Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
نویسندگان
جهان بیرون غار

از چیزهایی که نمی نویسم ... چرا؟

جمعه, ۲۹ آبان ۱۳۹۴، ۰۷:۱۱ ب.ظ

شما ممکنه پیش خودتون اخیرا فکر کرده باشید چرا هولدن فقط داستان مینویسه؟ یعنی چی اصلا! خب اگه حرفی نداره حرفی نزنه! اما زهی خیالات خام و باطل! چیزی که زیاد در هیولای درون ریخته موضوع نغز و پر مغز برای صحبت کردنه! با این حال اخیرا موضوعات زیادی بودن که خواستم ازشون بنویسم و به هر دلیلی ننوشتم و بیخیال شدم!

از مجموعه چیزهایی که پُز دادن ندارند: قصد داشتم پستی بنویسم در مورد مجموعه چیزهایی که به هر شکلی اشتباها بهشون ارزش زیادی داده میشه، میخواستم بنویسم تهران و شریف خوندن به خاطر چهار تا تست بیشتر زدن افتخار نداره، پزشکی ارزشمند تر از فلسفه خوندن نیست، مهندسی که ابدا از هیچ رشته ای ارزشمند تر نیست، این که کفشت دو میلیون و ماشینت دویست میلیونه ارزشی نداره، اینکه دماغ و سینه و فلان جات رو عمل کردی واقعا پُز دادن نداره! اما ننوشتم!

چرا؟: کافی بود بنویسم "شریف" و "تهران" خوندن مطلقا ارزشی نداره، اینجا کاربرهای خاص ناراحت میشدن و جَو عمومی به هم میریخت، مینوشتم پزشکی و مهندسی خوندن هیچ پزی نداره، پزشکها و مهندسهای بی شمار این وبلاگ بهشون بر میخورد، اگر استدلالاتم رو در این موارد مینوشتم و نقایص شخصیتی "احتمالی" رو بیان میکردم همه چیز بدتر هم میشُد، کافی بود بنویسم علمی که به عَمل نیاد پشیزی نمیرزه، همه تحصیل کرده های بیکار -یا با شغل غیر مرتبط- از دم ناراحت میشدن و همینطور بگیر برو تا آخر! مسلما کسی که داره روی ظاهر و پول و ماشین و سینه گردش مانور میده اصلا لیاقت هم صحبتی با من رو نداره و اونها به درک اصولاً!

از ماجراهای فلوشیپ روان درمانی وزارت بهداشت: طبق قانون، قانون مصوب مجلس شورای اسلامی، همه مجوز های کاری مربوط به "روان درمانی" توسط نظام روانشناسی باید اعطا بشه. پارسال وزرات بهداشت یه دوره تکمیلی برای روانپزشکهاش گذاشت، دوره تکمیلی روان درمانی، این "روان درمانی" کار اصلی روانشناسان بالینی هست، اعتراضها بلند شد و نظام روانشناسی به ریاست جمهوری نامه نوشت که جلوی دوره رو بگیرن که این ورود در حوزه نا مرتبطه، دخالت در کار روانشناسهاست، تفسیر به رای علمیه و اعلام هم کرد که به روانپزشکانی که این دوره رو بگذرونن مجوز کار "روان درمانی" - متفاوته با جواز نظام پزشکی - رو نمیده و برابر مطب های ارائه دهنده این خدمات اقدام قانونی خواهد کرد. اما جریانها به اینجا ختم نشد، دکتر "فربد فدایی" طبق بیاناتی اعلام کردند روانشناسان بالینی حق "روان درمانی" ندارن و بیماری های روانی ، فقط بر اثر ناهنجاری های فیزیکی به وجود میان و باید پزشک تشخیص بده، و روانشناسان بالینی باید در دادگاه انقلاب محاکمه بشن! البته دکتر الهیاری و بعضی دیگر از روانشناسان نامی مملکت به خوبی جواب این شطحیات رو دادن! میخواستم مثلا بنویسم که این جماعت سیاستگذار، نرفتن یه سر بزنن به کتاب "روانشناسی بالینی - جری فیرس" یا حداقل یه سر به تقسیم بندی های APA (انجمن روانپزشکی آمریکا) بزنن، یا حتی نرفتن نگاه کنن مارتین سلیگمن، رییس سابق انجمن روانپزشکی آمریکا، یه روانشناس بوده. میخواستم بنویسم حواستون باشه وقتی دارین میرید تو مطب روانپزشک، دارید میرید توی سلاخ خانه، میرید جایی که معتقدن کوچکترین مشکلات شما باید با دارو درمان بشه، داروهایی با عوارض زیاد، اما همین جماعت متخصص، همزمان پا توی کفش روانشناسها میکنن و میخوان توی یه سال، روان درمانگر هم بشن. میخواستم بنویسم ، ننوشتم!

چرا؟: من بحث رو دوست دارم، لذت میبرم از بحث کردن، به جز یک جا! من بحث در مورد بدیهیات رو احمقانه ترین اتفاق بشری میدونم، آدم سر اینکه روزه یا شبه بحث نمیکنه، آسمون رو نگاه میکنه! اینکه "روان درمانی" وظیفه اصلی یه روانشناس بالینی هست و براش حدودا 10 سال درس خونده، بدیهیه، اینکه در آمریکا، آلمان، فرانسه و انگلیس -مهدهای سنتی تا مدرن روانشناسی- روانشناسان بالینی به امر تشخیص و سپس فعالیت های روان درمانی میپردازن، بدیهیه! همین که رییس انجمن روانپزشکی یه روانشناس بوده باید باهاتون حرف بزنه! اینکه ایران جزیره ای جدا افتاده نیست و اختلالات روانی توش مثل بقیه دنیاست بدیهیه! اینکه آخرین باری که کسی معتقد بود اختلالات روانی، همون بیماریهای فیزیکی هستن که نمود روانی دارن، قرن نوزدهم بود بدیهیه! اینکه توی قرن 21 دارن میگن، بیماری های جسمی همگی ریشه های روانی هم دارن -و نه بالعکس- بدیهیه، اینکه توی صفحه 27 روانشنسی بالینی فیرس نوشته شده "مهارت های ضروری در روانشناسی بالینی عبارتند از سنجش و تشخیص، مداخله یا درمان، مشورت، تحقیق و کاربرد اصول اخلاقی و حرفه ای. وجه ممیزه روانشناسان بالینی، تخصص آنها در زمینه شخصیت و آسیب شناسی روانی و قابلیتشان در ادغام علم، نظریه و کار بالینی است" بدیهیه!!! اینکه سالهاست روانشناس و روانپزشک و مددکار به شکل یه تیم فعالیت میکنن در تمام دنیا بدیهیه! اینکه روانشناس بالینی درس "تشخیص گذاری اختلالات روانی" رو خونده خیلی بدیهیه! و وقتی بزرگان روانپزشکی ایران کاملا بر عکس رویه روز ، کاملا بر خلاف علم روز حرکت میکنن، و دویست سال عقب گرد دارن، وضعیت وحشتناک روانپزشکی در ایران یه چیز بدیهیه! نگفتم اینها رو چون حوصله جر و بحث با پزشکهای وبلاگم سر این مسئله بدیهی رو نداشتم. چون خوشم نمیاد کسی بیاد بدیهیات رو زیر سوال ببره و از پا کردن کفش غیر سایز پاش دفاع کنه!

از مسئله ای به نام ازدواج دوم: من از ادواج دوم، از صیغه، از عبارتهای تمکین و این چیزها متنفرم، متنفر! متنفر! ولی ... کسی که میگه من مرد بحث هستم، باید بتونه اعتقادات شخصیش رو بذاره کنار، و در مورد یه موضوع اونجوری که هست صحبت کنه، و من میخواستم بگم، اون خانمهایی که "مسلمانم، مسلمانمـ"ـشون کره زمین رو برداشته واقعا با چی مشکل دارن؟ به چه حقی با حلال خدا مشکل دارن؟ کجای شریعت - و نه قانون - نوشته که اجازه همسر برای همچین عملی واجبه؟  کجا نوشته اگه این کار رو کرد شما حق داری تمکین نکنی؟ و غیره، و بسطش بدم به "مسلمانی" و "اطاعت از احکام اسلام" ، به اینکه اسلام پکیجه، آپشن نیست، شما یا پذیرفتی یا هی مسلمون مسلمون نکن! یا پذیرفتی یا جنس ضعیف، جنس قوی نکن!

چرا؟: معلوم نیست چرا در این مورد ننوشتم؟ اول اینقدر همتون رگ گردنی میشدید، که میومدید میگفتید وای هولدن توقع نداشتیم تو اینقدر دگم باشی، بعد من فقط باید بهتون توضیح میدادم نقش من الان "توصیفی" بوده و خودم اعتقادی ندارم به بیشترش! الباقیش هم به دعواهای فمنیستی میگذشت!

بله برای اینهاست که نمینویسم، نه که حرفی ندارم، حرفهای خطرناکی دارم!

