Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
بایگانی هیولا
نوشته های اخیر
نویسندگان
جهان بیرون غار

ترس همه وجودم رو گرفته، همه وجودم رو، همش رو!

يكشنبه, ۱۴ تیر ۱۳۹۴، ۰۴:۱۹ ق.ظ

من بیشتر دروغهای زندگیم رو برای موضوعات بی اهمیت یا موضوعات با تنبیه در لحظه یا موضوعاتی که خیلی خیلی ازشون شرمم میومده گفتم، یعنی خارج از این سه حالت "معمولاً" راستش رو گفتم و میگم.

حقیقت اینه دارم با زندگیم بازی میکنم، نمیتونم نبینم که دارم با زندگیم به معنای واقعی کلمه یه بازی مرگبار میکنم... میترسم، و واقعا میترسم. وحشت دارم از روندی که پیش گرفتم... نمیتونم دروغ بگم، نه به خودم نه به بقیه...

ترسناکه... میترسم... تنهام نذار!

  • ۹۴/۰۴/۱۴
  • هولدن کالفیلد

آراء الحکما: جلد  (۲۳)

وارد این ماجراها نشو پی لیز...سالم نمیااای بییروووناااا....البته اگه بیای بیرون..از ما گفتن بود....
نمیدونم اونی که تو گفتی همونیه که من گرفتم یا نه....ولی من کامنتم در مورد اونیه که فک کردم تو گفتی...
دو نقطه لبخند
پاسخ:
کدوم ماجراها؟ :|
من هر وقت دروغ گفتم بعدش راستش رو هم گفتم ..
پاسخ:
درود بر تو!
دقیقا باید چیرو متوجه میشدم که نشدم؟؟O_O
پاسخ:
هیچی :|
چی رو؟ کی رو؟ :|
اومدم حاضری بزنم وبرم.
+خیلی کم کار شدی هولدن...
پاسخ:
توهم زدی غزاله :|
انقدر حرفام پرت بود ؟ :دی
+آره ! زیادی زیاده :| ولی خیلی خوبه.
پاسخ:
من که گفتم متوجهم چی میگی. :| نه پرت نبود گرفتم حرفت رو!
طول میکشه آدم با ترس های بزرگ و غیر قابل ترمیم ش کنار بیاد و قبولشون کنه ! اما قبولشون کنه نه تسلیم بشه ! دارم به تفاوت ظریف پذیرش و تسلیم شدن اشاره میکنم. وقتی بپذیریشون کمتر آسیب میبینی. مثه نگاه کردن به یه نقطه از پایین به بالا و بالا به پایینه !


+بله کتاب اروین یالوم ! ترجیحاََ مقدمه رو نخون اگه به قصد خوندن باز کردی کتابو.
پاسخ:
متوجه چی میگی بزرگ خاندان گلس! ولی لازمه اش اینه تو متوجه باشی من چی میگم! :دی
+ به هر حال روانشناسم، دارم کتاب رو! خیلیه :))

ینی راستگویی باعث شده که شوما بگین دارین با زندگیتون بازی میکنین؟؟

ولی بنظره من با دروغم نمیشه چیزیو نجات داد.چون ذات دروغ بده.

خوددانین!امیدوارم که نجات پیدا کنین.انشااله.:)

پاسخ:
جدی متوجه نشدی؟ :|
هی بزرگ میشی و فهمیده تر و همه ی اینا هم با ترس بیشتر برابری می کنه بعد میفهمی تنهایی چقدر واقعی تر بوده از اون فانتزی ذهن ت و به اطرافیان وابسته تر میشی اونا هم می گن تو و تنهایی ؟؟ نه تا وقتی که ما هستیم و اینا ولی میفهمی که تنهایی بخشی از وجود هر انسانه و نمیتونی کاریش کنی. مثه این میمونه که بخوای دستت رو ببری یا پات رو قطع کنی ! اینطوریه که هی واقع بین تر و ترسو تر میشم هه هه هه

+روان درمانیِ اگزیستانسیال پیشنهاد میشه.
پاسخ:
بدترین قسمتش اینه نخوای تنها بشی و تنها بمونی
+کتاب یالوم؟
  • سورئالیست
  • میتونی رفیق. کمی تلاش کنی دروغ گفتن مثل آب خوردن میمونه!!1
    پاسخ:
    این "سوررئال" ترین راه حل ممکن بود ها، دمت گرم! :دی

    خیلی وحشتناکه بازی مرگبار نکن با زندگیت.

