Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
نوشته های اخیر
نویسندگان
جهان بیرون غار

شبح خاندانی...

چهارشنبه, ۱ مهر ۱۳۹۴، ۰۵:۱۳ ب.ظ

من معتقدم خویشاوندی که سال تا سال ازت خبر نمیگیره! اما توی عزا و عروسی مُصره که حضور داشته باشی، پست ترین انواع خویشاونده! چرا؟ شما دقت کن فرضاً من نوعی، چند ساله در عین شایستگی برای داشتن یه شغل خوب یا بیکار بودم یا شغل های سطح پایینتری رو انجام میدادم، بعد این خویشاوند نوعیِ منِ نوعی، همه روابط و امکانات فراهم کردن یه شغل مناسب رو داشته و داره، و ایضاً این کار رو برای خیلی از دیگر بستگانش انجام داده، اما به من که میرسه، ضابطه مند و "دست بسته" میشه! یا مثلاً حتی نمیدونه من چند سالمه، رشته تحصیلیم چیه، چیکار میکنم؟ زنده ام؟ مرده ام یا نه! میرسیم به عروسی ها و عزاهای خاندان، و یهو هولدن کالفیلد میشه فامیل، میشه برادر زاده! میشه مهم! خب "عمه ی نوعی"! شما سال تا سال از من سراغ نمیگیری، من هم همین کار رو میکنم، ولی حداقل من همیشه و همه جا اعلام میکنم به شما نگاه خویشاوندی ندارم! دیگه به من ارتباطی نداره برای شما مهمه دو تا جوون تحصیل کرده خوب سالم بی مشکل بیان توی مجالست تا با دست به بقیه نشون بدی و بگی "برادرزاده هام هستن ها! جفتشون فوق لیسانس دارن میخونن! چی میخوندی هولدن؟ حقوق بودی؟" به من ارتباطی نداره تو میخوای پُز تحصیل کردگی یا هر رقم پُز دیگه رو بدی! شمایی که توی سختی های من، درد های من، مشکلات من و مسائل سخت خانواده من نبودین، برای من خویشاوند نیستین!

تا اینجا که چندین مجلس عزا و عروسی و عقدتون رو نیومدم، فردا (!) هم نمیام، بعد از این هم نخواهم آمد، مطمئن باشید هیچ توقعی ندارم توی هیچ مجلسی از من حضور داشته باشین، یحتمل خیلی هاتون رو برای عروسی فرضی خودم حتی دعوت هم نمیکنم! خدا شما رو برای اون "گَنگ خواهرانه ای" که تشکیل دادین نگه داره، سایه تون هم بالای سر بچه ها و خواهرزاده هاتون باشه!

شما برای من وجود ندارید، مرا به خیر شما امید نیست، شر مرسانید لطفاً! باقی بقایتان!

  • ۹۴/۰۷/۰۱
  • هولدن کالفیلد

آراء الحکما: جلد  (۴۲)

 چه خوب گفتین
بدتر از هنش حس بی کسیه
پاسخ:
عجبزج!
  • مـــیـــمـــ ...
  • :/ درک کردم به شدت
    از همه بدتر اون حس بی کسیه اس که بعضی وقتا خصوصا تو پارکا که همه دسته جمعی با فامیلشونن
    یا وقتایی که دوستت میگه فلان چیزو عمم برام گرفته یا فلان کارو عمه ام کرده واسم

    آقا پست حجو کی میذارید من دقیقا همون روز بیام بخونم
    ولی کلا من فکر میکنم تو این شرایط حج واجب هم واجب نبود
    نمیدونم چرا این اتفاقای امسال به نظرم نشونه میان
    جناب ِ هولدن این قسمتارو ستاره دار کن باشد که با مخالفت و فحش روبرو نشوم :))))))))))))))))))))))))
    پاسخ:
    :))
    بی کسی ... :|

    ممنون.
    نمیگم جنگ دارین ولی من اصولا اهل بحث کردن این چنینی نیستم.

