Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
بایگانی هیولا
نویسندگان
  • هولدن کالفیلد

هولدن خوانی 8:

... و آخر از همه ارباب الروند می آمد، مقتدر در میان آدمیان و الف ها، و چوگان سلطنت آنومیناس بر دست، و در کنارش بر اسبی خاکستری آروِن دختر او، ستاره ی شامگاه مردُمش.

و وقتی فرودو دید که او درخشنده و تابناک در این شامگاه، ستاره بر جبین و رایحه ی خوش بر گرداگردش پیش می آید، سخت شگفت زده ماند، و به گندالف گفت: ((بالاخره فهمیدم که چرا منتظر ماندیم! از حالا به بعد دیگر فقط روز نیست که دوست داشتنی است، بلکه شب هم زیبا و خوشایند است، و هراس آن یکسره نیست و نابود می شود!))

آنگاه شاه میهمانانش را خوشامد گفت، و آنان به نشاط آمدند؛ و الروند چوگان سلطنت را تسلیم آراگورن کرد و دست دخترش را در دست شاه گذاشت و آنان همراه هم به شهر فوقانی رفتند، و ستاره ها در آسمان شکفتند. و آراگورن ، شاه اله سار ، آروِن آندومیل را در شهر پادشاهان، در روز اول تابستان به زنی گرفت و حکایت انتظار و مشقت های طولانی آنان به آخر رسید.

ارباب حلقه ها: بازگشت شاه - جی. آر. آر. تالکین ، ترجمه ی رضا علیزاده - نشر روزنه.

  • هولدن کالفیلد

توی وبلاگ "نامادری" زهرا پُستی با عنوان "دُختر و پسرهای خوب به بهشت نمیروند" رو قرار داده ، که خیلی الکی (یا مرتبط حتی!)!!! الهام دهنده ی متن زیر شُد ، بهتون توصیه میکنم اول اون پست رو مطالعه کنید بعد بیایید سراغ این پُست:

آدمهای خوب اونهایین که اینقدر میبخشن تا بخشش میشه حق مسلم فرد روبروشون ، اونهایین که اینقدر خالصن که مثل اکسیژن محو میشن ، کسایی هستن که از بس شیشه ای هستن دیده نمیشن ، آدمهای خوب اونهایین که اگه یه بار عصبانی باشن میشن مفسد فی الارض ، دقیقاً همونهایی که خوبیاشون وظیفشونه ، آدمهای خوب اونهایین که از تلخ ترین چیزها میگذرن و بهش میخندن ، نه که زورشون نرسه به نگذشتن ، برای اینکه میخوان طرف روبروشون شاد بمونه ، آدم خوبها همونایین که اگه در حقشون بدی کنی ممکنه ازت حتی معذرت خواهی کنن!!! آدمهای خوب همونایین که با یه لبخند دنیا رو میگیرن و با یه اخم دردشون میاد ، آدمهای خوب جدی جدی عاشق میشن ولی خوب بودنشون باعث میشه تهش هیچی نشن! آدمهای خوب آب زیر کاه نیستن ، اگه از کسی ناراحتن بهش میگن ، دوسش دارن بهش میگن ، اگه از کسی عصبانی/دلخور/ناراحت/و... باشن بهش میگن. آدمهای خوب بلد نیستن قایم کنن ، اصلاً نمیخوان اینکار رو کنن! آدمهای خوب بلدن "زمین خورده" رو از زمین بلند کنن ، تازه تخصص خاصی دارن که توسط زمین خورده ای که بلند شده زمین بخورن! آدم خوبها راحت از زمین بلند میشن و ادامه میدن ، آدم خوب زود پیر میشه چون درد میکشه و چیزی نمیگه ، آدم خوب هر جوری که باشه خالصه! آدم خوبها رو همیشه اونجایی ببینید که آدم بده داره حقش ، زندگیش ، پولش یا عشقش رو میدُزده ، آدم خوبها اینقدر مظلومن که ممکنه عشقشون یهو بهشون بگه "دوستت ندارم دیگه" یا صاحب کارشون بگه "این چه طرز کار کردنه" یا والدینش بهش بگن "تو اولاد نا خلفی" در حالی که هیچکدوم درست نیست ، آدم خوبها خیلی خوبتر از این حرفان ، اینقدر خوب که از درک "آدمها" خارج میشن ، و بعد آدمها اونها رو طَرد میکنن ، توی کار حقشون رو یکی میخوره و پیشرفت میکنه ، توی درس چون اهل چیزی نیستن همیشه متوسطن ، توی روابط عاطفی طرفشون یهو بهونه های علمی-تخیلی میگیره و میره ، بعد میبینن یکی دیگه - که انصافاً دَه درصد آدمِ خوبِ ماجرا هم نمی اَرزه - یک دل نه ، صد دل از عشقشون بُرده. اینجوری زندگی کَردن یه فطرت پَست کثیف میخواد که فقط از "آدمها" بر میاد ، اینجوری دزدی کردن ، اینجور طرد کردن ، اینجوری با فرزند و شاگرد و کارمند و عاشق رفتار کردن مختص آدمهاست! آدمها از خوبها میترسن ، خوبها هم از آدمها بدشون میاد ، ولی این وسط آدمها میبرن ، چون خودخواه و مغرور و آب زیر کاه هستن ، چون کثیف بازی میکُنن ، چون پنجاه شصت برابر یه خوب "مَن" دارن ، چون حاضرن برای خوشی خودشون دیگران رو فدا کُنن ، آدمها وجهه ی بهتری دارن ، جذابتر به نظر میان و دلرُباترن ،معمولاً بهترین دوست هر آدمی یه "آدم خوبـ"ـه ولی اگه پای "کار/رابطه ی عاطفی/پول/هر چی اصلاً" وسط باشه اول منافع آدم مهمه ، آدمها معمولاً میگن "من فقط یه بار زندگی میکنم" ولی آدم خوبها میگن "همه ی ما فقط یه بار زندگی میکنیم" بنابراین آدمها - با ذات کوچیک پست پسندشون - به فکر زندگی خودشونن ، ولی آدم خوبها براشون مهمه که دسته جمعی خوب باشن! مهمه چون تنهایی خوب بودن اصلاً کیف نداره! خوبها به آدمها کاری ندارن ، آدمها کار دارن بهشون ، آدم خوبها اینقدر خوبن که میتونن به آدمها اعتماد کنن ، توی هر زمینه ای! میتونن حتی عاشق یه آدم بشن!!! آدم خوبها اعتماد پایه ی زندگیشونه ولی آدمها اصل اول رو بی اعتمادی به همه چیز و همه کَس میدونن ، آدمها اینقدر ذلیل هیتن که آدم خوبها ترجیح میدن یه چیز دیگه باشن ... آدم خوبها چون خوبن "آدم" نیستن ، خوبها معمولاً میشن "هیولا"!
خوبها خیلی خوبن ، خیلی...

 

پ.ن: کماکان سرآهنگ نداریم!

  • هولدن کالفیلد

دلم میخواد بغلم کنی!

یا دلم میخواد اینجا باشی!

یا دلم میخواد صداتو بشنوم!

یا دلم میخواد خوشحال باشی!

یا دلم میخواد کلا باشی!

یا دلم میخواد من اینجوری نباشم!

یا دلم میخواد تو اونجوری نباشی!

بابا این چه وضعشه؟ بیا بغلم کُن و بگو "بیدار شو!"

بیا دیگه ، خُب؟

 

پ.ن در ساعاتی بعد از ارائه ی پُست!!!: نتایج شاهکارهای اولین ترم تحصیلات تکمیلی بنده دونه دونه داره رو میشه! خنثی

  • هولدن کالفیلد

Arwen & Me

11.10.92 - ما ، کافه "پ"

 

من و آروِن ، مراسم زودهنگام روز تولدش!خنثی اصلاً از اون اول عاشق چشمش و موهای مشکیش بودمخنثی

 

پ.ن: سرآهنگ به نشانه ی اعتراض به علت غیب شُدن نفیس اعلام می دارد مادامی که ایشون نباشن آهنگ ماهنگ!!! خبری نیس! حالا خود دانید!

  • هولدن کالفیلد

خوش اومدی لیو! خیلی وقت بود منتظرت بودیم پسر!

اصل خبر: لیونل مسی پس از دو ماه مصدومیت امشب در بازی برابر ختافه 25 دقیقه بازی کرد و دو گُل به ثمر رسانید!

خوشحالم!نیشخند

 

پ.ن: سر آهنگ هستم و با موسیقی ای متال در خدمت شما!نیشخند

Obituary - Cause Of Death

  • هولدن کالفیلد

زمستان بود و تابستان ، دی اما تیر و سوزان بود

زمستان بود و گرما در بَرِ یک مادر آرام ، به سان دختری خندان پُر از رویای فردا بود

زمستان بود و آغوش پدر گرم و دلش قُرص و نگاهش هر نظر درد و هراسان بود

زمستان بود و تابستان ، که این تقدیر دنیا بود...

 

دو لب ، یک خنده ی معصوم و آتش در دل سرما

دو دیده سمت آرامش ، "تو بودی نعمتی بر ما"

پدر گفت و گرفت این دخترِ تازه ز آغوش زنش آرام

پدر آرام بوسید آن نگینش را بگفت "ای دخترم، بابام"

 

دو چشم راضی کودک ، دو دنیای پُر از گرما

"نگینم تُخم چشمت شُد ، تو هستی بعد من اینجا"

پدر بود و پسر بچه ، کمی حرفای مردونه

یه کم اتمام حجت ها ، به عشق دخترِ خونه

 

نبود این دخترک مولود معروف کسی همچون وزیر و شاه و بازیگر

که با بودن در این دنیا زند آرامش شب را به هم دیگر

ولی یک سوی این دنیا درون خانه ای کوچک

همه آرامش هستی فقط در چشم این کودک

 

زمستان بود و تابستان ، بهاری در دل مادر

"نکن گریه عزیز من ، نگین من تویی دختر"

...و یک عابر ته کوچه

شنید آواز کودک را

صدایش زد ، صدایش زد!

نگین آمد! نگین آمد!

 

پ.ن 1: تولدت مبارک نگین من! میدونی که همینجوریشم دلتنگتم! نرو!

Faron Young - I Miss You Already & You're Not Even Gone

پ.ن 2: 13 دی ماه ، سالروز تولد نگین کالفیلد!!! را گرامی میداریمنیشخند اگه خودش خواست میاد عکس کیکشو میذاره!

پ.ن 3: این شعر برای امسال نیست ، برای پارساله! امسال عمومیش کردم!

پ.ن 4: اینجا جا داره از زهرا رضایی (بله!!! زهرا رضایی!) که اومد و بزرگترین لطفی رو که میتونست در حق ما کرد تشکر کنم! که این یعنی من از زهرا خبر دارم!که این یعنی زهرا خیلی خانومه! خیلی!

پ.ن 5: به زودی میخوام یه پُست سرآهنگی و یه پُست تحصیلات تکمیلی ای برم! دلم تنگ شُده!

تولدت مبارک عزیز دل من!

  • هولدن کالفیلد