    امیدوارم خوب شی

    پاسخ:
    ان شا الله!
    اقا کامنت قبلیم زیاد مناسب حال و هوا نبود!
    خوب یه راه حل براش پیدا کنید از این وضعیت خارج شید
    پاسخ:
    باز هم چشم!
    خب تا کی قرار به این بازی مرگبار ادامه بدی؟!
    پاسخ:
    تا وقتی به خاک سیاه بشینم احتمالا :|
    الان که اینو خوندم منم کلی ترسیدم :|
    پاسخ:
    بوهاهاهاهاهاها
    این بازی کردن با زندگی کار آدمای روانیه ، صرفا خواستم بگم منم اینکارو کردم و در مسیرشم. 
    هولدن ناراحت نشی بت گفتم روانی :دی
    پاسخ:
    نه بابا لطف دارین شما :|
    :دی
    خب دیگه به این بازی ادامه نده...
    میدونم واقعا چقددددر حرفم تاثیر گذاره!
    پاسخ:
    الان میرم ادامه ندم!
    چیز زیادی دستگیرم نشد ولی بازی مرگبار نکن بازی مرگبار بده :|
    پاسخ:
    باشه چشم!
  • مدافعان حرم
  • پایگاه رسمی مدافعان حرم http://www.modafeon.blog.ir
    ما را با درج لینک در وبگاه خود حمایت نمائید
    یاعلی
    پاسخ:
    :|
    عجبزج!
  • نیمه سیب سقراطی
  • هیچ آدم عاقلی نمی تونه به خودش دروغ بگه و خودشو گول بزنه ...
    پاسخ:
    والله!
    خودت که هیچ دیگرانم دعوت می کنی این روزا که با زندگیشون بازی کنن تازه :|
    پاسخ:
    :|
  • مترسک ‌‌
  • خب همون حاشیه‌اش بود دیگه :|
    پاسخ:
    در حاشیه!


  • مترسک ‌‌
  • می‌دونم، خواستم به حواشیش بپردازم که مطمئنم اکثریت زیاد توجهی بهش ندارن ;)
    پاسخ:
    البته تا الان فقط واکنش به راست و دروغ بوده :))
  • مترسک ‌‌
  • من به شخصه این‌جوری‌ام که همیشه راست میگم و اگه اون راست به ضررم باشه سکوت می‌کنم اما اگه مجبور باشم حتماً یه چیزی بگم حرفی می‌زنم که هرچند راست نیست اما خب دروغ هم نیست؛ مثل حکایت اون بنده خدایی که داشت فرار می‌کرد و به معصوم گفتش که بگو منو ندیدی و همون لحظه حضرت نشست روی زمین و وقتی تعقیب‌کننده‌اش از معصوم پرسید که فلانی رو دیدی یا نه؟ گفتش که از وقتی من این‌جا نشستم کسی رو ندیدم! راستش رو نگفت اما خب دروغم نگفته؛ منم تا جایی که توانم بوده سعی کردم این مدلی باشم...
    پاسخ:
    البته جان کلام راستگویی یا دروغگویی نبود :دی
    میگن راست گفتن خوبه ، ولی بعضی وقتا هزینه داره ..‏(‏یعنی ساعت کامنت دادنم اندر حلقوم خودم :‏|‏ ‏)‏
    پاسخ:
    اینکه راست بگی به خودت، یقینا از اینکه دروغ بگی خیلی بهتره!
    نه که حالا ساعت ارسال پست و پاسخهاش همه معموله :|

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی