Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
بایگانی هیولا
نویسندگان

متاسفم! بابت همه ی این چیزی که گذشت ، بابت همه ی درد و رنجی که کشیدی ، بابت همه ی اتفاقایی که افتاد ، بابت همه ی اتفاقایی که نیفتاد ... بابت ثانیه به ثانیه ی هر آنچه که بود متاسفم...

متاسفم! بابت همه ی روزهایی که سیاه شُد ، بابت هر کلمه ی بُغض آلود ... بابت هر جمله ی ناراحت کننده ، بابت همه نامردی هایی که از این مَرد دیدی و همه ی حرفایی که از تیغ زبونش شنیدی! بابت همه ی خشم و خشم و خشمم! بابت لحظه به لحظه ی این روزها متاسفم...

متاسفم! من ... بابت هر چیزی که بهت گفتم و نگفتم ، حرفهایی که زدم و نزدم ، کارهایی که کردم و نکردم ... بابت همه ی همه ی همه ی ظلمم متاسفم...

متاسفم و متاسفم که متاسفم، متاسفم که تاسف آمیزم و متاسفم که من ، منم! بد بودم ، براش هیچ حرفی ندارم ، من بودم و بد بودم! این یه حقیقته!

متاسفم ... آه! "متاسفم" سخت ترین کلمه ی دنیاست...

پ.ن1: این سر آهنگ نیست ، تویی! یادته؟ بار اول این آهنگ رو تو بهم دادی ، گفتم اصل این آهنگ رو شنیدم ، گفتی "من دوستش دارم" ... منم دوستش دارم! بهت گفته بودم یا نه؟ بعد 12 سال از اولین باری که نسخه ی اصلی این آهنگ رو گوش دادم ، میفهمم چی میگه ، واقعاً ، با تمام وجود ... Sorry , Seems To Be The Hardest Word

Joe Cocker - Sorry Seems to Be the Hardest Word

پ.ن2: متاسفم! واقعا متاسفم...

و

پ.ن3: به زودی شاهد تغییرات عظیمی در "هیولای درون" خواهید بود!

  • هولدن کالفیلد

وزارت ارتباطات بین البلاگی!!! هیولای درون ، با انتشار بیانیه ای نسبت به اتفاقات اخیر منطقه و خاور بلاگه!!! واکنش نشان داده که توجه شما دوستان عزیز و سران دُول بلاگی دیگر را به آن جلب میکنیم.

"هیولای درون" به عنوان یکی از قدرتهای منطقه (!) موافقت تام و تمام خود را با محتوای بند اول این پست مبنی بر رعایت کپی رایت و حقوق مولفین اعلام میدارد و در عین حال نسبت به مشاهده ی این ، این و این پست در همان بلاگ ابراز تاسف می کند. بنا به قوانین حقوق مولفین در ایران هرگونه انتشار ، پخش و اشتراک گُذاری آثار نامبُرده و شِیر شُده در "شُل نفسها عاشق میشوند" منوط به اخذ اجازه ی کتبی از ناشر یا صاحب اثر است ... دولت من (!!!) معتقد است آدم اول یک سوزن ریز به خودش بزند ، بعد بیاید و جوالدوز را تا منتها الیه سمت مقابلش در چشم دیگران فرو کُند ، همچنین برای رفع ابهام در مورد موزیکهای این منطقه اعلام میگردد که ایران از پیمان کُپی رایت بین المللی اخراج شُده و برای نشر آثار هر منطقه ی دیگری از جهان جُز ایران ، نیاز به اخذ هیچ مجوزی نیست.

در وهله ی بعد "هیولای درون" ناخرسندی خود را از عدم انتشار نظر خود در یکی از "بلاگهای متحد" اعلام میدارد. با توجه به دعوت مدیریت آن بلاگ از "هیولای درون" برای نظردهی ویژه ، این عمل ناپسند تلقی میشود. با این حال "هیولای درون" هرگونه احتمال بررسی اقدام نظامی متقابل را رد کرده و اعلام میدارد قصد اقدام تلافی جویانه ندارد.

"هیولای درون" از آزادی متحد بزرگ خود در منطقه پس از هشت سال ابراز خشنودی کرده و برای "من ، زندگی" آرزوی روزهایی بهتر را دارد.

ما موافقت خود را با این پست اعلام میداریم و از دیدن این پست در بلاگ یکی از متحدانمان خوشحال هستیم.

"هیولای درون" در مورد مواضع ثقیل "ننه علف" از هرگونه جهت گیری خودداری میکند و آن را منوط به توضیحات بیشتر "ننه علف" و روشن شدن قضایا (در هر زمینه ای!!!) میداند!

دولت من (هان؟) ضمن تهدید به اقدام نظامی علیه Phil خواستار به روز شدن هر چه سریعتر این بلاگ است.

ما تبریکات صمیمانه ی خود را به "بزرگ فیلسوف کوچک" برای نو نوار کردن عکس پروفایلشان(!) اعلام میداریم.

"هیولای درون" متحدان جدید خود را اعلام کرده است که زاغچه-چان ، بزرگ فیلسوف خانوم اینا!! و پنیر محلی لای نان باگت (دوست و همکار عزیزم شهاب) از آن جمله اند.

در نهایت "هیولای درون" ضمن ابراز خشنودی به خاطر ثبات نسبی در منطقه اعلام کرد: روحانی مچکریم!!!خنثی

پ.ن: سرآهنگ هستم و با یک آهنگ شاد و شنگول در خدمتتون ، Crystallize اثر لیندزی استرلینگ ویولونیست جوون آمرکایی. جذابیت اثر اونه که این قطعه تک نوازی ویولون روی بیت های الکترونیک (دابِستِپ ، Dubstep) هست... خدمت شما:

Lindsey Stirling - Crystallize

  • هولدن کالفیلد

چادرهای مسافرتیِ برپا شُده ، برای من که شبها راه به سمت منزل میبرم صحنه ی آشناییست. جزیره هایی یک اندازه و یک شکل در رنگهای مختلف ، گویی بادکنکهای رنگارنگی روی زمین آرام گرفته اند. خیابان را که به سمت راست میپیچم ، همین که می آیم به خودم بگویم "داری میرسی" چادرهای همیشگی را میبینم ، انگار هر شب و هر شب منتظر من باشند. همسایه هایی که از هر جایی آمده اند و همه با هم غریبه اند ، صدایشان را نمیشونم چون گوشم پُر است از صدای موسیقی ، یکیشان شلوار کُردی به پا دارد و آرام سیگاری دود میکُند ، چهره ی سوخته ی آن یکی میگوید جنوبی است ، و درست جلوی چشمانم سه مَرد میگویند و میخندند و قلیانی چاق میکنند... میخندند؟ سمت راست چادرها ، سرنوشت مشترک آنها منتظرشان است. آنجا و کمی بالاتر ، همه منتظرند تا صبح... صبح که شود همگی میدوند داخل ، همگی با هزاران امید میروند و می آیند... هر بار میدیدمشان - نه دیدن شخص شخصشان ، کل منظره ی پیش رویم به همراه آن ساختمان های کذایی سمت راست - دوست داشتم بپرسم "رفیق! دلت را از کجا آورده ای؟" دوست داشتم بگویم "خریدارم!" دوست داشتم بپرسم "تو که فردا در آنجایی ، الان چگونه میخندی؟" دوست داشتم ... اما هیچگاه نگفتم ، رد شدم و سعی کردم نگاه نکنم. شبها گذشت تا اینکه یک بار با یکیشان چشم در چشم شُدم ، یخ زدم ، رنگ باختم و خجالت کشیدم ... نگاهش نگاهم کرد و به نگاه بی هدفم گفت: "کدام دل جوانک؟ کدام خنده پسر؟ آن داخل عزیزترینم زجر میکِشد!"

من هر شب از جلوی "بیمارستان امام خمینی" و "بیمارستان کودکان ولیعصر" عبور میکنم... از آن پس ساکت و خاموش!

پ.ن 1: سرآهنگ هستم ، Post-Rock هایی که اینجا میگذارم دیگه طرفدارهای خودش رو پیدا کرده ، و میتونم با انگشت اشاره کنم کیا دانلودش میکنن یا کیا تا الان گوش دادن! خب این بار از گروه چینی Wang Wen قطعه ی Homeland Accent رو تقدیم میکنم که ایشالا به حق پنج تن!!! خوشتون میاد!

Wang Wen - Homeland Accent

پ.ن 2: آمده بود بلایی ... به خیر گذشت خدایی!

پ.ن 3: هی جول ... چه بزرگ شُدی! داری میری دانشگاه! الان اشک در اقصی نقاط چشمانم حلقه زدهخنثی

پ.ن4: پیرو پ.ن3 خواستم عرض کنم ، کنکور هم کنکورهای قدیم!

  • هولدن کالفیلد

بهترین جواب برای اونهایی که معتقدن "این نیز بگذرد" یه "خفه شو"ی بولده! طبق اصول اول ، دوم و سوم نیوتون نمیدونم چه اتفاقایی میفته ، اما طبق اصول 1 تا N هولدن "هیچ چیز نگذرد" ، حتی اگه شُما قائل به "گفتمان متقابل" ، "گفتگوی تمدنها!!!" ، "تضارب آرا" یا اصلا "یا علی" و "توکل به خدا" باشید ، هیچ اتفاقی نمیُفته ، تا وقتی با یه "آدم" طرفید ، به خاطر دوز بالای "آدمیت" در شما و طرف مقابلتون ، هیچی و مطلقاً هیچی درست نمیشه ، فقط سعی در "اقناع" و "توجیه" طرف مقابل دارید ، اون هم به همچنین در برابر شُما. هیچی درست نمیشه ، مادامی که من ، منم و تو ، تو! و ما "همدیگر بودن" را بلد نیستیم...

براتون در جای جای تلاش بیهوده تان در "راست و ریس کردن" مسائل زندگیتون ، آرزوی پوچ و واهی "موفقیت" رو دارم!

-----------------------------------------

هولدن خوانی 5:

با دستمالش خونی را که از گوشش می آمد بند آورد. صورتش را هم که عرق ار آن می ریخت خشک کرد و تمام صورتش آغشته به خون شد. باز قد راست کرد و نگاهی به اطراف خویش انداخت؛ چشمانش متورم و قرمز شده بود. به بانگ بلند به بیوه زن گفت:

-پاشو همراه من بیا!

و به طرف در حیاط کلیسا راه افتاد.

بیوه زن بلند شُد، تمام نیروی خود را جمع کرد و خیزی برداشت تا جلو بیفتد، لیکن فرصت نیافت. ماوراندونی پیر همچون باز شکاری خود را به روی او پرت کرد، و بیوه زن را به رو در انداخت، گیسوان بلند و سیاهش را سه بار به دور دست خود پیچید و با یک ضربه ی دشنه سر او را بُرید و فریاد زد:

-من این گُناه را به گردن می گیرم!

و سر قربانی را بر آستان در کلیسا انداخت.

زوربای یونانی - نیکوس کازانتزاکیس ، ترجمه ی محمد قاضی - انتشارات خوارزمی.

-----------------------------------------

پ.ن: "سر آهنگ" هستم ، بعضی وقتها یه گروه Death Metal که 99.9% ابناء بشر معتقدن "روانی و آشغال" هستن ، میتونن آنچنان موزیکهای "شنیدنی و بی همتایی" خلق کنن که هیچ کدوم از اون ابناء بشر باورش نکنن! براتون آهنگ Snow Bound (هم نسخه ی اصلی و هم نسخه ی آکوستیک) از گروه سوئدی Arch Enemy رو این بار پیشکش آوردم ، کسی نترسه ، بی کلامه و خشن نیست (بلکه خیلی آرومه) و هر قطعه زیر دو دقیقه طول میکشه:

