدا حفظشون کنه
    پاسخ:
    :|
  • فـرشـده ..
  • زمستونه ، 
    یه چار متر مثقال آپارتمان ، 
    کجا پَن کنن خو ؟
    بکشن رو سرشون ؟! 

    آیکونِ مشتری مداری :دی
    پاسخ:
    لازم نیست اون دو سه ساعتی که من اونجام پهن کنن خو :|
  • مدیر جوان
  • یه خانواده چقدر میتونه بیخیال باشه...و شاید هم بی فرهنگ...و شایدهم بی فکر...و بدون هیچ شایدی ٬قطعا بیشعور!
    پاسخ:
    حالا چرا اینقدر عصبانی میشی؟ :دی
    حاضر:|
    پاسخ:
    درود دلبندم :|
  • مهرداد ارسنجانی
  • پس فردا هم که پسرشون پرچم رنگین کمان بزنه به دیوار اتاقش!، از خونه میندازنش بیرون و میگن حیف جوونیمون و پولی که به پای تو گذاشتیم...
    پاسخ:
    البته پسره اصلا نمیتونه به اونجاها برسه، اوتیسم شدیده!
    بله :| دستشون درد نکنه:|
    حتی اگه نخ دادن هم باشه خیلی چیپه:|
    پاسخ:
    ای وای! جواب این کو؟ :|
    از چیپ اونورتره! زشته اصلا :|
  • دکتر سین
  • عنوان پست با خود پست منافات دارد! مسئولین! رسیدگی، لدفن!! :|
    پاسخ:
    اگه با تلفظ درثت نوشطه بودی ممکن بود ترتیب اصر بدم!!!!
    توهم بیا :|
    پاسخ:
    عزیزم کجایی؟ دقیقا کجایی؟
    واع:|

    پاسخ:
    والاع!! :|
  • بانو ف تک نقطه
  • از خودشونین دیگه :| شما که باهم این حرفارو ندارین :|
    پاسخ:
    شنیده ها حاکی از اونه این خانواده درمانگران مرد جوون رو برای دخترشون نشون کرده و کلا خاله زنک تشریف دارن :|

    احتمالا باهات احساس راحتی میکنن! تا چند روز دیگه میگن آقا مربی لطف میکنی اون لباس زیرا رو زیر و رو کنی جلو بخاری تا خشک شن :)))))
    پاسخ:
    غلطططططططططططططط میکنن :|
    اهالی خونه خودشون بخودشون سخت نمیگیرن
    توچرابگیری
    والله
    پاسخ:
    خب من آدم اون خونه نیستم و شکل نگاه شخصی خودم رو دارم به زندگی :|
    خواهش می کنم دیگه کمترین کاری بود که از دسمون برمیومد دیگه:|
    :))
    پاسخ:
    واقعا ممنون! :)) :|
    نمی تونم بگم:))
    خودتون برید مطالعه بکنید.:|
    پاسخ:
    آهاااااااااااااااااااااااننننننننننن!
    همون که یه چیزایی مالید صورتش؟ :|
    یادم اومد یهو :|
    نه ممنون لطف داری شما عزیزم :|
    برو بگو ولی اگه آقاشون رگ غیرتی شد برات به من ربطی نداره ها:\
    می تونی از ایده ابن سیرین هم استفاده بکنی:دی
    پاسخ:
    وات ایز ابن سیرینز آیدیا؟
  • اسپریچو ツ
  • چه شلوغش کردی
    برادر تقوا پیشه کن
    این چیزا گفتن نداره که
    بقیه هم متفرق شین
    :|
    پاسخ:
    نمیتونم!
    باید بگم که همه بدونن! :|
    بچه ها بمونید داره الکی میگه!
    :/

    خیلی شیک و مجلسی خودت برو اونجایی که باید بری بشین.
    بگو لطف میکنین بچتون رو بیارید؟
    بگو این برای آموزشه! بهتره شما بیارینش.
    بعد بگید من معذوریت دارم!
    پاسخ:
    نمیشه! فرم کار اینجوری نیست!
    در جواب جناب شیخ: بله متوجه گشتیم شما اون شیخی که میشناختم نیستی!! :دی
    پاسخ:
    مگه چند تا شیخ داریم؟ :|
    به من چه خانمه گفت!!