    + یعنی اگر الان یکی از دوستان کامنت منو تو این تایم ببینه با خودش فکر میکنه چقدر بیکارم که تا این تایم بیدار بودم نمیدونه تا الان مشغول کار کردن و جمع و جور کردن کارام بودم.
    بازم ممنون.

    یعنی من ساکت شم دیگه ؟:))
    باش .
    خب من روانشناسی خوندم البته نه بصورت تخصصی یعنی کل کتابخونه ی من
    شامل کتابهای روانشناسیه .
    فکر کنین کسی که خودش روانشناسی خونده 50% هر چیزی رو به روانشناسی ربط 
    میده :دیی 
    باشه جناب هولدن باور کنین اسمتون سخته :))
    نمیشد یه اسم دیگه میذاشتین من آشنا تو ثبت احوال داراما :)))
    برخلاف میلم حرف نزدم ولی شده کار کردم :دیی 
    من دیگه ها دیگه حرفی نمیزنم:|
    خوبه ؟!
    حالا یه کم این شمشیر جومونگ تون رو  غلاف کنین :))
    ممنون.


    پاسخ:
    نه! اصلا عرضم این نیست ساکت شین خدای نکرده. صرفا گفتم هر چیزی به اینکه یکی روانشناسه ربطی نداره! شما اگر روزی چند بار این حرفی که زدین رو بشنوین، بالاخره از هر بیست سی بار به یکیش واکنش نشون میدین!
    من جنگ ندارم واقعا! :|
    شما هم بگو نظراتت رو! :دی

    شما تنها روانشناسی هستی که نمیدونین با خودتون دقیقا چند چندین :))
    یا باید حرف زد یا نباید زد درسته ؟!
    من میگم حرف باید زد ولی یه جوری حرف نزنیم که خونواده های حجاج چه قربانی ها 
    چه بازمانده ها ناراحت بشن.
    پست دیشب شما یک کم احتمالا باعث دلخوری خونواده ها حجاج میشد.
    حالا این نظر منه منم یه کم امشب فکر کردم متوجه شدم یه کم کوچلو جناب روانشناس
    محترم که واقعا اسمتون سخته و به همون روانشناس اکتفا میکنم یه کم کوچلو 
    تند رفتین ولی در کل پست تون رو بعدا بزارین حالا با یه لحن آروم باشه بهتر.
    از منم دلخور نشین بخاطر حرفم.
    ممنون
    پاسخ:
    شما تا حالا نشده کاری بر خلاف میلتون انجام بدین که این حرف زو میزنید به من؟
    میل من این بود که حرف بزنم، کار خلاف میلم این بود که بنا به ملاحظات، پست رو پاک کنم، و چون این نقض آزادی بیان منه، بهش اشاره کردم.
    تند هم نرفتم، تند رفتن من یه شکل دیگه است! :دی
    ضمن اینکه تا هر چی میشه به روانشناسی ربط ندین، چه ربطی داره واقعا؟ بازی با این کلمه چه لذتی داره؟

    اوکی .
    الان فهمیدم چرا حذفش کردی.
    اتفاقا کار بجای کردی.
    جدی میگم.
    اون پست تون یه جورهای که خونواده های حجاج رو هم تو این اوضاع ناراحت میکرد 
    اصلا بهتر که حذف شد.

    + یه روانشناس وقتی میتونه خوب کار کنه که همه زوایا رو بسنجه بعد کار کنه.
    فقط یه سویه عمل نکنه.
    خوشحالم همچین روانشناس های تو بلاگ هستند:))

    پاسخ:
    من خودم اعتقاد دارم کاملا به جا بود پستم، ولی خب وقتی کسی هست که داره با تمام وجودش گلایه میکنه، من رسما "مجبورم" این کار رو کنم! خوشحال نشدم از پاک کردن پستم و هنوز معتقدم این نقض آزادی بیان منه، ولی خب قضیه رو درک میکنم!
    یک متنی منتشر شده که ما ندیدیمش.بعد نویسنده اش اعتراض داره که چرا آزادی بیان نداره؟بعد مخاطبی که دیده طبق برداشتش به مخاطب کنجکاو دیگه پاسخ میده.بعد مخاطب کنجکاو نتیجه گیری می کنه!بعد نویسنده می گه:نه!این همه واقعیت نیست.نتیجه می گیریم که وقتی همه داده ها رو نداریم،نتیجه نگیریم!
    این بود قصه ما:))
    پاسخ:
    همه اینهایی که میگی شما درسته آزادی بیان من سر این قضیه نقض شد، ولی خب بنا به هر دلیلی اون پست رو پاک کردم، اینقدری هم ناراحت بودم که این رو بنویسم!
    چند وقت دیگه که قضیه سرد شد یه پست در موردش مینویسم.
    :|
    پاسخ:
    :دی
    سلام بر جناب هولدن. آقا من پست بالایی رو میخوام بخونم. یعنی چی برمیداری حذف میکنی آدم فضولیش گل میکنه هی مجبور میشه مخشو به کار بگیره تصور کنه چه خبر بوده. دو روز نبودما. ولله.
    در مورد فامیل شدیدا باهات موافقم. یکی از بحثام با مامانم همیشه همینه که من کسایی رو توی عروسیم دعوت میکنم که واقعا از حضورشون خوشحال بشم و اگه نیان کاملا به چشمم بیاد. نه آدمایی که صرفا چون فامیل و آشنان ممجبورم قیافشونو تحمل کنم! حتی نه فقط عروسی، توی رفت و آمد هم به نظرم آدم وقتی اخلاق یکی رو نمیپسنده، چرا بره و بیاد و هی لبخندهای الکی تحویل طرف بده؟! تو یا از یکی خوشت میاد و میخوای دور و برت داشته باشیش یا نداشته باشی. تموم شد و السلام! ولی امثال مامان من در اون لحظه جوری بهت نگاه میکنن که حس میکنی دیگه تموم شد و حرفت حجت شد و بعد کار خودشونو میکنن و به هر کاری دست بزنن تا تو رو هم با خودشون همراه کنن :| من در چنین مواقعی از راهبردهای اجتنابی و سفر ناگهانی به خوابگاه استفاده میکنم :|
    پاسخ:
    آفرین دخملک!!! :)) من کاملا موافقم!
    حالا پاک نمیکنم دفعه بعد! :دی
    باران جان من یه بار یه پستی در مورد نون حلال نوشتم باورت میشه بهم اهانت کردن؟!:/بعد من داشتم فکر می کردم یعنی نون حلال بده یا چی؟!اصلن اسم حلال رو برداریم بگیم از راه درست روزی کسب کنید.این برای چی باید باهاش مخالفت بشه؟!اصل بدیهی اخلاقی دیگه!!:/به جان خودم گاهی در کار خلق حیران می مانم چونان که عزم می کنم سر به کوی و بیابان بزنم!:/
    پاسخ:
    شما واقعا در جریان نیستی، قضیه اینجوری یه طرفه هم نیست. لازم بود که پاک بشه. حالا من دلخور شدم اون رو نوشتم!

    در پاسخ به صبا :
    سلام 
    بله ایشون در مورد دیدگاهش درباره  حج و وقایعش نوشتند ولی کمتر از نیمساعت نشد که حذف شد:((

    پاسخ:
    خب گاهی لازمه که یه کارهایی بشه، حالا این چند روز و جو بد پیش اومده بگذره دوباره مینویسم!
    جدی؟قضیه این بوده باران؟!موضوع پست هولدن این بوده و بعد مورد اعتراض قرار گرفته؟!ما داریم به کجا می ریم واقعا؟:/
    پاسخ:
    شما در جریان ریز امور نیستی، پیچیده تره.

    این همه سال انسانها در روز عید قربان که هیجده ذی الحجه است گوسفند را قربانی میکردند و می کشتند.امسال بر عکس شد و تعدادی گوسفند انسانهایی را کشتند.
    نباید حذف میکردی .
    آزادی بیان تو بلاگ باید باشه.
    سکوت رو باید شکست.
    حالا ادبیاتش یه کم آرومتر و سبک تر.
    ولی نباید در مورد این داستان سکوت کرد.
    سکوت جایز نیست.

    پاسخ:
    خب خانم اگه میخواستم ازش حزف بزنم حذفش نمیکردم که!
    مسکوت نگهش داریم بهتره!
  • لو راز پام
  • مدل تلویزیونی نبود که:)))
    پست بالاهم نخوندیم ما که...حذف شده گویا.
    پاسخ:
    بله حذف شده!
    امان از خویشان داغان ...
    پاسخ:
    اماننننن!
    کنجکاویم نسبت به پست حذف شده،مسئولین لطفا رسیدگی کنند:/
    پاسخ:
    نمیشه! :دی
  • فـرشـده ..

  • به قولِ یک عمه ندارِ لا اعصابی ؛
    خودِ شما ، خودِ شماشو ناراحت نکن ،
    نهایتاً فلانه فلانه شوهرش !
    پاسخ:
    جججججججججججججججججااااااااااااااان؟ :|
    قضیه اون پست بالایى چیه؟؟؟؟
    پاسخ:
    قضیه ای نداره! :دی
    بهترین کارو میکنی 
    منم با عمه م همین کارو کردم نه تنها عمه م بلکه با دو تا از دایی هام هم همینکارو کردم با این تفاوت که باز تو یه جورایی باعث پزشون هستی ولی من کلا موجود سرکشی هستم که هیچجوری با معیارهاشون جور نیستم و مهمتر از همه بویی از مذهب هم نبردم ! :|
    پاسخ:
    اینکه من باعث پزشون هستم رو به چشم دیدم، وگرنه به نظر خودم آدم "پز دادنی ای" نیستم!
  • مدیر جوان
  • موافق این پستم...
    پاسخ:
    این پست هم موافقته!
    واقعا لحنت شاکی و دعواییه یا من کلا اینارو با حرص حس میکنم؟ :/
    پاسخ:
    شاکی نه، غیر دوستانه است لحن این پست!
    خوب شد این پست رو گذاشتی وگرنه همه می ترکیدیم از بس دلامون پر بود! :))))
    پاسخ:
    والله به خدا! :))
  • خارج ازچارچوب
  • البته برای پیش‌گیری اضافه کنم ازونا نیستم که تا یکی یه چی گفت من ده تا چیز بگم که ثابت کنم بدبخت‌ترم... :)) فقط خواستم لبخند بزنی به این قضایا.
    پاسخ:
    لبخندم نمیاد، البته دغدغه ام هم نیست! :دی
  • خارج ازچارچوب
  • تا حالا تو جمع فامیلی بدون هیچ حال و احوال و حرفی،بهت گفتن بیا برای رفیق‌مون صیغه بخون؟نگفتن که!چون حوزه نرفتی که فکر کنن فقط بلدی صیغه بخونی!
    برو خداروشکر کن باهات پُز تحصیل‌کردگی می‌دن.
    پاسخ:
    عوضش با تو پُز بهش میدن :))
    خیلی تو کار آدم دخالت میکنن و... یکم زیادی کنجکاون :پی
    پاسخ:
    آوه!
  • رگـ ـهــا
  • من بعد اعلام نتایج کنکورم فهمیدم چه قدر فک و فامیل داشتم خودم نمیدونستم ! :|
    کلا یه سری آدما فازشون همینه :|
    پاسخ:
    :))
    ( آیکن خنده و ریسه رفتن حتی و نیشخند )
    یعنی من الان پروفایل تون رو خوندم و فهمیدم شما روانشناسی خوندین :دییییی 
    خداوکیلی یعنی بگین یه درصد نمیدونستم روانشناسی خوندین و حتی ارشد روانشناسی 
    دارین :))))
    دیگه هیچی من فقط سکوت میکنم:))
    احتمالا با اون کامنت آخر فکر کردین من مسخره تون هم کردم :)))
    ولی باور کنین اون حرف رو از یه روانشناس بزرگ که اسمش یادم نیست
    چند سال پیش تو شبکه دو دیدم :))
    و اصلا قصد مزاح با شغل شما رو نداشتم. 
    گفتم اینو نگم تا صبح از خنده می میرم :))
    موفق باشین.