  • ۹۴/۰۸/۲۹
  • هولدن کالفیلد

آراء الحکما: جلد  (۳۷)

  • اوهام بانو
  • منم خیلی دلم میخواد از مذهب بنویسم ولی حوصله ی گیس و گیس کشی بعدش رو ندارم
    پاسخ:
    :دی
    چی بگم والله!
  • خارج ازچارچوب
  • بابا خوش بحالت چقدر حرفِ نوشتنی داری!
    پاسخ:
    قربانت حاجی، چطوری؟
  • شهاب الدین ..
  • سلام
    چه خوب شد که ننوشتید،چون منم میخواستم درباره موضوع اول بیام نظر بدم که هیچ چیز این دنیا پز دادن و افتخار کردن نداره،آدم که به عاریه و امانت و موقت پز نمیده
    همه اش،هر چی که فکر میکنیم داشتیم از اول و هر چی هم که تصور میکنیم خودمون با تلاش خودمون به دست آوردیم،تمامش امانت الیهه و خودش داده و اراده کنه،چشم به هم زدنی میگیره ازمون،
    ولی خب نمیگم
    درباره سومی هم باز میخواستم بگم دین یه پارچه است،نمیشه به یه قسمت ایمان آورد و یه قسمتش رو رد کرد.بلدی،سوادش رو داری،بیا برو ثابت کن که فلان قسمتش اشتباهی اومده جزو دین،نبوده از اول؛
    ولی اگه حالش رو نداشتی و نرفتی،به حرف کسایی که عمرشون رو پای فهم دین گذاشتن و ریز به ریزش رو کشیدن بیرون اعتماد کن و قبول کن کلش رو
    ولی بازم نمیگم
    کلا راهش همینه که آدم حرفاش رو پیش خودش نگهداره؛

    پاسخ:
    آره دیگه، کلا نباید بگیم!
    این پز رشته ها و دانشگاهها واقعا پشتشون در اکثر مواقع آدمهای متخصص و باسوادی وجود نداره فقط طبل تو خالی!! وگرنه حالا اگه طرف خیلی حالیش باشه و زحمت هم کشیده باشه و کلی هم دود چراغ خورده باشه حالا پزم بده چه عیب داره:دی

    به نظرم فمنیستهای به شدت افراطی خودشون از عواملی هستن که مانع از بین رفتن دید غلط نسبت به زنهاست!! 
    این اصرار بر برتری یکی بر دیگری اصن چه کاریه!!?? نمیشه پذیرفت هر جنس  بالاخره یک تفاوتهایی که با هم دارن و اینکه هرکدام را بهر کاری ساختن !! عوضش تفاوتها  به عنوان کمبود پتکی شده  برای کوبیدن طرفین:|
    پاسخ:
    به به، چه خانم روشن فکری، وقته شوهر کردنته! :دی
    میخواى یه کم از بازى بارسا رئال بنویس :-D  راستى، نه! باز بعضیا ناراحت میشن!
    هولدن ، زنم داره چمدونشو میبنده میره خونه باباش :-D 
    پاسخ:
    اتفاقا میخوام بنویسم! :دی
    برو منت کشی! :))
    کل پست و نکته اصلیش یه طرف، قسمت دوم یه طرف!
    مثلا خود من به عنوان یک جوجه روان شناس طومار اعتراضش رو سه بار امضا کردم :/ تعداد نفرات کم بود مجبور شدیم!
    پاسخ:
    :|
    همون یه بار بس نبود آیا؟ :|
  • آناهــیــ ـــتا
  • من قسمت دوم کامنت قبلیمو تکذیب می کنم:|

