Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
نویسندگان
جهان بیرون غار

پیش نوشت: خانمهای عزیز ، به سر جدتون قَسَمتون میدم، توی اتوبوس نیاید بخش مردها بنشینید، توی تاکسی نه جلو بنشینید، نه بین دو تا آقا! نکنید خواهرهای من! نکنید!

نوشت: توی اتوبوس خط "مترو صادقیه-شهران" روی یه صندلی تکی نشسته بودم و جلوم یه پیرمردی نشسته بود، سرم رو که آوردم بالا دیدم یه خانم جوونی پفک خوران اومد و نشست بغل اون پیرمرد. همینجوری به موسیقی گوش میدادم که پیرمرد از خانم یه چیزی پرسید، هدفون گوشم بود و نمیشنیدم! صحبتهاشون که به درازا رسید روی قضیه حساس شدم، سعی میکردم توی سکوت بین آهنگها بشنوم چی میگن، گویا صحبت از درس و کار دختره بود. بعد از مدتی باز که سرم رو از سمت پنجره برگردوندم دیدم عجب!! آقای پیرمرد داره از توی گوشی دختره یه تصویری نگاه میکنه -یه چیزی مربوط به شغل دختره بود احتمالا- و دستش چپش از روی پاش رفته بین دو تا صندلی و همینطور آروم آروم داره به سمت چپ تر!!! هم حرکت میکنه، عصبی و عصبانی شدم، هدفون هام رو از گوشم درآوردم و چشمم رو دوختم به دست پیرمرد. نه! اشتباه نمیکردم، همین اتفاق میفتاد، و اون خانم هم کم کم خودش رو میکشید کنار، سن پیرمرد ترمزی بود برای اینکه بتونه حرفی بزنه! تا مرز انفجار پیش رفته بودم، داشتم مزه مزه میکردم که با چه جملاتی عفت پیرمرد رو به باد بدم! نفس گرفتم که حرف بزنم و ناگهان ... گفتم "خانم میخواید جای من بشینید؟" مسلمه که گفت "بله بله ممنون" ، با غضب پیرمرد رو که سن پدربزرگم بود نگاه کردم و نشستم کنارش، و اون خانم هم روی صندلی تکی نشست! چند ایستگاه بعد زنونه خالی شد و من به دختر گفتم "اگه راحت ترید توی زنونه بشینید خالی شده ها" و اون گفت "نه برام فرقی نداره"...

پس نوشت: بگذریم از تقسیم قانونی اتوبوس و مترو و اینکه عده ای "حق" ندارن توی قسمت عده ای دیگه برن، خانمهای عزیز، مخصوصا توی شهر من تهران! این "اشتباه" رو انجام ندید که توی اتوبوس بیاید مردونه، توی تاکسی جلو نشینید*، ماشین شخصی مسافرکش که به هیچ عنوان اصلا سوار نشین!!! شما اشتباه میکنید، یه بی شعور با یه چشم ناپاک و با یه دست ناپاک تر، امنیت فیزیکی و جنسی و روانیتون رو خدشه دار میکنه... یه قسمتی از امنیت شما، دست خودتونه، مراقبش باشین!

*ویرایش بعدی: باید اضافه کنم منظورم اینه وقتی توی ماشین کسی جز راننده نیست جلو ننشینید، راننده تنها از مسافر مشکل دار خطرناکتره! از من قبول کنید!

  • ۹۴/۰۷/۲۶
  • هولدن کالفیلد

آراء الحکما: جلد  (۶۰)

  • گمـــــــشده :)
  • باشه
    :))
    پاسخ:
    :دی
    هف-هش ماه قبل که متروها رو نقدر سفت و سخت جدا نکرده بودن و مردا با وقاحت تمام میومدن واگن خانوما ، یادمه یه بار نشسته بودم رو صندلی و یه مردی اومد جلوم وایستاد و در شرایطی که پشتش کلی جا بود ، انقدررر اومد نزدیک که پاهاش بچسبه به پاهای من ! منم خیلی شیک پهامو آوردم بالا و چار زانو نشستم و به خانوم کناریم که خیلی عجیب نگاهم میکرد با صدای بلند گفتم "ببخشیدا ... مجبورم ... ظاهرا ایشون خواهر و مادر خودش سوار مترو نمیشن" ! نتیجه ش این که این آقا ایستگاه بعدی پیاده شد !
    یه بارم یکی از دوستام تعریف کرد که مترو شلوغ بوده و تو این شلوغی وقتی داشته به ایستگاه نزدیک میشده یه خانومی برمیگرده و محکم میزنه تو گوش مرد پشت سریش جوری که از صدای چَک کل مترو سکوت میشه و خانومه هم با سکوت تو ایستگاه پیاده میشه !
    خلاصه خدا خیرشون بده که جدا کردن مترو رو !

    این لینک هم در رابطه با آزار جنسی در ایرانه و جالب نوشته شده :
    http://www.nazarnews.com/64565


    + از همین تیریبون هم خواستارم از تمام آقایان محترم که وقتی سوار اتوبوسی میشن که زنونه و مردونه ش مشخصی نیست ، برن روی صندلی ای بشینن که یک سمتش ، یه آقای دیگه نشسته ! این طوری یه صندلی دو نفره برای دو تا خانوم باز می مونه و از این اتفاقات هم جلوگیری میشه !
    پاسخ:
    یه کم زیادی دیر نوشتی! الان نظزی ندارم! :دی
  • آناهــیــ ـــتا
  • چه جراتی داشته بهت گفته :|

    من یه بار گفتم تا یه هفته ممنوع الخروج بودم :| :| 


    پاسخ:
    من یه جوابی اینجا دادم :|
    غیب شده! :|
    واقعا دیگه حال ندارم جواب بدم!!!
  • پریسا ایرانی
  • بعد میگن تجاوز چیه !!
    من خودم چند بار جامو به کسی دادم که در امان باشه
    چون معمولا با خشونت نگاهم و تیپم کسی چندان جرات
    نمیکنه حرفی بزنه و نزدیک بشه !! 
    پاسخ:
    تیپت یعنی لباس رزمی تنته؟ :))
    میزدی نصفش میکردی مرتیکه هوس باز اشغال ...امروز تو اتوبوس بودم یه دختره اومد نشست پیشم بعد دقیقا بغل اتوبوس یه تاکسی واستاد توش یه مرتیکه 60 ساله نشسته بود فک کن از تو تاکسی داشت دختررو نگاه میکرد من تا شصتم خبردار شد چادرمو اوردم بالا دیدم کنف شد اشغالاخ دلم خنک شدددددد...یه فحشیم از پش شیشه بهش دادما
    پاسخ:
    دیگه ترجیح دادم نصفش نکنم :))
    اما مامان من دو سال پیش همچین موردی واسش توی اتوبوس پیش اومد بقول شما زده بود به سلیطه گری خخخخ
    آبروی پیرمرده رو برده بود حالا اتوبوس کجا میرفت ؟شهرستان
     شهری نبود که طرف پیاده شه و فلنگ ببنده =)))))
    پاسخ:
    خدای نکرده من از اون عبارت استفاده نکردم، دوستمون برای اینکه بگه این رفتار خوب نیست از این عبارت استفاده کرد من هم گفتم حتی این هم از سکوت بهتره!

    نفس ات گرم خوشم اومد

    پاسخ:
    قربانت
  • آناهــیــ ـــتا
  • حق که با همه هست, اینکه آدم هم با حق باشه مهمه ;)
    پاسخ:
    برای من تیریپ ادبیات نیا! کلا حقیقت منم :|
    +امروز شبیه همچین اتفاقی برای دوست دختر خودم افتاد :| الان غیرتم هی داره غلیان میکنه :|
    آقای هولدن..یکی از دوستان من در اینجور مواقع سروصدا راه میندازه و خیلی عصبی میشه..حالا وسط خیابون باشه..تو سینما باشه..هرجا که باشه...و من همیشه بهش میگم که اینکار درست نیست...ملت فکرمیکنن ریگی تو کفش اون خانومه ست....
    میگم بهتره از صحنه بطور سریع دور شد و اجازه نداد ادامه پیداکنه..بااینکه من خودمم عجیب عصبی میشم ولی کنترل میکنم...
    خواستم بدونم واقعا جاروجنجال و سلیطه گری از نظر شما چرا بهتره؟
    پاسخ:
    ملت فکر میکنن؟ به درک!
    مهم اینه شما چی فکر میکنید، و مزاحم ها چی فکر میکنن! سکوت این رفتار رو تقویت میکنه! برای امنیت خودتون بهتره که به قول خودتون "سلیطه" بشناسنتون تا ماخوذ به حیا!
  • خارج ازچارچوب
  • شما یه قدم بیایین جلو!مردهای سه نقطه،ده قدم میان ... باور کنید!‌
    پاسخ:
    باور میکنن!
    رمانتیک؟!!!!
    بخوره تو سرش خو مگه من مجردم که میخواست
     با من خاطره بسازه ؟
    به همسر گفتم اگه ماشینو نمیفروختی این چیزا واسم پیش نمیومد:|
    مدیونی فک کنی از این حرکت اون آقا به نفع خودم سو استفاده کردم:)))))
    پاسخ:
    دیگه اون رمانتیکه! ربطی نداره! شما باید بهش میگفتی پسر جان من خودم خواهر مادرم، برو با یکی دیگه خونه عشقت رو بساز :| :))
  • آناهــیــ ـــتا
  • خیلی :|
    خدا همه مریضارو شفا بده اوشون رو هم.

    حق با شماست, در حد گُلدن وردز آو هُلدن :دی
    پاسخ:
    یادت باشه همیشه حق با منه!
    منظورم از آوردن این بود که حیف این وبلاگ از نظرات گهر بار احمد دریغ بشه :)))
    پاسخ:
    نظرات "اصولی" ایشون مخصوصا! :))
    من عاشقتم هولدان :))))
    نه کارت درسته :| خوشم اومد :)

    کامنت بالا نشون میده هنوز حامیتم ! نشونه بزرگیه.
    باید احمدم بیارم :>
    پاسخ:
    به به آقا پویان! :دی
  • نیمه سیب سقراطی
  • بذار منم خاطراتمو بگم ! کچل شی اگه تو ذوقم بزنی هولدن :))
    یه باری عجله داشتم و هوام چون زمستون بود زود تاریک شده بود و وقتی رفتم تاکسی بگیرم نتونستم داخل تاکسی رو ببینم که توش کیه ! تا رفتم سوار شم دیدم دو تا پسر با نیش باز عقب نشستن و یه جور بدی دارن منو که قرار کنار دستشون سوار شم نیگا میکنن ! دیدم جلو هم یه آقایی نشسته :| منم خیلی شیک در جلو رو باز کردم و به اون آقاهه گفتم میشه لطف کنید برید عقب بشینید ( در عمل انجام شده قرارش دادم خخخخ ) اونم رفت و منم یه نفس راحت کشیدم ، آخیش :)
    پاسخ:
    تو معذوریت قرارم دادی نمیتونم تو ذوقت بزنم :))
  • اوهام بانو
  • چند ماه پیش سوار اتوبوس شدم و تو ردیف اول قسمت خانم ها نشستم ایستگاه بعدی یه پسره سوار شد و نشست ردیف آخر آقایون . اتوبوس هم خلوت بود . دیدین آدم بدون اینکه دقت کنه یهو متوجه میشه که دور و برش داره یه اتفاقایی مییفته ؟ منم یهو چشمم افتاد به این پسره و دیدم توی گوشیش یه فیلم ... باز کرده و داره یه حرکت هایی میکنه که توجه منو جلب کنه . ضمن اینکه داشتم سکته میکردم تو اولین ایستگاه بی هوا پیاده شدم و هی پشت سرم رو نگاه میکردم که نکنه یه وقت بخواد دنبالم بیاد .
    می بینی که با رعایت تمامی نکات ایمنی ، باز هم این دسته روش هایی رو پیدا می کنن که امنیت آدم رو تهدید کنن و متاسفانه تعدادشون کم هم نیست  :(
    پاسخ:
    :|
    این ورژن سمعی بصری بوده :))
    عجبا :)
    ولی من از بچگی پست های حوادث و روزنامه حوادث که خبرهاش اینجوری بود 
    نمیخوندم یعنی خانداداش بزرگم ممنوع کرده بود چون بچه که بودم وقتی این 
    حوادث  این چنینی میخوندم تا دو سه روز حالم بد میشد از سوم راهنمایی تا 
    خود دانشگاه باور میکنی روزنامه که میخرید صفحه حوادثش رو بهم نمیداد
    الان هم با خوندن این پست تون خیلی ناراحت شدم ولی برای شما و طرز تفکرتون 
    و عملکرد تون خوشحال شدم و واقعا از ته دل برای شما و امثال شما 
    آرزوی سلامتی و طول عمر کردم.

    +نمیدونم اینجور مردا بیمارن یا واقعا جامعه مون خراب شده .
    به قول روانشناس مون بیشترشون بیمارن و باید این بیماری شون درمان بشه 
    با فحش و ...هم خوب نمیشن. فقط باید فکر ببمارشون درمان بشه.


    پاسخ:
    دم داداش شما گرم :))
    حالا چرا بهت برخورد :)
    نه بابا نمیشه ما کردا تعریف میکردیییییییممممممممممممممم؟!:)
    نه خب کردا به غیرت معروفن ولی خدا رو شکر کرد و لر و ترک و فارس نداره 
    آدم های با شعور و با غیرت هنوز زنده ان و دارن تو این مملکت نیمه خشکیده
    نفس میکشن:)
    من معذرت اگر حرفم  باعث دلخوریتون شد:)

    پاسخ:
    من دلخور نشدم! چرا باید دلخور بشم؟ :|
    خواستم نظرتون رو در مورد رابطه قومیت و غیرتمندی جویا بشم :|
    من یه خاطره ی واقعا وحشتناک دارم :| تو شهر خودمم نبودم و خیلی خیلییی حیوونکی بودم:(
    هعییی
    ولی وقتی جیغ زدم همه منو بد نگاه کردن آقایون جمع !!! احتمالا فکر کردن چه دختر بی حیااایی هستم :| 
    من کنار پنجره بودم دو نفرم کنارم نشسته بودن یه آقایی هم جلو... خدا رو شکر اولین و آخرین بی احترامی به شخص من بود :|

    + میدونی کدوم شهر بودم دیگه احتمالا:|
    پاسخ:
    بله میدونم چه شهری بودی!! :|
    ولی بچه کجایی جدا هولدن،  .... من متولد چشمه علی (شهرری) ...بزرگ شده ی شمرونم از 8 سالگی ... بخاطر همین بین تیغ کشی و سربالا راه رفتن و بی ادبی جنوب و ادب مندی و سخاوت شمرونی تونستم تعادل برقرار کنم
    ----------------------------------------

    پاسخ:
    بچه غرب تهرانم به هر حال! :دی
    من یه چیزی توی مایه های تو هستم با دوز کمتر!!! :دی
    برای جناب هولدن ی دست و هورا
    پاسخ:
    جیغ و دست و هورا!!! :|
    اوه همه مون تجربه شو داشتیم..
    من حتی دوست خیلی محجبه هم داشتم که این اتفاق براش افتاده(موردتوجه کسانیکه میگن ایراد از خوده دختر بوده مثلا)...
    اینجور افراد مریضن.. به طرف مقابل کار ندارن.
    اتفاقا منم اصلا سکوت نمیکنم.. اوایل نمیتونستم چیزی بگم ولی بعدازمدتی دیگه جرات پیدا کردم و دیگه حالشونو خوب جا میارم :))))
    حالا یه چیز دیگه.. گاهی پیش اومده افرادی مثل تو با غیرت جلو اومدن و مثلا حفاظت کردن.. بعد جالب تر میدونی کجاش میشد؟؟ بیش از N درصد اوناییکه کمک کردن موقع تشکر کردن، برگشتن گفتن میشه آشنا بشیم؟؟؟ !!!!!!!!!!!
    :))))))))))))))))))))))
    اونارو کجای دلم بذارم؟؟؟
    ولی خدایی چند مورد هم بدون توقع مثل تو بودن.. ولی خوب کم هستن
    پاسخ:
    ظاهر قربانی ، توی این مسائل دخیل هست ولی فاکتور تعیین کننده نیست! اون خانم برای شهر من و پوشش شهر من خیلی عرفی میگشت!
    خب میخواستن آشنا بشن، شما بگو نه! :))
    من اصلا نایابم! یه دونه هستم! خودمم! :دی
    سلام 
    خدا حفظتون کنه مستر هولدن :)
    با خوندن پست تون حقیقتا از کارتون کیف کردم و خوشحال شدم.
    بنظرم اینجا باید بهتون گفت :
    شیر مادرتون حلالتون باشه :)
    خدایا شکر که هنوز کاملا  ریشه ی جامعه مون خشک نشده .
    خدایا شکر برای طرز تفکرتون برای طرز تفکر آقای مترسک و آقایونی که تفکر شما رو دارند.
    خدا رو شکر .
    بعدا در مورد پست میام حرف میزنم.
    ممنون


    + آقا علی سلام کردا رو خوب  اومدین :)
    کردست و  غیرتست وقتی غیرتشون گل کنه خدا بهشون توان دو برابر میده.



    پاسخ:
    ممنون لطف دارین!
    +یعنی الان فقط کرد است و غیرت؟ بقیه غیرت میرت!!! ندارن؟ بعد فقط کردها سر موضوع غیرت توان دو برابری پیدا میکنن؟ :| حرفها میزنین هاااااااااااااا!
    معمولا در چنین مواردی اعتراض میکنم ولی گاها طرف اینقدر بی حیا بوده که بم گفته تو روانی و متوهمی به من چه.. یکبار هم سوار تاکسی یه پیرمرد شدم جلو نشستم بین راه عذر میخام دستشو فرو کرد تو شلوارش و از مسیراصلی داشت یه سمت دیگه میرف میشه گفت خدا بهم رحم کرد ولی تا مدتها ترسش باقی موند
    پاسخ:
    :|
    چه پیرمردهایی داریم :|
    اینقد از این اتفاقای بد رو تجربه کردم ، جایی که حریم شخصی تو براشون معنا نداره. بدترین اتفاقی که ممکن بود برام بیفته و پسر جوونی که متوجه شد و یه مسیر منو همراهی کرد بدون کلمه ای صحبت و بعد از اینکه مطمین شد من جام امنه رفت. هیچوقت اون آدم رو فراموش نمیکنم چون لطف بزرگی بهم کرد.
    پاسخ:
    دم اون پسره خیلی گرم! برو دنبالش بگرد بیاد بگیرتت خوشبخت بشین! :دی
    چندین بار ازین دست اتفاقا در تاکسی و اتوبوس بین راهی و جاهای عمومی برام پیش اومده. تبحر یافتم در برخورد با این چیزا :دی
    فکر کنم آستانه تحملم هم کم شده، تا نشانه های تهدید میبینم، پیش از واقعه، حال طرف رو میگیرم. دو سه موردش شدیدا چسبید :))
    پاسخ:
    کار خوبی میکنی!! :دی
  • النا بانو
  • خدا رو شکر که من ماشین دارم و دیگه از دست اینجور آقایون راحت شدم
    توی اتوبوس دستشو پسره گذاشته بودم روی دست من :|
    اخم کردم و دستمو کشیدم بیرون چند سال پیش بود این قضیه
    از دست این پیرمردا بیشتر از جوونا میکشیم :((((
    چقدر خوب که آقایون دیگرون رو به چشم خواهر و مادر خودشون ببینن:))))))
    پاسخ:
    چقدر حرکت پسره رمانتیک بود :)))))))))))))
    والله!
  • مترسک ‌‌
  • ناپاک؟ مطمئنی ناپاک؟ الان حتی «نجس» هم بگی کم گفتی و اگه درست‌تر بگم به نجاسات هم توهین شده؛ از جمع معذرت‌خواهی می‌کنم که لفظم فوق‌العاده بی‌ادبانه است اما باید بگم: بعضیا آدم نیستن و فقط یه غده تشریف دارن، یه غده جنسی متحرکن که دائم باید خودشونو تخلیه کنن؛ توی اتوبوس و تاکسی و خیابون و بیابون و مغازه و دانشگاه و حتی همین جا فضای مجازی که دیگه نور علی نوره...
    پاسخ:
    در اصل این قضیه که اینها "آدم" هستن فرقی ایجاد نمیشه، اینجور ینگاه کن که ممکنه دوستهای من و تو که خیل یهم باهاشون حال میکنیم جزو همین قماش باشن! اینجوری میفهمی درسته کارشون خیلی زشت و زننده است ولی اینها ممکنه در یه بافت دیگه رفتار نرمالی داشته باشن!
    ممنون از آقایونی مثل شما که همدردی میکنید  هولدن جان.....
    متاسفانه بعضی اقایون...کل حس شان مربوط به فقط یه نقطه از بدنشونه....و اصلا حس  دیگه ای رو نمیشناسن....آخه می بینن خانمی که کنارشون نشسته ناراحته و هی داره خودشو جمع میکنه طوریکه کم مونده در باز بشه و بیفته کف خیابون..ولی اصلا مهم نیس براشون...سنگدل و بیرحم و بی همه چیز اند....نه حریمی برا کسی قائلن ..نه حق و حقوقی....
    این مورد آشکارترین مورد نقض حداقل حقوق یک انسانه که میخواد کسی بهش تعرض نکنه......
    پاسخ:
    من همدردی نمیکنم، وظیفمه!
    حالا نه به این زشتی و وقیحی که شما میگین، ولی خیلی عمل شنیعیه!
  • شن های ساحل
  • همش بستگی به خود شخص داره.از یه سنی به بعد دیگه کسی مزاحمم نشد  اطرافیان میگن چون بیش از حد ترسناکم کسی شجاعتشو نداره طرفم بیاد! بنظرم امنیت بستگی به خود ادم داره یه زمانی من ۱۱ شب از سر کار بر میگشتم ولی هیچکس هیچوقت مزاحمم نشد...البته بعضی منطقه ها هستن ربطی به زن و مرد بودن نداره بهتر اصلا بعد از ۱۰ شب اونجا راه نری چون جیب هاتو خالی می کنن!
    پاسخ:
    "همش" هم بستگی به خود شخص نداره!
    ما فقط دو سه تا اختلال روانیِ جنسی داریم که عموما توسط آقایون در مکانهای عمومی اتفاق میفته! نتیجه اینکه همش به شخص بستگی نداره!
    :| 
    اخه بعضی وقت ها مجبوری :| دیرت شده باشه و تنها ماشینی که باشه همه اقا باشن توش مجبوری .
    دختره باید میزد تو گوش یارو:| اصلا هم به سنش دقت نمیکرد
    پاسخ:
    نه مجبور نیستی! اینجور موقعها از اون آقایی که جلو نشسته بخواید عقب بشینه و شما بشینید جلو!
    همشون بد نیستن ولی حتی اگه یه درصد احتمال بدم چنین اتفاقی ممکنه بیفته دیگه عمرا برم! دیگه اینکه دست خودِ خانوماست ...
    پاسخ:
    :دی
    اون دختره رو بیخیال طرح نداری طرررح نه zooطرححح:((
    پاسخ:
    ورزشگاه نیوکمپ!!!
  • زهرا رضایی
  • طرف قوی و کرد بوده....  عاشق این جمله شدم من! 
    اتفاقا میخوام یه پست راجع به این قضیه بنویسم، ولی حسش نیس، حالا نوشتم بیا بخون :دی 


    برامم مهمی پسر جان!  گفتم در ملا عام بگم که تحت تاثیر قرار بگیری... 
    پاسخ:
    البته من جای پدر شما هستم دخترم :))
    همین رو لینک کن ملت بخونن! :))
    یه چیز دیگه هم بگم نه اینکه بترسونم خانوما اما شاید بیشتر باید مراعات امنیتشون رو بکنن ...  یکی از آشناها  چن هفته پیش 11 شب با 3 تا افغانی درگیر شده که میخواستن یه خانومه  رو به زور ببرنش!! تو اطراف یه شهرک صنعتی .. تمام بدنش کبود شده از بس با چوب زدنش ولی زنه رو نجات داده و افغانی ها رو هم پلیس گرفته..طرف قوی و کرد بوده وگرنه آدم عادی بود میمرد
    پاسخ:
    اگه آدم عادی!!! بود میمرد رو خوب اومدی :))))))))))))

    دمت گرم .. بچه شهرانی پس  عجب ...بر عکس این قضیه برا من خیلی پیش اومده که دختره داشته میومده تو شکمم که همیشه هم خیلی صریح تذکر دادم بهش خخخخخخخخخخخخخخ....خدا شاهده من بمیرم از مترو استفاده نمیکنم هیچوقت تو خیابون و ... از بد لبالسی و حجاب خانوما اذیت نشدم اما نگاه آقایون حالمو بهم میزنه

    پاسخ:
    یعنی هر کسی خط صادقیه شهران رو سوار شد بچه شهرانه؟ :| خیر شهران و یا صادقیه نمینشینیم ما!
    دیگه دخترکش بودن این بدبختی ها رو هم داره :| :))
    ازین عمل جوانمردانه شما متشکریم,باشد که بقیه اقایون هم یاد بگیرن...اصن جا داره الان بهت بگیم باقى بقا:))))
    پاسخ:
    باز هم عجب :))
    واقعا بایداز بعضى ازین پیرمردا ترسید...
    فکر میکردم صندلى جلو امن ترین جاست،تعجب کردم همچین چیزى گفتى!!!همیشه با سرعت عمل بالا سعى میکنم بشینم صندلى جلو.
    این جور مواقع حتما جیغ جیغ میکنم.حتى پیش اومده به خاطر یه خانم دیگه به یه شخص پلید تذکر دادم...همه اینا به کنار ,بدترین اتفاق اینه که راننده هم ازین قماش باشه:|||

    پاسخ:
    در کامنت قبلی توضیح دادم چرا صندلی جلو نا امنه و در چه شرایطی!!!
    کار خوبی میکنی در مواجهه با این شرایط!
    اتفاقا من توی تاکسی فقط وقتی جلو خالی باشه میشینم!!
    چرا نشینیم جلو?
    جلو که فقط خودمونیم و خودمون!!
    من همیشه با این آدمهایی که محترمانه صحبت رو شروع می کنن مشکل دارم!! یه جوری با ادب حرف میزنن و تو دارری حس می کنی کم کم میخان گندشو دربیارن ولی نمیتونی صداتو بالا ببری و فقط سعی میکنی با سرد جواب دادن هی به طرف بفهمونی عاغا این صحبتهات تهش میدونم کجاست من اون وری نمیرم!! ولی بس نمی کنن!!
    و توی دو هفته اخیر دوبار برام اینجور افراد مشکل درست کردن!! 
    تکلیف با اونیکه رفتارش از اول بیشرمانه است مشخصه من حتی دقیقه ای صبر نمیکنم و چنننان میکوبمش که تاثیرم میذاره!! ولی اونایی که با سوالهای خرد خرد ریز ریز خیلی مبادی آداب شروع به لاس زدن میکنن دست آدم رو کمی میبندن!! 
    پاسخ:
    باید اضافه کنم که منظورم این بود وقتی کاشین کلا خالیه جلو ننشینید! آدم عقب نشسته بود اوکیه! راننده تنها از هر مسافری خطرناکتره!
    کار خوبی میکنی میترکونی!!!
    پیرمرد ِحداقل ای کاش با هم سن های خودش شوخی میکرد |: ( البته با هر سنی ؛ دلیل بر درست بودن کارش نیست ها ) .

    اگه پیرمرد ِ یه ذره ؛ فقط یه ذره شعور داشته باشه می فهمه اینکه شما به دختر ِ گفتید جای من بشین به خاطر چی بوده. احسنت .
    پاسخ:
    همینجوریش فهمید دیگه شعور نمیخواد! تابلو بود اصلا! بعد اون اخم من عبیالله بن زیاد رو میترسوند این که یه پیرمرد بود :))
  • آناهــیــ ـــتا
  • این مساله چندین بار تو تاکسی برای من پیش اومده, یبارش بین یه خانم و آقا نشسته بودم و اون آقا واقعا مریض بود. اولش فک می کردم دارم اشتباه می کنم اما بعد دیدم نه... داره به کارش ادامه می ده. 
    یه چش غره بهش رفتم و از راننده خواستم نگه داره و پیاده شدم. اون آقا هم یکم جلوتر پیاده شد و از جهت مخالف اومد تو صورت من و یه چیزی گفت که....
    ینی تا یه هفته بعد از اون جریان من حالم بد بود و تا جایی که می شد سوار تاکسی نمی شدم و موقع پیاده روی هم حتمن یه چیزی میذاشتم گوشم...

    یبارم تو مترو مجبوری اون سمتی که بعد از واگن زنونه س (الان رسما زنونه محسوب میشه ولی قبلا تکلیفش ملوم نبود) نشستم و یه سربازی اومد کنارم نشست, بعد جمله های کتابم رو بلند بلند می خوند و می گف چه جالب... به به :)))) البته یکم که گذشت دیگه داشت سر صحبتو باز می کرد که باز ترجیح دادم پیاده شم :|

    کلا بلد نیستم ملت رو بشورم بندازم رو بند.
    حتی اگه غریبه باشن. 
    خیلی بده به بقیه توصیه می کنم حتما این آپشن رو روی خودشون نصب کنن, بدرد می خوره گاهی :|
    پاسخ:
    اون که از ماشین اومده بیرون چه ضایعی بوده :|
    تمرین کن یاد بگیری!
  • نیمه سیب سقراطی
  • ایول .... خیلی آقایی ، حال کردم :)
    امان از این پیرمردهای سه نقطه آقا ، امان :/
    حس منزجر کننده ای ... 
    پاسخ:
    قربان شما لطف دارین!
    واقعا!!!
    همینجوری خوشم اومد ابراز علاقه کنم...

    +بنظرت خیلی ضایس تو اتوبوسی جایی بزن بزن راه بیفته؟پتانسیلشو دارم+تجربه:)


    +کامنت نگار اس یه بوهایی میداد

    پاسخ:
    نه ضایع نیست!
    چه بوهایی میداد؟ :|
    نه نیست! من دارم میگم مشکل از رفتارا و هنجار شکنی خانوما هم هست ولی منتها جامعه بدشده دیگه کلا امنیت نیس آیا حقیقتا ده شب دوتا دختر انقد امنیت دارن که خوش خوشان راه برن؟ ندارن دیگه!
    پاسخ:
    اصلا ده شب بیرون چی کار میکردین شما؟ هان؟ :))
    دقیقا خانوم ها نباید برن قسمت اقایون تا این مسائل پیش نیاد...
    پاسخ:
    من هم همین رو میگم! :دی
    آقا منم یه دوستی دارم یه بار به یه سربازی که خیلی تشنه اش بود،آب داد:/
    چرا این رو گفتم؟دیدم بحث جوانمردی و ایناست.خواستم یه چیزی تعریف کرده باشم در همین راستا:))
    پاسخ:
    عججججججججججججب :))
    چرا اون اخرش نرفت بخش زنونه؟
    خودشم مشکل داره انگار :/
    پاسخ:
    چون صندلیش تکی بود!!!
    آهان دیدین!شاهد از غیب رسید:|
    اشاره به کامنت نگین.
    @نگین.اصن امنیت نیست خواهر جان
    پاسخ:
    :|
    برای بار شونصدم، عججججب!
    عاشقتم هولدن
    پاسخ:
    من کشته مرده و عاشق زیاد دارم، شما به چه دلیلی عاشق من شدین؟ :))
    جل الخالقققققق!

    قبول ...
    ولی خداییش کلا پیاده بریم بهتره ...
    نه نه! بازم یکی هس تیکه بندازه 
    امشب تو راه بیمارستان من و دوستم دست همو محکم گرفته بودیم و کیفامون تو بغلمون از تتررررس آیت الکرسی میخوندیم! تا برسیم بیمارستان! آدم امنیت نداره بخدا 
    پاسخ:
    :|
    اینم دیگه سیاه نمایی بیش از حده خدایی!!!
    خب بله...به نظرم کلا ترسناکن:|
    این ضرب المثل دوری و دوستی رو در مورد همین مردا گفتن به نظرم:|
    پاسخ:
    ععجججججججججججب :|
  • شباهنگ (تورنادوی سابق)
  • من عکس العملم در مقابل همچین رفتارهایی واقعاً ضعیفه
    اون لحظه می‌ترسم و هیچ کاری نمی‌کنم ینی نمی‌تونم که کاری انجام!
    اشاره به پست:

    پاسخ:
    اشتباه بیشتر خانمها همینه، من به خانمهایی که خودم باهاشون در ارتباطم میگم، به شما هم توصیه میکنم، عذر میخوام، در این موارد کولی و بی حیا باشید!!! اصلا جای مانور ندید! از ترسو ترین آدم ها هستن این دسته ی چشم ناپاک!
    مردا کلا ترسناکن:/
    :))
    پاسخ:
    کلا یعنی؟ :|
    اه حالم بد شد!
    من یه بار از سر ندونم کاری صندلی عقب تاکسی کنار یه آقا نشستم و تا عمر دارم دیگه همچین غلطی نمیکنم!
    ممنون از شما
    پاسخ:
    حالا کنار یه اقا نشستن همیشه هم اینجوری نیست که :|
    شما بد شانس بودی! :دی
  • مدیر جوان
  • حسسسساسسس
    پاسخ:
    بله متوجه شدم! :دی
  • مدیر جوان
  • چشم، مرسی 
    ولی اون دختر نمیخوام بگم خودش دوست داشته ولی همچنین حسسسستسسس هم نبودهااا... 
    درود بر غیرت شما.... 
    پاسخ:
    دختره رو من دیدم شما ندیدی که! یه مقداری دل گنده بود فکر کنم! :دی
    ممنان!
    غم انگیز و تلخ:(
    +فرق داره!خانما نگید فرق نداره!خداییش فرق داره.
    پاسخ:
    وجدانا فرق داره ها!!!
  • شباهنگ (تورنادوی سابق)
  • چه قدر شما خوبید...
    خدا بیشترتون کنه :))))
    پاسخ:
    چون جام رو عوض کردم خوبم؟ :))
    من خواهر دارم، با دختری دوستم که میخوام باهاش زندگی کنم! پسر پیامبر نیستم، ولی اختلالات شنیع جنسی هم ندارم :|
    لطف دارین :))
    تکبییییییییر! :))
    حرف، حرف درستیه! می‌پسندم!
    پاسخ:
    من هنوز ناراحتم چرا به پیرمرده یه چیزی نگفتم بره در خودش بمیره! :)) :|
    چه عججججججججججبببببببببب! شما پسندیدی!
  • زهرا معصومی
  • خیلی قشنگ ممنون .به هنر کده نیوا سر بزنی ممنون میشم
    پاسخ:
    سر نمیزنم :|

    ارسال نظر

    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">