Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
نویسندگان
جهان بیرون غار

شکاف نسلها؟

جمعه, ۱۳ شهریور ۱۳۹۴، ۰۳:۰۷ ب.ظ

کابوس زیاد میبینم، و تعدادیش از اون دسته ای هست که آدم توش فقط ناله میکنه تا یکی بیاد و بیدارش کنه...

چند شب پیش از همین کابوس ها دیدم، ناله کردم و قبل اینکه کسی برسه خودم از خواب پریدم. بابام اومد سر در اتاق ایستاد و... "نُچ نُچ نُچ... حالا بازم نمازت رو نخون"! و بعد همینطور دور شد...

ممنون که بین سلامت جسمانی و روانی من، و احتمال خفگی و تشنج و انواع امراض دیگه فقط و فقط به نماز فکر میکنی!

  • ۹۴/۰۶/۱۳
  • هولدن کالفیلد

آراء الحکما: جلد  (۴۹)

سلام

وقتتون بخیر...

خیلی وقت پیش کامنت گذاشتم اما طبق معمول بدون کامنت اینجا رو دنبال کردم و شاید یک علتش نحوه جواب دادن شما به کامنت افرادی هست که نمی شناسین!

در مورد پست کابوس یه سوال دارم از شما...
البته که شخصیه و اگر نخواستین جواب ندین...
اونم اینکه به همون اندازه که از پدرتون به هر دلیلی گله دارین، از مادرتون هم ناراحتین؟

گفتم که وارد حیطه شخصی شما شدم و توقعی نیست که حتما جواب بدین ولی این انتظار هست که اگه خواستین جواب بدین با لحن تند و تیز به یه غریبه جواب ندین!
چون فک نمیکنم که تو کامنتم بی احترامی ای کرده باشم!!

در پناه حق 

پاسخ:
واقعا باور بنمایید لازم نیست اینقدر ناراحت کامنت بدین، ناراحتین میتونین کامنت ندین! یا میتونید این همه قضاوت و پیش داوری در مورد من رو بذارید کنار، بعد کامنت بدین!
سوالتون بی احترامی نیست و البته جوابش نمیدم، چون حیطه ی شخصی زندگیمه! و واقعا لازم نیست برای یه سوال نیم خطی پنج خط در مورد نحوه پاسخگویی من ابراز نگرانی کنید، این توهین آمیزه!
یا علی
:|
:|

پاسخ:
:| :|
  • بیدمجنون ام
  • نچ
    منظور اینکه همه ی ما والد سرزنش گری درونمون داریم که حتی اگه خودمون زجر سرزنش شدن قضاوت شدن و امثالهم رو چشیده باشیم
    پاسخ:
    هومم....
  • بیدمجنون ام
  • هم یه طرف دلم میخواد بگم راس میگه خب . هم یه طرف دلم یه دختر نشسته که مدام از عزیزترینش میشنوه روسریتو بکش جلو که دیگه اصلا میترسه بعدها این تنها تصویر ذهنیش از اون عزیزترین باشه :(
    پاسخ:
    راس میگه نماز نمیخونم کابوس میبینم؟ :|

    از مراجع میگیریم :دی
    پاسخ:
    لطف میکنی :|
    خوشبختانه از "حسِ پدرانه " یِ پدرم همیشه خیر دیدم :)
    پاسخ:
    ایشالا همش هی همینجوری تا اخر خیر ببینید!
    اصلا سوال من اینه که ما امروزی ها چرا انقدررر راحت به هم توهین می کنیم :| ¿ 
    صرفا چون هم رو نمی شناسیم!!! باید انقدر بی پروا به هم توهین کنیم ؟
    پاسخ:
    بله حق با توئه، چی بگم؟
    جدن؟!
    با یه نظر و کامنت؟
    چه جالب!
    چرا فکر کردی برام مهمه؟
    شخصیت خودتو نشون میدی که با یه نظر مردم رو بی ارزش تلقی میکنی
    و متاسفم برای جامعه روان شناس که ان سان هایی مثل تو قراره بشن مشاور مردم


    انقدر همه جا جار نزن روان شناسی
    چون هیچیت مثل یه روان شناس نیست

    پاسخ:
    اینجا تنها کسی که داره ضعفهای شخصیتیش رو نمایش میذاره شما هستین!
    خدانگهدارتون باشه.
    :))))
    حالا کجاش غلط بود؟!!