    عاقااااا نامردااااااااااااا عاخه 4 تاااااااااا؟؟ :(((
    فور ریل؟؟
    من موندم چرا رئال این مرتیکه دراز رو نمی ندازه بیرون به هیچ دردیم نمی خوره همه ش فیگوره
    پاسخ:
    ما اینیم! اینیم! ایییییییییییییییین! اییییییییییییییییییییین!
    یه دو سه تایی هم نزدیم! 5-0 میشد که تموم بودین! :دی
    صوبت= صحبت
    خدایا ما رو از شر این ادبیات سخیف و آبرو ریز و موقعیت نشناس که لعنتی داره عادت میشه مصون بفرما:))
    آمین
    پاسخ:
    :))
    با موضوع سه شدید موافقم
    یا مسلمونی، یا نیستی.
    وقتی میگی دین تو کاملترینه ... یعنی داری میگی دین تو در همه ی زمان ها به روز ترینه! و البته به حق ترینه...
    منه مسلمون حق ندارم نصف دستورات رو قبول کنم و نصف دیگه رو که اتفاقا اونا هم ازطرف "خدا" اومدن ندیده بگیرم.
    هرچند بیشتروقتا حوصله ی بحث ندارمم.کسی که فرضا" توی بیست - سی سال تجربه ی زندگی اینجور متعصب شده ، حداقل ده -
    بیست سال تجربه ی متفاوت دیگه احتیاج داره که صدو هشتاد درجه تغییر کنه و امثال این صوبتا رو بپذیره.
    بحث ده دقیقه ای فقط ذهن مشعشع! و منور خودمو خسته میکنه:)
    پاسخ:
    والله به قرآن!
    البته میگم من موافق اون مسائل نیستم، مسلما طرفدار تک همسری هستم! ولی خوشم نمیاد از این ادا و اصولها هم!
    اینُ به کامنت قبلی م اضافه کنم چونکه جا افتاد
    + منظورم پُز خودبرتر بینی این مدلی بود. :-))
    پاسخ:
    بلی بلی!!! :))
    ما ایرانی ها همیشه بهترینیم. تو کُل دنیا فقط ما خوبیم
    + به قول نامجوی عزیز
    همه ان ن ما خوبیم.
    ++++
    + مخصوصا اگه مذهبی باشیمُ مخصوصا اگه وابسطه به حکومتُ انقلابی هم باشیم که دیگه هیچی.
    + از بالا به مردم نگاه می کنیم+ ( چونکه دیگه احساس می کنیم سند بهشتُ هم به نام ما و بابا ننهُ همه فامیلامون زدن) + تازه ایرانم فقط واس ماست
    + ما ایرانیا خیلی خوبیم. مخصوصا اگه مذهبیُ حکومتی هم باشیم که دیگه خیلی خیلی خوبیم. به خدا من اینُ تجربه کردم.
    + این آدما رُ دیدمُ  تو اجتماع هم باهاشون برخورد کردمُ می تونم  تا آخر عمرم دربارشون بنویسم.
    پاسخ:
    البته که آی هیت محسن نامجو کلا! ولکن بخشی از حرفاتونو قبول دارم!
    هولدن جان شما خانم دکتر آذیتا سایان رو که آمریکان و در شبکه های ماهواره برنامه دارند و روان درمانگر اند رو قبول داری؟
    برنامه هاشو می بینم..میخواستم نظرت رو بدونم.
    پاسخ:
    نه متاسفانه، ما نهایتا شبکه شما و نسیم داریم :|
  • شن های ساحل
  • ارزو بر جوانان عیب نیست یعنی اینکه من می دونم پایان داستان این نیست ولی بازم دلم می خواد پروانه سپهر بکشه عیب نیست.....:)
    و اینکه معلومه می خوام بدونم داستان چی شد الکی که تا اینجا نخوندمش ...بعدم مگه داستانی که نوشتی دوست نداری؟به انتقاد هیچکس کاری نداشته باش حتی اگه درست بگن اینکه خودت بخوای بقیه ببیننش و نظر بدن کافی...از نوشتن خوشت نمی اد مگه؟ جانزن پس
    پاسخ:
    اینکه ن بپرسم "شما مگه دوستش داری؟" چه جوری به شما سرنخ میده "من دوسش ندارم!" ؟ :|
  • آناهــیــ ـــتا
  • حالا من از بچگی بم می گفتن دکتر یا وکیل بشم, الان مهندس شدم :)) ینی در تلاشم که بشم..

    آوووه به مهندسا توهین کرده بودی؟ رگ گردنی بشم؟ واقعا که هولدن. ایش


    +راسی اینو بچه ها واس شما فرستادن گفتن داداش داریمت..

    http://pre02.deviantart.net/5118/th/pre/f/2013/047/8/a/fc_barcelona_by_ciscus79-d5v46c6.jpg
    پاسخ:
    :| من و توهین؟ من؟ من؟ :|
    کدوم بچه ها برام فرستادن؟ :دی
    واقعا دانشگاه برتر مطلقا ارزشی نداره ، ارزش به عملکرد توئه ، تو فامیل یه پزشک متخصص دانشگاه تهرانی داریم که بدبخته از نظر شخصیتی و خانوادشم بدبخت کرده و دیپلمه هایی که  زندگی قشنگی دارن و دیگران براشون بیشتر احترام قائلن( حالا هزاران مورد اینجوری یا بر عکسش هم هست منظورم اشاره به اصل اصالت عملکرد بود)

    ظاهرا بن لادن هم فارق التحصیل هاروارد بوده و بیل گیتس و بیشتر کارآفرینای کشورهای مترقی  یا دیپلمه ان یا حداقل بیشترشون دکترا ندارن ( حتی تو  حوضه های آی تی و مهندسی که تحصیلات نقش بسزایی داره تو اون)  .... طبق تحقیق گسترده شخصی درباره نویسنده های ادبی و شعرایی که  متونشون تو مقطع دکترا تدریس میشه ( بعضن از ایران خودمون گرفته تا 4-5 قاره دیگر جهان) 95 درصدشون یا تحصیل نکرده ان یا بطور آکادمیک به هیچوجه ادبیات نخوندن.

    علمی که به عمل نیاد ممکنه بدرد بخوره اگه شخص رو سرگرم میکنه ( سرگرمی یه فایده و بدردخوردن خودخواهانه شخصیه) مثل وقتی که مثلا  فوتبال نگاه میکنیم یا تو طبیعت ول میچرخیم.




    پاسخ:
    موافقم با حرفات، یعنی اصلا ارزشی نداره.
    آقا من اگه مدرک مهندسی یا پزشکی داشتم باهاش پز می دادم یا تگه شریف قبول شده بودم خخخخخ
    یه بار تو مقطع راهنمایی تو مسابقات مقاله نویسی اول شدم اصلا دیگه یه جور دیگه رو نیمکت می نشستم و هر معلمی که می آمد تو کلاس بهش می گفتم خانم من اول شدم:)))))
    بعله اینجوریاست!:دی
    در مورد مابقی متنتان هم نظر چالشی دیگه ای ندارم:))

    پاسخ:
    این مقدار از صداقت رو من همیشه تحسین میکنم! :))
    با همه موارد موافقم :D
    اولی ام شخصا سعی میکنم تا جایه ممکن کار ها رو ارزش گذاری نکنم مگه اینکه واقعا واضح باشه ارزش یه کار ( بازم رو اون زیاد مانور نمیدم ) بالاتر یه کار دیگه باشه ..
    این ارزش گذاری ها هعی در طی زمان تغییر میکنه و لزوما یه اتفاق درست یا نادرست نیست
    پاسخ:
    ممنون از موافقتتون!
    ممنون ازنسبی گراییتون! :دی
  • شن های ساحل
  • ادامه داستان لطفا بنویسین....دوست داشتم پروانه سپهر می کشت :))))))....بعدم ارزو بر جوانان عیب نیست هه هه هه
    پاسخ:
    شما مگه دوست داری بخونیش؟ :دی
    آرزوی چی بر جوانان عیب نیست؟
  • شن های ساحل
  • ۱.موضوع اول من توی کل زندگیم ۲ تا موضوع برای پز دادن دارم که انقدر پیچیده و فجیع هستن به هیچکس نمی گم چه برسه به پز دادن
    ۲.زیادی تخصصیه نظری ندارم.....ولی خب این مشخص که خیلی از افراد ارگان ها در کار همدیگه دخالت میکنن بدون داشتن معلومات که همیشه هم سر رسیدن به منابع بیشتر هست
    ۳.ادعای مسلمان بودن ندارم...:)))...من هر وقت می دونستم که همسایه ام گرسنه نخوابیده اونوقت مسلمانم...
    پاسخ:
    1- عجب
    2- بله همینطوره، و دلایل دیگر!
    3- من شب از همه میپرسم :))
  • مهرداد ارسنجانی
  • منم بیخود میکنم دیگه :))
    پاسخ:
    :))
  • مهرداد ارسنجانی
  • به عنوان یک بچه شیعه ی دو آتیشه ی فمنیست، که بجز فلان جاش بقیه جاهاش رو عمل کرده و یکی از پزشکان فلاسفه که ترم آخر هوافضا رو با کفش دو ملیونی و ماشین دیویست میلیونی میرفتم شریف عرض میکنم...
    میخوام فلان جام هم عمل کنم، پز هم بدم...
    شما بنویس ، شما حرفت رو بزن ، شما اینجا برا خودته ، من هم به عنوان یک بچه شیعه ی و و و ، بیخود میکنم ناراحت شم.
    پاسخ:
    :))))))))
    من که نوشتم!
  • نفس نقره ای
  • ما پامون تو کفش خودمونم نیست کفش شما که جای خود داره :)))
    در اینکه خیلی از پزشکها و حتی دانشجوهای پزشکی خودبزرگ بین هستن شکی نیست ولی خب خیلی هم همیشه نوک پیکان به سمتشونه! کلا شعار من زندگیه مسالمت آمیزه :دی 
    پاسخ:
    وقتی پات رو تو کفش بقیه کنی، پیکان همه صاحب کفشها میاد طرفت! این خیلی طبیعیه! کفش دزدی هم نوعی دزدیه! :)) پس باید توقع داشت همه فکر حقشون باشن!
    شما سروری جوگرز!
    من منتظر ادامه داستان بودم ...
    آدم بودن مهمه ،همین 
    پاسخ:
    نشد که بشه! :دی
    احتمالا من آخرش به شما جایزه پیگری طلایی رو اهدا میکنم!
    خدا اقاهاتو بیشتر کنه:))اخه چندتا؟؟!!!!!!
    پاسخ:
    آقا، در هر فیلدی هست!
    با توجه به فیلد مورد نظر من آقا دارم!
  • نفس نقره ای
  • الان ننوشتی؟ :))
    اون صفحه ٢٧ خیلی بدیهی بود راستی :دی من این جمله رو واسه ش کاما و ویرگول و از این چیز میزا نذاری نمتونم بخونم :|| 
    پاسخ:
    ننوشتم دیگه :))
    برید به این اساتیدتون بگید پاشون از کفش این و اون در بیارن، پزشکی خودشون رو کنن! آخه چه کاریه اینقدر خودشون رو سوپر من میدونن؟ :|
    جان بچه هاتون شما نسل جدید ها مثل اساتیدتون نباشید :|
    والله که اون صفحه 27، اولین صفحه ای هست که متن کتاب شروع میشه، خیلی بدیهیه! یعنی یکی از اونها که این حرف "روانشناسها حق روان درمانی ندارن!:|" رو زده، کتاب رو باز میکرد این رو میخوند! احتمالا مسائل حل میشد! بنابراین ما میفهمیم روانپزشکهای این مملکت حتی کتاب مرجع مسائل مربوط به روان درمانی رو نخوندن :|
    چه دل پرى داشتى...پر از موضوعات نغز وپر مغز:دى
    خب خداروشکر من لیاقت همصحبتى باشمارو دارم:||
    باورت میشه من مارتین سلیگمن رو میشناسم!!!!!؟؟؟؟ذوق زدم الان بابت این موضوع...
     همچین قاطع به کامنتا جواب میدى,ادم مجبوره مجاب شه...جواب کامنتا خیلى خوب بود....
    پاسخ:
    تو دکتری! باید بیای من رو بزنی :))
    آفرین که میشناسی، این آقام، سلیگمن (بعد از اسکنیر آقامه تو روانشناسی) یه روانشناس مثبت نگر خارق العاده شده، اول نگاهش این نبود، بعدا به این سمت رفت، بسیار روانشناس خوش صحبت، و بسیار خارق العاده است! یکی از معدود روانشناسان مدرنی هست که نظریه داره. نظریه ای در مورد درماندگی با نام "درماندگی آموخته شده".
    یکی از چیزایی که به خودی خود ارزش افتخار کردن نداره، ایرانی بودنه! من به این موضوع اعتقاد راسخ دارم و با هر کس بحث می‌کنم اولش یک [با فتح ی بخوانید!] گاردی می‌گیره که نگو! اما آخرش مجاب می‌شه!
    آخه چه اهمیتی داره شما کجای این عالم چشم به جهان گشوده باشین؟! یعنی کسی که توی گینه یا هنگ‌کنگ یا ایتالیا به دنیا اومده صرفاً چون توی ایران به دنیا نیومده، باید ناراحت باشه و غصه بخوره؟
    ما ایرانیا یاد گرفتیم به یه سری حرف توخالی دل‌خوش باشیم. هی بهمون گفتن ما بافرهنگیم و ما خوشمون اومده. هی گفتن هنر نزد ماست و بس و ما خوش‌خوشانمون شده. هی گفتن ما باهوشیم، با‌ریشه‌ایم، باتمدنیم و هزار تا مسأله‌ی دیگه که توی بطن و متن جامعه‌مون هیچ اثری ازشون نیست؛ و ما باورمون شده.
    ما توی خواب و خیال خوش «سر بودن» از بقیه هستیم و بقیه دارن از این غفلت ما حداکثر سوءاستفاده رو می‌کنن!
    پاسخ:
    قومیت گرایی -با نژادپرستی فرق داره- یک رفتار شرقی و امروزه جهان سومیه! :|
    بله موافقم، من رو مملکتم عمیق تعصب دارم، ولی بهش افتخار نمیکنم! یعنی همین حرف تو، چهخ فرقی داره کدوم خاک به دنیا اومدی؟
  • شباهنگ (تورنادوی سابق)
  • داداش منم که همینو میگم خب... اکرمکم عندالله اتقکم
    والا
    ولی به هر حال اسم شریفو تریلی هم نمیکشه :)))) گربه دستش به گوشت نمیرسه، پست میذاره :دی
    والا