    پاسخ:
    :))
    یک خانم رو ببرید بهش تذکر بده!مزاحمت که شاخ و دم نداره!چه پسری که بی تربیت چه زنی که بی تربیت:|
    پاسخ:
    ترجیح میدم همون خودم به آقاشون بگم پوشت میوه ها رو اینور اونور نریزه :| :))
    من رفتم افق:/
    پاسخ:
    برو :|
    توکا عزیز
    اگه قبلا شیوخی(!) بودن این شیخ هیچکدوم نیست:)
    پاسخ:
    بله بله ایشون شیخ استرینگ مفید هستن (ع)
    اصن فهمیدم!!!!!!

    بهشون بگو میشه خودتون بچه رو از اتاق بیارید؟ بعد اونا میگن چرا؟ تو بگو من معذوریت دارم وسایل شخصیتون توی اتاقه :|

    واللا ! :|
    پاسخ:
    بعد اگه اونا بگن راحت باش خونه خودته من چی بگم؟ :|
  • مترسک ‌‌
  • عجب :|
    پاسخ:
    والله :|
    من کاملا عمق فاجعه رو درک کردم :| باید لباسهای مذکور از دید محارم هم مخفی بماند. لابد روی شوفاژ در حال خشک شدن بودن:/
    پاسخ:
    حالا دیگه :| :| :|
    حالا همش دو تیکه لباسه چقد سخت میگیری 
    پاسخ:
    گفتم اگه بخوام آسون بگیرم چی میشه که!
  • جولـ ـیک
  • شیخ بنر از فوامیل دور شیخ نمره!
    پاسخ:
    :))
    یه سوال این شیخ کدوم شیخه؟
    پاسخ:
    شیخ یوزفول یا همون شیخ مفید!

    خب کاری نداره که خونواده رو بسمت اتاق هدایت کنین که!

    باور کن کاری نداره:))

    اون روش هم میتونه کارساز باشه روش بعدی هم اینکه یه چند تا موجود زنده با خودتون ببرین داخل اتاق و همزمان اون موجود رو که معمولا سوسک میباشد رو همونجا رها کنید بعد که بقیه داستان قابل پیش بینی دیگه :))

    ولی شما قاتل اون موجود زنده نمیشین بلکه بمحض اینکه اون موجود دیدین خونواده رو بسمت اتاق هدایت کنید بچه رو هم از اونجا خارج میکنی بعد همون روش رو میتونین اعمال کنین ولی دیگه هم به موجودات زنده اشاره میکنی هم اون اشیاء مورد نظر :)


    +

    بنظر من باید قبل از اینکه روانشناسی میخوندین میرفتین تاتر یا نمایش رو میخوندین و یا پانتومیم کار میکردین یا  استند آپ کمدی :دی

    ولی الانم دیر نیست برای یادگیری این هنرها:))

    اینا بهتون کمک میکرد برای حل این داستان و داستانهای از این قبیل :))



    ++

    من امشب با خوندن این پست کلی ایده طنز به ذهنم اومد :))

    بابت پرحرفی ببخشین :)


    پاسخ:
    :))
    چشم!
    من رفتم خجالت بکشم:)
    توصیه میکنم ى روز با ناموس برو مربى گرى:| بذا حساب کار بیاد دستشون...
    پاسخ:
    نمیشه که :|
    خانمه گفت بیام بت بگم:ایششششششش گربه دستش به گوشت نمیرسه أه أه و پیف پیف میکنه!!
    :)))))))))))
    پاسخ:
    خدایی الان چی بگم؟ :|
    جوابت اینه که "ماشالا چه گوشتهایی هم" :|
    وای یاد یه چیزی افتادم حالم بد شد:|
    نکنه اون آقا هم فکر کرده باشه در آنها نشانه هاییست:/
    نمیتونم مساله رو باز کنم:دی
    پاسخ:
    تقریبا واضحه!!! :|

    بمحض اینکه اون شی مورد نظر  رو دیدی یه نوچ نوچ و یک سر و گردن که بچرخونی اخم کنی میاد دستشون دیگه اونا  عذر میخوام اینو میگم اینقدر خنگ که نیستند متوجه نشن! :دییی


    +

    یا میتونین بگین بهشون میشه یه آب قند برام بیارین من فشارم افتاده :دی

    میگن چرا چی شده ؟:دی

    میگی : آنچه عیان است چه حاجت به بیان است :دی

    و سرتو برمیگردونی به شی مورد نظر و دست راستتو همزمان میچرخونی یا تکون میدی و  با عصبانیت در حالیکه دندوناتون بهم چسبیده و قیافه تون تابلوهه که عصبانی هستی بهشون میگی اینا رو کوجای دلم بزارم :دییییییییی شما بگین :)))