    مطمینی درسای روان شناسی رو خوب خوندی؟
    البته حق داری همچین برخوردی کنی
    حتما بالینی نخوندی
    یعنی آسیب شناسی نخوندی
    وگرنه میفهمیدی نحوه ی پاسخ دادنت به چی بر میگرده
    اگه میدونستی خودت خنده ات میگرفت
    باور کن!


    +با لحن و فکر خودت خوندی نظرمو
    با قضاوت

    بعدم مشکلت اینه که فکر میکنی آسمون باز شده و فقط تو افتادی زمین و فقط خودتی که با پدرت این مشکل رو داری



    +مطمینم اگه با اسم نظر گذاشته بودم
    رفتارت طور دیگه ای بود
    پاسخ:
    شما از لحظه تایپ اون جواب از درجه ارزش ساقط شدین برای من.
    ن ..میگم در برابر بابات عکس العملت چیه؟
    پاسخ:
    من هیچی نمیگم! چی بگم؟ :|
    دوس دام بدونم تو عکس العملت چیه؟
    پاسخ:
    بچه من ناله کنه واقعا مهمه "دلیل غایی ناله" چیه؟ :|
    میرم بیدارش میکنم یه لیوان آب میدم دستش بهش میگم جاش رو راحت تر کنه باز بخوابه! شق القمر نمیخوام کنم! خیلی آسونه به خدا! :|
    اینکه هدایت بشو نیستی رو که خودمم میدونستم ... فقط موندم چیکارت کنم :)))
    پاسخ:
    حکم ارتداد از کجا میتونی بگیری؟ :|
    ناتینگ تو سی مستر کالفیلد...
    این نیز بگذرد...
    پاسخ:
    :))
    چیزی نیست!
    راستش هیچ وقت با والدینم تو این شرایط نبودم نمیتونم قضاوت کنم یا حتی درک کنم...
    ولی کاش میشد که حل بشه حتی اگه لازم باشه غرورتو واسه یه بار بذاری زیر پا.  ای بابا بازم نمیدونم..
    راه حل ندم بهتره...
    فک کنم اکثر پدر و پسرها با هم مشکل داشته باشن.. یه چیز همه گیره خودتو دلداری بده
    پاسخ:
    چی بگم والا؟
    یه کم زشت نیست آدمی با جایگاه اجتماعی من بخواد خودش رو با چرندیات دلداری بده؟ :|
    به راه اومدن بابای من ولی فکر کنم امیدی باشه یعنی یه روز نهایتش میشه که میگ به درک من خواستم به فکرت باشم ی عمر زدم هم تو سر خودم هم تو که سر عقل بیای حالا هم که نمیای خود دانی!!! اون دنیا رفتی جهنم فقط جیگرم آتیش میگیره!!!
    ولی بابای تو متاسفانه هیچ  منطقی معلومه تو کارش  نیست!! منطق پدرانه منظورم بود البته!! همین منطقی ک باباها همه چون خیر و صلاح بچه شونو فقط میخان پس کمپلت کنترل و ریموت بچه باس تا تهش دست خودشون باشه!!! هعی!!!
    و متاسفم واسه بابات ک ته درکش از نماز همینه!!!!
    پاسخ:
    به خدا بحث من نماز نیست ها، بحث من "احساس پدرانه" است. حس پدرانه وقتی شما داری ناله میکنی، اینه که بیاد دردت رو آروم کنه، این نیست که سرکوفت بزنه!
    همه مخالفهای حرف من، تنها یک بار کافیه جای منی باشن که حداقل پنجاه بار این حرفها رو شنیدم، آنچنان به تریج قباشون برمیخوره انگار هیتلر بودن لیختن اشتاین نابودشون کرده!

    بچه ها

    این هولدن فقط نماز صبحاشو نمیخونه ها!

    بقیه رو میخونه

    پسر خوبیه




    + بخش عظیمی از نوشته هات مذهبیه!!!

    برداشت من هم از نویسنده اینجا که تازه باهاش آشنا شدم یه پسری بوده که فرد معتقدی هست

    و البته معتقد بودن یه طیفه

    از صفره تا بی نهایت

    و هرکدوم از ما تو یه قسمت هستیم!



    پاسخ:
    ...
    هعی دلم پره ازین شکاف!!!
    البته برخورد بابای من مثل بابای تو نیست و هیچ وقت بی ربط نتیجه گیری نمیکنه و از رفتارت درست موقع زیرپا گذاشتن همون اصول و کار و اعتقاد و اینچیزا ب بیدین و ایمون بودنت اشاره ک چ عرض کنم کووبنده اعتراض میکنه ومن آن روزم آرزووست ک داد بزنم بگم عاغا من اصن کافر مطلق ولی خودم میخام این باشم اگ اشتباهه فکرم کارم یه جوری بگید بفهمم با منطق نه با زور!! ولی فکر کنم آرزومو ب گور میبرم.
    پاسخ:
    با شما هم موافقم کمابیش.

    سلام


    واقعا روان شناسی خوندین شما؟!

    عجیبه اینایی که نوشتین


    با بعد مذهبیش کاری ندارم

    تو خارجه

    که همه سنگشو میکوبونن به سینه شون!!

    بچه از هجده سالگی مستقله

    الان شما ده سال هم اضافه موندین خونه پدر جانتون

    غر نزنید

    بچه هم نیستید که میگید بیاد نازمو بکشه ببینه چمه!!

    طرحواره ی محرومیت دارید!!


    پاسخ:
    علیک.
    همونطور که من شما رو نمیشناسم، شما هم من رو نمیشناسی! پس بهتره یه نگاه اجمالی کنی ببینی من "کامنت با محتوای غلط" در هر زمینه ای (علمی، هنری، فرهنگی، و بد تر از همه شخصی با محتوای قضاوت) دریافت کنم، با تمام وجودم جواب کامنت رو میدم که فرد کامنت گذار به اشتباهش پی ببره!
    اما... بعضی کامنتها دارای یه محتوای خیلی خیلی خیلی خیلی احمقانه هستن، خیلی احمقانه که ندید میتونی دوز حماقت نویسنده توی اون شرایط رو ضریب بگیری، خوشبختانه کامنت شما جزو این دسته کامنتهاست. برای جواب دادن به همچین کامنتی باید خودم رو تا حد شما بکشم پایین، که همچین حماقت، خریت و دون مایگی از من ساخته نیست. بنابراین میگذرم از کامنتتون.
    در بقیه مراحل زندگیتون "عاقل" و موفق باشید.
    خاب دیدی خیر باشه
    پاسخ:
    قربونت!

    سلام 

    خواستن نصیحت کنن اما نابجا و بی موقع...ناراحت کننده ست خیلی..آدم دلش از این رفتارا میگیره

    پاسخ:
    البته قضیه فراتر از نصیحت و این حرفاست، ولی کلیت حرف شما صحیحه!
    عچب‌ناک‌ترین پستت بود :|
    پاسخ:
    چطور مگر؟ توضیح میدهی؟

    اول اینکه یک والد چیزی رو برای فرزندش توصیه میکنه که باور قلبیشه، روزی که خودت والد بشی هم ممکنه باورت از نظر فرزندت تعجب آور و حتی آزاردهنده باشه.

    دوم اینکه میشه به نماز، به دید کلیشه ای معمول نگاه نکرد. ما واسه کسی غذا میخوریم؟ مثلا واسه اینکه خدا دوستمون داشته باشه یا ما رو ببره بهشت غذا میخوریم؟ نه، واسه اینکه خودمون بش نیاز داریم میخوریم، بدنمون احتیاج داره. از بچگی تو گوشمون کردن که نماز رو باید واسه خدا بخونی، خدا قهرش میگیره، گناهه اگه نخونی و اون دنیا میخوای چی جواب بدی و ... ولی کسی نگفت واسه خودت بخونش. واسه اینکه یه مرهم روحیه. حالا نظر خود من اینه که این مرهم میتونه یه مراسم تو کلیسا باشه، میتونه مناجات یه هندو یا زرتشتی باشه، میتونه هر چیزی باشه تو هر حالتی. ولی نماز بهترین حالت ممکنشه همین. حرف پدر گرام شما هم از همین عقیده میاد که همه آدما با هزار مشکل مختلف سر و کله میزنن که شاید از دست نزدیکانشون هم کاری برنیاد. اما نماز تسکین میده، شاید مستقیما مشکل رو حل نکنه ولی آرامش خاطر میده. پس نمیتونی بگی برای پدرت سلامتیت مهم نیست یا توجهی بهش نداره.  

    باقی بقا :P

    پاسخ:
    شما اول لازمه این استدلال رو اثبات کنی که "ما برای خودمون نماز میخونیم". چون شما این فرض رو درست گرفتی، اما این فرض خودش محل اشکاله.
    که در واقع حرف من خوبی و بدی نماز نبود اصلا.
    عزیزان مذهبیمون من نمی فهمم چطوری این جریانات رو بهم ربط می دین
    بنده نماز می خونم مسائل دینی رو هم تا حد زیادی رعایت می کنم پدرم نمی خونن من هرشب با دارو می خوابم ایشون 7ساعت با ارامش کامل.نه من ادم خیلی خوبیم نه ایشون ادم بدیه
    الان بلاد کفر که ملت نماز نمی خونن به سان زامبی لند هر شب تا خود صبح دارن از بی خوابی تو خیابون ول می گردن؟
    پاسخ:
    البته در مورد این یه تک نظر، نمیتونم سکوت کنم!
    از دیشب میخوام این رو بگم، که الان طرف نجس و جُنُب و پر از کثافت و آشغال و گناه و فسق و فجور و لهو و لعب، بعد یه رابطه جنسی نا مشروع خطرناک و خوردن یه لیتر مشروب و نیم کبلو گوشت خوک میگیره تخت و توپ میخوابه، بعد من نماز نمیخونم عرش خدا هشت ریشتری میاد؟ :|
    من از دیروز 10 دفعه اومدم سر زدم قصد داشتم حرف نزنم اخر طاقت نیاوردم
    من متاسفانه چنین تجربه ای بارها داشتم البته سر موضوعات کاملا متفاوت می دونی تا ادم خودش تجربه نکنه متوجه نمیشه چقدر این قضیه دردناکه واسه همینه بچه ها سعی می کنن رفتار پدرت رو توجیه و تلطیف کنن.
    باور و اعتقاد یه ادم تو سنی که پدر و مادرهای ما هستن بعیده تغییر کنه اقلا توسط ماها که بچه های ناخلفیم! تغییر نمی کنه
    دلداری دادن هم به نظرم بیشتر اعصابت رو پیاده می کنه فقط امیدوارم بتونی هربار که پیش میاد زودتر از دفعات قبل فراموش کنی
    شرایط گند اقتصادی نمی ذاره والا من تا حالا 100 دفعه رفته بودم پی زندگی مستقل
    پاسخ:
    از اینجا بهتره در مورد نظرات موافق سکوت کنم، باهات موافقم!
    داییم امشب معده درد داشت مادربزرگم بهش میگف پاشو وضو بگیر نمازتو بخون آروم میشی
    باور شونه شاید 
    پاسخ:
    مادربزرگ شما برای داییتون تاسف میخوره و سر تکون میده و اینها؟ :|
    بابای من میاد فحشم میده حتی!!! :|
    اگه به من اسپاگتی میدادی خواب بد نمیدیدی :| ولی خوبه ها مامان من میگه به خاطر این لامصباست که همش دستته :))) منظور همان گوشی و تبلته :|
    پاسخ:
    بله بله متوجهم! :دی
    چیزی هم بهش گفتی؟ زود قضاوت نکن، شاید ناله هات متوقف میشده و فکر میکرده ممکنه لازم نباشه بیدارت کنه. چون یه بار دوستم کابوس میدید و تا میرفتم بالای سرش، آروم میشد. نمیدونستم بیدارش کنم یا نه! بیشتر با هم حرف بزنید.
    میدونی بدترین دفعه ای که بابام با احساساتم بازی کرد چی بود؟ البته اینو بیشتر از همه یادم مونده با این که کوچیک و مسخره ست. یادمه کلاس اول بودم، روز پدر بود و پولم کم بود که هدیه ای بخرم. یه کارت پستال خریدم که فکر میکردم خیلی هنر کردم خریدمش :| چند ماه بعد که بابا داشت کمدش رو مرتب میکرد و کاغذا و چیزای اضافیش رو میداد دور بریزم، دیدم اونو هم گذاشته میونشون :| اصلا بدجور با احساساتم بازی شد، ولی هیچ وقت بهش نگفتم و با بغض انداختمش توی سطل اشغال. بیشتر از 20 سال گذشته و با وجود کوچیک بودنش هنوز ناراحتم میکنه یادآوریش. حتی به هیچ کس نگفتم اینو تا حالا :|
    پاسخ:
    یعنی فکر کردی من با یه بار، این اتفاق رو مثل بی جنبه ها بولد  کردم؟ :|
    الان تو خودتی؟ که میگی "بیشتر با هم صحبت کنید"؟
    این که سهله، توی خونه ما هر اتفاق منفی ای ربط داره یحتمل به بی نمازی من! :|
    نچ نچ نچ ....حالا بازم نمازت رو نخون