    حسود لایسود
     :))))
    پاسخ:
    دانشگاتون دانشگاه بود دانشکده روانشناسی میداشت :))
    اون چیزی که شما رو دویست الی سیصد رتبه پایین تر از دانشگاه تهران نگه میداره توی رتبه بندی های جهانی همینه که "صنعتی" هست، همینه که "دانشگاه کاملی" نیست! همینه که یه جزیره "تکنیسین" هاست! فقط توی ایران به نقطه ضعف ها افتخار میکنن :))
    با بحث اول عمیقاً موافقم. ارزش مدرک دانشگاه نه به دانشگاهه نه به رشته. به استفاده‌ایه که شما ازش می‌کنی. منظورم استفاده‌ی درسته‌ها! نه الان که یکی از مهم‌ترین استفاده‌هاش توی مجلس خواستگاریه!!!!!!!!! خخخخخخخخ
    بحث دوم فوق‌ابرتخصصیه! نظری ندارم.
    بحث سوم هم که به من ارتباط خاصی نداره. نه تخصصشو دارم، نه علاقه دارم راجع‌بهش بحث کنم.
    پاسخ:
    قربانت که با بحث اول موافقی! :دی

  • آناهــیــ ـــتا
  • من به عنوان ادیشنال اونو گفتم نه مخالفت :دی

    بنظرم این بیشتر تقصیر کسایی ه که به این قضایا امتیاز میدن.
    اول از همه پدر مادرا, معلما, بعد از اون مسئولین, و...
    اگه اون بچه نخبه باشه یا ویژگی خاصی داشته باشه انقدر الکی بزرگش می کنن که دیگه ناخداگاه بقیه ی همسناشو در حد خودش نمی بینه... و همون بچه بزرگ می شه و دیگه خداروبنده نیس.
    و دانشجو می شه. و شاغل می شه. و پدر یا مادر می شه و بچه شو با همین شیوه بزرگ می کنه.
    البته همیشه هم اینطور نیست که یه نفر با اون ویژگی خاص ش بزرگ بشه, اتفاقا بعضیا دقیقا برعکسن.
    چون چیز خاصی از خودشون ندارن, با کوچیکترین و دردسترس ترین چیزی ممکن می خوان خودشونو مطرح کنن. که شاید براش ذره ای هم زحمت نکشیده باشن. مثل زیبایی خدادادی یا پول باباشون یا هرچیز دیگه ای.