    پاسخ:
    نه حس تمسخر بهم دست نداد :))
    بلی حرف شما هم صحیح :))
    ولی با این حرفتون یعنی ما جار زدیم ؟:دی 
    ولی بزار بگم یه روانشناس بزرگی میگفت :
    وقتی فامیلی که تو هیچوقت سال نیستشون و فقط تایم عزاهامون زنده میشن یا تایم 
    عروسی هامون باید با اینجور فامیل ها برای همیشه خداحافظی کرد 
    اینا فامیل نیستند اینا از هفت پشت غریبه ترن.
    میگفت من که به همسرم گفتم اگر روزی روزگاری مردم به اینا هیچوقت اجازه نده 
    بیان عزاداریم وقتی زنده بودند و نبودند نمیخوام وقتی مردم باشند 
    همون بهتر که الانم نباشند.
    بنظر منم همینطوریه. 
    اینم بحث روانشناسی این داستان :))
    پاسخ:
    عجججججججججججججججججججججججججب! :دی

    این جواب سوال من نبود هان :|
    میگم چرا عمه ها ؟!
    تا حالا شده شما برین سر بزنین به عمه تون ؟!
    من خودم عمه ام طرفداری عمه ها نمیکنم چون خودم از 5تا عمه ام ، 2تاشون واقعا دوس دارم بقیه شون فقط حرص مون رو درآوردن.
    ولی به همون نسبت خاله هام عین عمه بودند برام.
    من خودم عمه ام روزی نیست دلم پر نزنه برای دیدن برادرزاده ام اما چه فایده‌
    زنداداشم و خانواده پدریش  اجازه این دیدار رو نمیدن نه تنها به من به هیچکدوم 
    از خونواده ام درصورتی که خیلی خیلی برادرزاده مو دوس دارم.
    پس مشکل  همیشه از عمه ها نیست.
    شاید دو طرفه باشه 





    پاسخ:
    شما تا از ته و توی ماجرای من خبر نداشته باشی که نمیتونی حکم قطعی بدی، منم هیچوقت نمیام ته و توی ماجرام رو توی وبلاگم جار بزنم! :دی
    پس، شما در این موارد، کمابیش مجبوری حرف من رو بپذیری!
    سلام
    اولا عیدتون مبارک :))
    دوما پاییز تون مبارک.
    و اما سوما :))
    حالا چرا گفتین عمه ؟!:))
    آخه چرا اسم عمه ها بد در رفته؟!:))
    با  وجودیکه بعضی از عمه ها از بعضی خاله ها بهترن:))
    جدی؟:))
    البته من درمورد پستون زیاد حرف دارم بخصوص روانشناسی این داستان:))

    پاسخ:
    چقدر این روانشناسی در بطن جامعه محبوبه! :دی
  • آناهــیــ ـــتا
  • ببین میدونی... منم با خیلی از فامیلا, ینی با بیشترشون حال نمیکنم. ینی خب بلاخره متفاوتن دیگه.
    اما اول و آخرش فامیلن. هیچکاریشم نمیشه کرد.
    بهرحال یه جایی, یه وقتی میشه که آدم مجبور میشه باهاشون باشه.

    من تا چن وخ پیش اصن کاری به کارشون نداشتم, بعد به این فک کردم که خب این یه چیز دو طرفه س. من اگه می تونم توی مهمونیا یه چیز مشترک پیدا کنم و باهاشون حرف بزنم, یا تو تلگرام و اینحرفا, چرا نکنم.
    مثلا فلان فامیلمون که پنجاه سال از من بزرگتره و عملا حرفی باهاش نمیتونم داشته باشم, یه سوال آشپزی که می تونم ازش بکنم. در همین حد اصن. که هم اون حس کمک کردن بهش دست بده هم ارتباطی بینمون باشه.

    البته نکته ی پست شما چیز دیگه ای بود و من کاملا گرفتمش.
    و خیلی دردناکه.
    البته بعضیا کلا تو غم و شادیای آدم نباشن بهتره. چون بجای اینکه بودنشون مثبت باشه, عوارض جانبی داره..
    پاسخ:
    من اتفاقا رفت و آمد با بستگان رو دوست دارم، ولی نه این بستگان! عرض کردم حسمون به هم دو طرفه است، مطمئنا من بمیرم اونها دو قطره اشک میریزن کلا! فرقش فقط اینه من داعیه ندارم اونها دارن!
    حیفه ها هولدن...عروسیه,کلى خوش میگذره...
    پاسخ:
    :|
    تو رو جاش دعوت میکنم!
    کاش مال منم اینطوری بودن :|
    پاسخ:
    مگه الان چطوریه؟
    والا راست می گی...ما که خیری ازشون ندیدیم...البته ناسپاسی نباشه عده ای هم خوبی هایی کردن...ولی این حرصم رو در میاره، ما تا یه حرف کوچیک میزنیم یا یه کاری انجام میدیم که بخودمون ربط داره می پیچه تو فامیل و کلی حرف و حدیثِ بیخودی و تهمت و افترا واسه آدم درست می کنن. اونوقت خودشون هرکاری بکنن موردی نداره...خوشیاشون واسه خودشونه...غم ها رو دو دستی میدن به ما...آقا اینجا برادر به برادر کمک نمی کنه...عمو دیدی این شکلی!!
    پاسخ:
    چقدر دل ها پر بود ها! همه منتظر بودن من بگم؟ :))
    واقعا واقعا واقعا !!! انقدر دیدم.
    من خودم زیاد روابط ندارم با اقوام. ولی خب کلا هم جار نمیزنم فلانی فلان من میشه و این حرفا ..
    پاسخ:
    پیش میاد دیگه، ولی بده که پیش میاد!
    این که ماها نمی‌تونیم از مزایای زندگی فامیلی استفاده کنیم، تقصیر تک‌تک افراد نیست؛ بلکه روح حاکم بر کلیت جامعه مریضه.

    + نظر کارشناسی بسیار سنگینی بود. ۵ دقیقه تنفس!
    پاسخ:
    :))))))))))))
    چی بگم...خیلی تلخ تر از اونه که بخوام بگم...منم دوست ندارم یه عده ای رو ببینم.خوبی و بدیشون خوشی و غمشون برایم مهم نیست....یه سری دوستان خانوادگی داریم که از هر فامیلی نزدیک تر و بهترن:)
    پاسخ:
    من موافقم با شما!
      یه گونه ی دیگه هم فامیل داریم چشششم دیدن موفقیت تو خنده ها و شادی های تو رو نداره و پشت سرت انواع و اقسام لیچارها و تهمتها و بدگویی ها هم به راه میندازه همیشه!! میدونی اگ تو عزات بخاد باشه مطمٸنا خوشحاله واسه حال و روزت و اگ تو شادیت راهش بدی حرفهایی ب دروغ به خورد اطرافیان میده و سفسطه ردیف میکنه و هزار و یک نفرین به ریشت تو دلش میبنده تا شادیت رنگ غم بگیره!!!
    بله ازین نوع فامیلم داریم.
    پاسخ:
    این مدل که زیادن

  • فاطیما کیان
  • از اینجور فک و فامیل بیزارم و دوری میجویم ! 
    پاسخ:
    کار خوبی میکنی!
  • لو راز پام
  • روابطای فامیلی الان خیلی بد شده...همه با هم غریبه
    پاسخ:
    چرا اینقدر مدل تلویزیون گفتی؟ :))
    همه این حرفا رو برادر منم نسبت به عموم میگه ، دقیقا ایشونم همین برخورد رو دارن . آقا من میفهمم خوووب میفهمم. بدبختیش اینه خونواده ول کن نیستن و تو این مواقع گاهی طرف اون فامیلو میگیرن!
    پاسخ:
    به هر حال خانواده ان، وظیفشون ندیدن حقایقه! :|
  • مترسک ‌‌
  • کلهم فامیل نداشته باشی بهتر از اینه که با همچین افرادی قوم و خویش باشی :|
    پاسخ:
    والله به خدا!

    ارسال نظر

    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">