    دوست داشتم:|

    پاسخ:
    عجب :|
    میشه من چیزى نگم؟؟؟؟؟یا بپرسم خوبى؟یامثلا بپرسم هوا چطوره؟
    :|
    پاسخ:
    :|
    بله! سلام!
    خب نخون:/من چه کار به نماز خوندنت دارم آخه!اگه دلیل رفتار پدر محترمتان را توضیح دادم جهت برقراری پل ادراکی میان شما و ایشان بود:/بعد دیدم مسیله ات درک متقابل هست ولی از این وجه که ارتباط پدر محترم با دنیای شما قطع هست:/
    اصن به من چه:|
    پاسخ:
    الان من پل ادراکیم رو با بابام نمیتونم وصل کنم شما داری شرحش میدی به من؟ :دی
    مسلما وقتی نوشتمش به خواننده ام مربوطه! حدود ارتباطش همینجوری که با هم صحبت میکنیم مشخص تر میشه. اینجوری میشه یه جامعه آزاد تشکیل داد! :دی
    رفتار پدره؟!
    اگه اونه حرفی نداشتم:|
    پاسخ:
    بعله رفتار پدره! :دی
    خب چون گفتی زیاد کابوس میبینی فکر کردم شاید خواب هایت می خوان بهت پیامی بدن،مثل اون خانمه که تو کتاب انسان و اسطوره هایش هرشب یه خواب ثابت میدید،خواب میدید که از طویله بیرونش می اندازن یا یک همچین چیزی که معنیش این بود که خیلی بد اخلاقه و بایستی رفتارش رو با اطرافیان اصلاح کنه تا به آرامش برسه،من از این وجه گفتم:/
    سرکوفت زدن کار خوبی نمی باشد،حس بدی هم دارد،بله بله از این وجه درکش می کنم:/
    پاسخ:
    حتی بحث هم سرکوفت زدن نیست، من نمیخوام نماز بخونم، نمیخونم! یه روزی که واقعا بخوام، میخونم! این که برای من بار ارزشی نداره. مهم برخوردیه که با مشکل انجام میشه به عنوان یه والد.
    کابوسهای تکرار شونده دنیای متفاوتی دارن! کابوسهای من عمومی هستن، بیش از کابوس هم خودم عنوان "خواب آشفته" رو براشون مناسب میدونم!
    موندم اون منفیه رو کی زده؟
    پاسخ:
    نظرش مخالف بوده دیگه، فکر میکنم مذهبی باشه!
    شاید نچ نچ بخاطر زاویه همیشگی و غریبت توی خواب بوده باشه.
    پاسخ:
    :))
    نمیدانم ... شاید حق با تو باشد! :))
    حذف چای شب
    پاسخ:
    نهههههههه من میمیرم!
    منم با قطع چای شب موافقم شدییییییییییییدا
    پاسخ:
    غیر ممکنههههههههههههههههههههههههه :|
    هولدن خدایی هرچی مینویسی مشغله ذهنی اون موقعه منه...الان بگم عه منم خیلی کابوس میببینم نزنی...
    منم خیلی میبینم...تقریبا هممممشششونم یه موضوع داره...توی همشونم مامانم هس به عنوان ادمی که میتونه کمک کنه ولی نمیکنه....الان چن ساله ولی این اواخر دیگه بلند میشم از جام دلم میخواد برم سرش داد بکشم خودمو خالی کنم...کلن ردی دادم...
    پاسخ:
    در جواب کامنت "saba ..." یه سری دلایل کابوس دیدن رو ذکر کردم، اونها رو درست کنی احتمالش خیلی میاد پایین.
    اما اگر کابوسهای تکرار شونده داری بهتره به روانشناس مراجعه کنی.
  • آناهــیــ ـــتا
  • بی خیال بابا. پدر مادرا همیشه یه نکته ای واسه گیر دادن به آدم پیدا می کنن :)