Arch Enemy - Snow Bound

Arch Enemy - Snow Bound Acoustic Version

  • هولدن کالفیلد

به نظر من "دون مایه" بودن و "بلند پایه" بودن ، جدا از وضعیتهای خیلی متفاوتشون با هم ، از "میانمایگی" خیلی بهترن! بلند پایه ها که هیچ ، جایگاهشون رفیعه ، دون مایه ها هم اصولا دغدغه ای ندارن ، به دغدغه نمیرسن ، باری به هر جهت هستن ، و اما میانمایه ها ، توی این میانمایه ها آدمهایی هستن ، که میفهمن ، که میدونن ، که آگاهن ، که برنامه دارن و میخوان در جای خودشون باشن ، اما دست زندگی یا حماقت خودشون یا هر چی!!! اونها رو به سمت یه زندگی زیادی معمولی ، یه شُغل معمولی و کارهای معمولی و از همه بدتر دغدغه های چیپ میبره ، اولهاش برای اونها خیلی سخته که دارن از چیزی که میخوان هی دور و دورتر میشن ، اما بعد ... چیزی که درش هستن میشه همون چیزی که میخواستن باشن ، و اینجا یه میانمایه متولد میشه! این میانمایه ها خیلی حقیر تر از کسانی هستن که از اول میانمایه بودن. میانمایگی زهریه که نوشیدنش بازگشت نداره.

بعد التحریر: برگشتم به کافه ای که توش کار میکردم ، دوباره دارم کار میکنم ، عصر تا شب و اونجا "مامن میانمایگی"ـه ، ریسک بزرگی کردم ، زدم توی دل میانمایگی برای رسیدن به چیزی که میخوام باشم ، دارم زهر بدون بازگشت رو مینوشم و قصد دارم ازش زنده برگردم.

------------------------------------------------------

هولدن خوانی 4:

-تو چه غذایی را بیش از همه دوست داری، پدر بزرگ؟

-همه ی غذاها را پسرم ، همه را. این گناه بزرگی است که آدم بگوید این غذا خوب است و آن یک بد!

-چرا؟ مگر آدم حق ندارد انتخاب کند؟

-البته که نه ، حق ندارد.

-آخر چرا؟

-برای اینکه کسانی هستند که گُرسنه اند.

زوربای یونانی - نیکوس کازانتزاکیس ، ترجمه ی محمد قاضی - انتشارات خوارزمی.

------------------------------------------------------

پ.ن1: سرآهنگ هستم با Kill The Pain از Accept ، به نظرم گیتار الکتریکش داره ناله میکنه ، زجه میزنه!!!

Accept - Kill The Pain

پ.ن2: یکی از دوستان در وب خودشون پرسش ایجاد نموده بودن که ، "کی اینقدر بزرگ شُدی که فلان و بیسار..." خواستم عرض کنم این گذر زمانه ، پیش میاد ، عرض که کرده بودم!!!!

پ.ن3: یکی دیگه از دوستان در وب خودشون اعلام نموده بودن که "سه مرد مهربانی ، رفــــــــــــــســـــنـــــجانی و خـــــــاتـــــــمی و روحانی" خواستم عرض کُنم ما چقدر حافظه ی تاریخی نداریم ، حالا به اون دو تا مهربون آخریه کاری ندارم ، مهربون اولیه جزو سیاهترین شخصیتهای نصفه ی دوم قرن 14 هجری شمسیه ، مثلاً در جریان مرگ!!!های زنجیره ای (فقط مشت نمونه خروار) اوج شفقت و مهربونی ایشون مشخص شُد!!! واقعا حافظه ی تاریخی نداریم ، دشمن دشمن من ، لزوماً دوست من نیست!!!

پ.ن4: از وقتی روحــــانی رییس جمهور شُده ، کار پیدا کردم ، مچکرم روحانیخنثی

  • هولدن کالفیلد

برای شادی کردن ... نه به یک روحانی ارغوانی 51 درصدی که به یک رضا قوچان نژاد و کِیروش سفید 100 درصدی نیاز داریم!

ممنون پُرتغالی!

پ.ن: دُنبال موسیقی خوبی؟ عمراً! Iran Iran از آرش رو گوش کُنید ، توی آلبوم آفیشیال جام جهانی 2006 بوده فکر کُنم! سرآهنگ بودمنیشخند

Arash - Iran Iran

  • هولدن کالفیلد

آقای پرشین بلاگ (با این کارهات خیلی مَردی)، آفرین که کاملا الکی خراب شُدی ، اصلا هیچی معلوم نبود!!! من هیچ شکی نکردم! گوشهایم مخملین و دراز و نرم است!

فقط خواستم از سرعت رسیدگیتون تشکر کُنم!خنثی

آخرین پُست "هیولای درون" اینه

  • هولدن کالفیلد