    و اینکه اگر طرف تو موارد بالا نگنجه, مسلما ترم اولیه که انقدر از "تهران" بودن یا امثالهم خوشحاله :)) اونو کاریش نداشته باش, به مرور زمان خودش خوب می شه
    پاسخ:
    مسلما فضای کلی و علمی جامعه تاثیر داره، به من از بچگی میگفتن درس بخون دکتر مهندس بشی، ولی من مخیواستم وکیل ، روانشناس بشم :))
    نظام آموزشی پوسیده ما هم که قربونش برم اهل ایزوله است! یه سری رو به اسم "عقب افتاده" توی یه سری مدرسه ایزوله میکنه، یه سری دیگه رو به اسم "تیزهوش" توی یه سری مدرسه دیگه ایزوله میکنه! بعد به اون دومی ها یه جوری میگن، انگار یعنی فقط اینها رو زمین پیشرفت میکنن! و بقیه منقرض میشن، حالا چه جوری این "تیزهوش" ها رو مشخص کرده؟ یه سری تست هوش و کارکرد مزخرف ساخته، بچه ها رو هزار تا هزار تا ریخته ازشون آزمون گرفته غربالشون کرده :| حتی نگفته با آزمونهای استاندارد و توی فضای مناسب همه رو جدا کنه!
    بعد ما با این سیستممون، که متاسفانه خیلی هم روش تعصب وجود داره جهان سومیم! بعد آمریکا که سیستم آموزشیش یکپارچه است کجاست! حاضر هم نیستیم بعد سی سال بفهمیم داریم اشتباه میریم! :|
    تنها اتفاقی که این بالا میفته، ایجاد یه سری خود بادکرده است، و یه سری اختلال روانی :|
  • شباهنگ (تورنادوی سابق)
  • با کلیت حرفات موافقم
    پز دادن خوب نیست
    ولی افتخار کردن به خود، به خاطر تلاشی که کردی که بد نیست
    یکی چهار تا تست بیشتر زده دکتر شده
    یکی هم خوابیده تا لنگ ظهر و هیچی نشده
    چرا دکتره نباس پز بده

    البته در شرایط یکسان، نه حالتی که مثلا توان مالیشون یکسان نبوده
    اگه توی فقر دکتر شده که لایک داره خب
    چرا سرکوبش کنیم؟ هوم؟

    یاد پست تابستون پارسالم افتادم
    یه همچین درد دلی بود
    عکس چوب بستنی که رو زمین افتاده بود و بستنیه اب شده بودم گذاشته بودم..  بی خیال
    پاسخ:
    چون دکتر بودن پز دادن نداره! یه رفتگر که زندگی آرومی داره، خیلی توی این جهان بهتر از یه دکتره که درگیر پز دادن و افتخار کردنه! ارزش گذاری به خود یه چیز کاملا درونی هست، و بنا به نیاز به زبون میاد، در واقع لقلقه ی زبون نیست! من با ارزش گذاری اصولا موافقم، خودم رو هر جا که توانا دیدم روش ارزش گذاشتم و هر جا که خودم رو قبول دارم، خودم رو قبول دارم! گاهی فرق اونی که دکتر شده، با اونی که دکتر نشده، دو تا تسته، گاهی فرق اون یکه دکتر شده با اونی که دکتر نشده، رابطه بازی بهتر با هیئت علم یدانشگاه مصاحبه کننده است! و این چیزها اصولا ارزش نداره! چون ممن رو توی همون یک در دو متر قبری میخوابونن که اون رفتگر رو میخوابونن، روی من از همون خاکی میریزن که روی اون میریزن! این افتخار داره که "من به فلان بچه کمک کردم و الان سازگارتره" این افتخار داره که "من جون آدمی رو نجات دادم" این افتخار داره که "من وظایفم رو به دقت انجام دادم"، آدم به چیزهای افتحار کردنی افتخار میکنه، یه مهندس تحصیل کرده دانشگاه ملی چغندرکده، که کار مفیدی کرده، مسلما ارزش بیشتری از مهندس شریف داره که کار مفیدی نکرده!
    منِ دانشگاه شهرستان درس خونده که با دال و میم و میم دوم و کاف کار میکنم، خیلی بهتر از اون دانشگاه تهران درس خونده ای هستم که تحصیلات روانشناسی داره ، میرتسه با کودکان استثنایی کار کنه، و به دانشگاه تهران درس خوندنش افتخار میکنه، بخوره توی سرش افتخارش! :|
    یاد اون حرفت در مورد فمینیستا افتادم؛ تو خیلی کوتاه و مختصر وسط یه پستت در موردشون گفتی، ملت کل پستو ول کردن و چسبیدن به همون یه دونه...
    پاسخ:
    والله!
    هولدن حاشیه معروفه اصن :|
  • آناهــیــ ـــتا
  • کلا مقوله ی "پز دادن" مزخرفه, حالا درمورد هرچی که می خواد باشه. همه هم اینو می دونن اما بیشتر آدما دنبال فرصتن تا حتی یه مورد کوچولو گیر بیارن و برتری خودشون رو به رخ دیگران بکشن.
    و بنظرم این یه چیز ذاتیه و از همون دوران انسانهای نخستین بوده,
    می شه با بررسی سبک زندگی و اشیاء زینتی که ازون دوره پیدا شده اینو فهمید.
    اما ما با اینهمه ادعای تحصیلات و پیشرفت و اینحرفا باید یه فرقی با یه آدم بدوی داشته باشیم نه؟

    و اینکه نه تنها شریف و تهران و اینا "ارزش" داره, بلکه هر کاری که یه نفر بخاطرش زحمت می کشه و واقعا تلاش می کنه تا به هدفش برسه ارزش داره.
    بنظرم چیزی که باید بفهمیم و یادبگیریم, اینه ک دونستن ارزش چیزایی که داریم, با پز دادن راجبشون خیلی فرق می کنه.. خیلی زیاد.... اولی مارو به سمت پیشرفت می کشونه و دومی مارو سرگرم می کنه به دلخوش بودن به چیزای الکی..
    پاسخ:
    نه به نظر من ، کسی که میگه "من تهران خوندم" "من شریف خوندم" ، ارزش ذاتی اون رو نمیدونه، اصولا تحصیل کردن به نظر شخص من ارزشمنده، من آکادمی رو دوست دارم، اما این ارزشی که شما میفرمایید، به زبون نمیاد، مگر توی بحثهای لازم، مثلا شخص من یه بار داشتم در مورد "ارزشهای شخصی خودم" حرف میزدم، هر چیزی که در خودم دوست داشتم رو لیست کردم، این پز دادن نیست، این همون چیزیه که شما میفرمایید.
    اما کسی که میگه "من تهران" خوندم و فکر میکنه "من خیلی خفنم که تهران خوندم و بقیه نخوندن" کاملا داره روی چیز بدون مانور ، مانور میده، من این رو پز میبینم، و از این منظر برای من ارزشی نداره، این که میگم ارزشی نداره، نه که "بی ارزشه" ، یعنی به نسبت در دانشگاه دیگری خوندن ارزشی نداره، به اسم دانشگاه علم نمیدن، دانش نمیدن، کارایی نمیدن! کسی که درگیر اسم دانشگاهشه و نمیدونه فرق دانشگاهی درون تهران و بیرون تهران ، ده تا دونه تست ناقابل هست که توی اون 200 تا تست پِرتی حساب میشه، قطعا ایراد داره طرز تفکرش، قطعا!
    واقعا خوب شد ننوشتی! وگرنه معلوم نبود چی میشه!
    پاسخ:
    واقعا، میبینی الان نمیدونی؟ :))
    بد که نه... دردناکه از نوشتن چیزی که برای خودت جزو علاقه‌مندی‌هاته، دست بکشی اونم به خاطر حواشیش... شاید منم یه روزی همچین محتوایی رو لیست کردم، منتها جایی نمی‌نویسمش، برای خودم نگهش می‌دارم...
    پاسخ:
    البته واقعا من نمیترسم از حواشیش، جدا حوصله حاشیه سر یه موضوعاتی رو ندارم، میدونی، هر کسی ، مطلقا هر کسی، توی زندگی یه چیزهایی هست براش مثل روز روشنه که کاملا درست و صحیحه، وقتی حرفشون رو میزنه، توقع داره نور زیاد اون حقیقت رو صورت همه بتابه، نه که ملت چشمشون رو ببندن بگن "کدوم نور؟ اینجا تاریکه!". واقعا سخته اینجور جا ها بحث کردن!
    البته من هر چیزی که نمیخواستم بگم رو گفتم! :دی
    این هم سه تا موضوع بود از سی تا موضوع! :|
    شما بنویس .. از انتقاد میترسی؟؟؟ یا از ناراحت شدن برخی؟؟؟ اینا که ترس ندارن ... اگه حرفات حقّه پس خدا پشتته ؛ پس بنویس ... 
    :)
    پاسخ:
    دقت کنی نوشتم خورد خورد! :دی
    امضا : هولدن ِ عصبی :)))
    پاسخ:
    عصبی چرا؟ :دی

    ارسال نظر

    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">