    بعد شما قبل ورود به اونجا این نمایشی که بهتون پیشنهاد دادم برای دوستان نزدیک تون اجرا کنین بعد برین اونجا عملی کنین بعله :دییی

    وگرنه سوتی میدین :))

    با تشکر از خودم و ایده ام :))

    ( میدونم شما یکی از من تشکر نمیکنین حداقل خودم از خودم تشکر کنم:دی)

    موفق باشید و باشد که شما رستگار شوید :))


    پاسخ:
    وقتی میبینمشون اونا رو، عموما خودم و کودک در اتاقها هستیم، خانواده که دنبال من نمیان! :))
  • علی موسوی
  • همین الان بخوام مربی کودکان استثنایی بشم باید از کجا شروع کنم ؟ راهنمایی گام به گام بکن :))))))
    بعضیا راحتن میفهمی ؟ راحت
    پاسخ:
    بیا ور دست خودم وایسا :))
  • دکتر میم
  • اوایل سریال هیجان زیادی نداره! حالا کوو تا آخرای قصه...! :-))
    منتظرم
    پاسخ:
    منتظر چی دکتر؟ :|
    ملی پوشااااان...دلاوران...نام آوران...
    به نام یزدان پیروز باشیییید...:))

    موفق باشی...
    پاسخ:
    پاینده باشی یا شیخ!

    سلام

    بجای اینکه اینجا بگی محکم و استوار به خودشون تذکر انضباطی بده اصلا :)))


    +

    جدی با زمان ایما و اشاره متوجه کار اشتباهشون بکن نمیشه ؟

    هیچ کاری نشد نداره برای یه روانشناس :)

    پاسخ:
    با ایما اشاره یعنی چه جوری؟
    مثلا برم بگم: "ببخشید، به آقاتون بگید این میوه هایی که میخوره پوستش رو اینور اونور نندازه؟" :|
    :))))))))))))))))))))))))))))))
    آقا شاید دارن آمار میدن خو!
    روش جدیده :))
    پاسخ:
    :))
    غلط میکنن! :|
  • خانومی ...
  • شاید میخوان نظرتون رو بدونن، که مثلا فلان رنگ میاد بهشون یا نه ...
    ممکنه از شما خوششون اومده باشه. 
    شاید هم با شما رودروایسی ندارن ، احساس راحتی میکنن خب 
    من احتمالات رو دارم بیان میکنما 
    پاسخ:
    غلط میکنن از من خوششون بیاد :|
    بعد رنگش رو باید از من بپرسن؟ خب من باید تو تنشون ببینم :| :))
  • هذیان سرا
  • رستگارشدن دوس ندارن لابد!
    شایدم به نشانه ها اعتقادی ندارن.
    چ میشه کرد:)))
    پاسخ:
    آقا من ناموووووووسسسسسسسسسس دارم!
  • شن های ساحل
  • :))))))))......وای چقدر خندیدم درسته میگی روی مخ ولی تصورش خیلی خنده دار بود....
    تمرکزت بهم نمی ریزه؟

    پاسخ:
    همیشه که جلو چشمم نیست!
    مثلا میرم اتاقی که بچه توشه بیارمش، یهو دیگه هیچی :|
    سخت نگیر هولدن!!! :))))))))))


    حالا شاید نمیدونستن تو میخای بری تو اتاق! :|
    پاسخ:
    به نظرت یه بار اتفاق افتاده؟ :|
    بخوام سخت نگیرم منم با شلوارک میرم سر کار! :|
  • خانومی ...
  • وای . منم سکوت میکنم 
    پاسخ:
    همه با هم سکوت کنیم :|
  • رگـ ـهــا
  • :|     |:
    |:     :|
    :|     |:


    پاسخ:
    :| :| :| :|
    :| :| :| :| :| :|
    :| :| :| :| :| :| :| :|
  • نفس نقره ای
  • اصلا آدم تو شرایط سخت باس امتحان شه :)) باشد که سر به راه شوید :)))
    پاسخ:
    سخت نیست، روی مخه!!! :|
    مربی کی شدی آخه؟

    خب شما باید چشم خود نگاه داری
    تا رستگار شوی... :)
     راه حل دیگه ای نمیبینم!

    پاسخ:
    همون "دال" که میرم خونشون، من مربی هستم دیگه!
    من اصلا لذت نمیبرم از دیدن همچین چیزی! ولی فرض کن میری بچه رو از توی اتق بیاری ... اسغفرالله! :|

    ارسال نظر

    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">