    +منم یه زمانی کابوس زیاد می دیدم. بعد شروع کردم به نوشتنشون. چای شب م رو قطع کردم و یه سری ازون غذاهایی که وقتی می خوردم شبش کابوس میدیدم رو حذف کردم. 
    خییییییییلی بهتر شدم.
    یه سری تمرین ریلکشیسن قبل از خواب هم بود که انجام میدادم و بعدش راحت خوابم می برد. گرچه یه سری چیزا ته فکر آدم همیشه هستن و هرکاری م بکنی گاهی اوقات به آدم حمله می کنن...

    البته شما که خودت متخصصی اینارو بهتر می دونی :)
    پاسخ:
    حرف من این نیست "چرا کابوس میبینم" چون شرایط کابوس دیدنم برای خودم کمابیش روشنه! حرفم اینه چرا اون واکنش اتفاق میفته، به جوابهای کامنتی که به دوستان پیشین دادم دقت کن کمی!
    کار از شکاف گذشته آقا :))))
    پاسخ:
    رسیده به گسل!!!
    عخی! چقد حساس! هولدن طفلکی! خخخخخخخ
    ولی از شوخی گذشته، خودت جواب خودتو دادی خو! می‌گی «کابوس زیاد می‌بینم» و این یعنی کسی که بزرگت کرده این صحنه‌ها رو زیاد دیده و براش عادی شده.
    شاید، می‌گم شاااید، مشکل از خودته که راجع بهش نتونستی/نخواستی با پدرت صحبت کنی...
    پاسخ:
    نگفتم 28 ساله دارم کابوس میبینم! در واقع اشاره نکردم که از کی کابوس دارم زیاد میبینم :| اشاره کردم؟ :|
    من اصولا در مورد خواب دیدن برم با خانواده ام صحبت کنم چی بگم دکتر؟ :| بگم پدر من خواب میبینم لطفا نُچ نُچ ننمایید؟ بنا به هر دلیلی مدتی هست که گاه و بیگاه خواب های آشفته دارم میبینم! و هر بار ناله میکنم، یه "والد" همه این ناله ها رو باید "در حد مرگ" مهم ببینه، شاید اتفاق واقعا بدی برام افتاده! نکته اصلی اینه که اولویت یه پدر و مادر برای فرزندش باشن نه "اهمیت نماز صبح"! این که خیلی واضحه! کدومتون دوست دارید یک بار جای من باشید؟
    باز خوبه بابای تو با هدف نچ نچ میکنه !
    بابای من که کلا نچ نچ ورد زبونشه ... راه میری ، نچ نچ میکنه . خوابیدی نچ نچ میکنه . سرما میخوری همین طور ... کلا واس زندگی من متاسفه :))

    عمیقا با دوستانی که دارن حقو به پدرت میدن مخالفم و فکر می کنن حقو میدن بهش چون توی همچین جوی نبودن تا حالا !
    پاسخ:
    اصلا قضیه نچ نچ نیست ، قضیه اینه که یه پدر "سلامت بچه اش" از هر دو وجهه روانی و جسمانی براش مهم نباشه! 
    من کلا از خواب دیدن بدم میاد:|||
    البته خوشبختانه کلا 2بار کابوس دیدم!:/
    فکر نمیکنم شکاف نسل ها باشه. 

    پاسخ:
    بحث اصلی من عنوان پستم نیست!
    حوصله ندارم صبر کنم تا بیای کامنت رو جواب بدی:/
    ببین هولدن من فکر می کنم پدرت از زاویه باور قلبی خودش این رو بهت گفته باوری که می گه نماز باعث آرامش میشه.
    خب از این که بگذریم.خواب ها معمولا پیامی با خودشون دارن چیزایی که تو دنیای واقعی بی جواب موندن دنبال جواب خودشون توی خواب ها می گردن.البته تو که روانشناسی خوندی بهتر از من با این مباحث آشنایی.منم گفتم بیام برا خودم اینجا رو یه کم خط خطی کنم:/
    پاسخ:
    نه خوابها لزوماً پیامی از دنیا با خودشون ندارن، بسیاری از خوابها بازتاب اتفاقی هستن که در طول روز افتاده! بعضی دیگه از خوابها و کابوسها به خاطر شرایط تنفسی و کمبود یا زیادی اکسیژن هست که واقع میشن، ناراحت یا راحت خوابیدن، دمای اتاق، و راحتی و سختی زیرانداز همه در خواب و شکلش تاثیر دارن! بنابراین این حرفی که میزنی شما صحیح نمیتونه باشه. ضمن اینکه مهم نیست من "نماز میخونم یا نمیخونم" ، مهمترین نکته اینه که پدر من نمیاد ببینه بچه هه مُرده یا زنده است؟ ممکنه سکته کرده باشم، ممکنه تشنج کرده باشم، ممکنه یه اتفاق بد برام افتاده باشه، پدر من میاد سرکوفت بزنه! حالا منِ بی نماز بهترم یا پدر با نمازم؟ :|
    کابوس هات واقعی هم میشن؟
    پاسخ:
    کابوسهام معنی مشخصی ندارن لزوماً!
  • هولدن کالفیلد
  • من اعلام کنم، عزیزی که گویا طلبه بودن، اینجا یه شعر کامنت کردن و برام آرزوی "باخدا" بودن کردن، من هم یه جواب تو سبک خودم دادم بهشون! ولی کو وجدانا؟ :|
    میخوام دوستمون بدونن، و عزیزانی که اون کامنت رو دیدن بدونن الان خودم از اینکه اون کامنت رو نمیبینم شاخ روی سرم سبز شده! اگر سهواً کامنت رو پاک کردم همینجا شدیدا عذر میخوام! درسته با محتواش مخالف بودم، ولی اهل حذف و سانسور نیستم!
    دوست عزیز هر اتفاقی افتاده تصادفی بوده، عذر میخوام ازتون!
    پاسخ:
    باز هم از "حذف سهوی کامنت" شما معذرت میخوام! اگر براتون مقدروه یک بار دیگه کامنتتون رو ثبت کنید من اون جواب کوبنده ام رو بدم بهتون! :دی
    بچه نافرمانی باشه آره :)))
    پاسخ:
    چقدر نامردی! :|
  • بی نام و نشان
  • دلم گرم خداوندیست ، که…
    با دستان من گندم برای یا کریم خانه می ریزد!

    ***
    چه بخشنده خدای عاشقی دارم که…
    می خواند مرا با آنکه میداند گنه کارم!

    ***
    دلم گرم است میدانم…
    بدون لطف او تنهای تنهایم….

    ***
    برایت من خدا را آرزو دارم …!
    پاسخ:
    هر کی نماز نخوند خدا نداره استاد؟
    شما خوبه "امام" نشدی، بیش از اون شانس آوردیم پیامبر نشدین شما!
    باز من از موضوع ایکس حرف زدم، ملت به موضوع ایگرگ واکنش نشون دادن!
    استاد، این که من نماز میخونم یا نه، و اینکه چرا نمیخونم به شما که ربطی نداره؟ داره؟ مگه قراره توی گور من بخوابی؟ نه دیگه! اون چیزی که به شما ربط داره در این پست اینه که "شکل بابای این پست" نشی! که روزی پسرت توی جاش ناله کنه و N تا احتمال وجود داشته باشه، شما از دور نچ نچ کنی و بری! اگه این شکلی شدی روزی، من به شما قول میدم خداوند شما رو بارها بی نمازتر از من محسوب خواهد کرد!
    یا علی!
    jچون تاثیر داره.نه اینکه این خوابت فقط بخاطر نماز بوده نه.ولی ارامش میاره.
    پاسخ:
    عجججججب پس برای نمازه!
    راست میگه خب :D
    پاسخ:
    شما بچه ات جلوت ناله کنه، میری بالا سرش یا از دور دست نچ تچ میکنی به نشانه تاسف بعد افسوس میخوری برمیگردی؟ :|

    ارسال نظر

    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">